تبليغاتX
آیتان تبریزلی (آذراوغلو)
وبلاگی سیاسی - اجتماعی - فرهنگی در مورد دنیای تورک و...

 

اصلانلار یوواسی

بابک قالاسی

یازان: Gulara yenisey

آذربایجان تورکجه­سینه اویغونلاشدیران: آیتان تبریزلی یاشار اودمان

 

اوشاقلیق ایللریمده تانیمیشدیم اونو، اوخودوغوم تاریخ کیتابلاریندان... اونون ایگیت­لیگینی، قوچاقلیقلارینی آنلادیقجا، قانیم قاینامیش، اوره­گیم یئریندن اوینامیشدیر.

اونون ظفرلری ایله اوجالمیش، مغلوبیتی ایله یئنیلمیش، ازیلمیشدیم. یورد – یوواسینا سونسوز سئوگی­سی، ائل – اوباسینا درین باغلیلیغی، یاغیلارا و کؤله­لیگه نیفرتی منی حئیران ائتمیشدیر. بیلین­جیمده سیلینمز ایز بوراخمیشدیر.

ای اولو بابک! سالام اولسون سنین اؤلمز روحونا!

بوگون، سنین ایللر بویو دوشمانلارا اود یاغدیردیغین قان قوسدوردوغون آصلانلار یوواسی، ایگیت­لر یوردوندا، بابک قالاسینداییم. سن بو داغلارا خالقیمین شانلی تاریخینی، ایگیت­لیک داستانینی یازیبسان.

داوان (ساواشین) قوتلو اولسون! روحون جنته اوچسون!

سن اگیلمنین، دیز چؤکمنین نه اولدوغونو بیلمدین. یوردوموزا ایگید­لیک اؤرنه­یی اولدون. دوشمان سنین اگیلمز (اییلمز) باشینی کسسه­ده ایه بیلمدی، بوکولمز قولونو کسسه­ده بوکه بیلمدی، قاتلانماز دیزینی قیرسادا قاتلایا بیلمه­دی. بوتون دونیا گؤردوکی اولو تورکون باشی توپراغا دوشر، آنجاق اگیلمز! الی – آیاغی آغاج کیمی دوغرانیر، آنجاق بوکولمز! سن اولو بابک­سن! بای ارسن! اوجا شامان­سان!

قانین­لا دوغما توپراغی، اودلار یوردونو قوتسادین.

سندن سونرا گلن ایگیت­لره قوتلو بیر یول بوراخدین. گؤزلرین آیدین اولسون، ای اولو تورک، اوجا شامان بوگون سنین یولوندان اصلان اوره­کلی، اصلان بیله­کلی اوغول- قیزلارین گئدیر. سنین قالاوا اوزو یوخاری آخیب گلیللر. سنین قالادیغین اوجالیغین باشینا، قوتسادیغین اودونا ایسینمایا، یانماغا، دیریلمه­یه، جانلانماغا، آرینماغا، اوجالمایا، اویانماغا گلیللر.

 

یولون اوغورلو اولسون، ای اولو بابک!

داوان (ساواشین) قوتلو اولسون، ای آذربایجان!

 

 

 

 

 

 

 

`slanlar yuvasi

 

BAB`K QALASI

 

u;aqliq ill`rimd` tanimi;dim onu^ oxudu.um tarix kitablarindan&&& onun igidligini^ `gilm`zli.ini^ qo[aqliqlarini anladiqca^ qanim qaynami;^ wr`gim yerind`n oynami;dir&

onun z`f`rl`ri il` ucalmi;^ m`.lubiyy`ti il` yenilmi;^ ezilmi;dim& yurd – yuvasina sonsuz sevgisi^ el – obasina d`rin ba.lili.i^ ya.ilara v` k,l`lige nifr`ti m`ni heyran etmi;dir^ bilincimd` silinm`z iz buraxmi;dir&

ey ulu bab`k^ salam olsun s`nin ,lm`z ruhuna!

bu gun^ s`nin ill`r boyu du;manlara od ya.dirdi.in qan^ qusdurdu.un `slanlar yuvasi^ igidl`r yurdunda bab`k qalasindayam^ s`n bu da.lara xalqimin ;anli tarixini^ igidlig dastanini yazibsan&

davan (sava;in) qutlu olsun! ruhun c`nn`t` u[sun!

s`n `gilm`nin^ diz [okm`nin n` oldu.unu bilm`din^ yurdumuza igidlik ,rn`yi oldun&

du;man s`nin `gilm`z ba;ini k`ss`d` `y` bilm`di^ bwkwlm`z qoluna k`ss`d` bwk` bilm`di^ qatlanmaz dizini qirsada qatlaya bilm`di& bwtwn dwnya g,rdwki ulu twrkwn ba;i topra.a dw;`r^ ancaq `gilm`z! `li – aya.i a.ac kimi do.ranir^ ancaq bwkwlm`z! s`n ulu bab`ks`n!

bay `rs`n! uca ;amansan!

qaninla do.ma topra.i^ odlar yurdunu qutsadin&

s`nd`n sonra g`l`n igidl`r` qutlu bir yol buraxdin& g,zl`rin aydin olsun^ ey ulu twrk^ uca ;aman bu gwn s`nin yolundan `slan wr`kli^ `slan bil`kli o.ul – qizlarin gedir& s`nin qalava uz yuxari axib g`lill`r& s`nin qaladi.in ucaligin ba;ina^ qutsadi.in oduna isinmaya^ yanma.a^ dirilm`y`^ canlanma.a^ arinma.a^ ucalmaya^ oyanma.a g`lill`r&

yolun u.urlu olsun^ ey ulu bab`k!

davan (sava;in) qutlu olsun^ ey az`rbaycan!

 

 

www.aytan-tabrizli.blogfa.com

email: aytan_tabrizli@yahoo.com

 

 

پی دی اف فایلین بورادان داونلود ائده بیلرسینیز

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 20:47  توسط آیتان تبریزلی  | 

نگاهی به گفتگوی پرویز ورجاوند با ماهنامه آفتاب

عنوان گفتگو:  " جایگاه و نقش بابک خرمدین در تاریخ و فرهنگ ملی ایران "( 1)

 

 

آیتان تبریزلی

www.aytan-tabrizli.blogfa.com

Aytan_tabrizli@yahoo.com

 

مقدمه:

میان هر ملتی حماسه هایی وجود دارد که یادگاری از گذشته های آن ملت می باشد. و جزء ثروتهای معنوی آن ملت است. در بحث تاریخ نیز همواره تاریخ نگاران و نخبه گان به این مسئله اذعان دارند که ملتها باید حافظ تاریخ خود باشند. این تاریخ ممکن است دربرگیرنده سیاست، اقتصاد و... یک قوم و ملت باشد.

ملت آذربایجان نیز همواره دوستدار هویت تاریخی خویش بوده و خواهد بود. و همواره از آن پاسداری خواهد کرد. یکی از راههای حفاظت و انتقال هویت تاریخی به نسل جدید اجرای مراسمات و تجلیل از قهرمانان گذشته می باشد. ملت آذربایجان نیز هرساله مراسمی را برای پاسداشت از قهرمان بزرگ و شجاع خود – بابک – برگزار می کند. در این میان معارضین این ملت و آنتی تورکها با انواع کارشکنیها و مزاحمتها خواستار عقیم کردن چنین جنبش های خودجوش می باشند ولی باز هم با دیدن همبستگی این ملت می خواهند به وسیله راههای مختلف به سنگ اندازی خود ادامه دهند. آنها حمله های خود را به طرق مختلف  انجام می دهند. یکی به عنوان دلقک به مضحکه تورکها می پردازد و یکی به عنوان صاحبنظر!! تئوریهای پوچی از خود ارائه می دهد تا بدین طریق سنگی بر این راه مقدس بیاندازد. یکی از این شوونیست های خوش سابقه!، پرویز ورجاوند می باشد. وی که دارای اندیشه های افراطی در ترک ستیزی دارد، همواره خواسته است با هر فرصتی به تاریخ و فرهنگ این ملت بتازد ولی هر بار بیشتر از پیش دچار یاس و نامیدی شده است و اربابان وی نیز با دیدن چنین شکستهایی، باز هم دست از حماقت خویش برنمی دارند و همواره به دنبال کشف! راههای جدید می باشند تا به زعم خود دمار از روزگار ترکان دربیاورند. ولی زهی خیال باطل.

ورجاوند همان کسی است که اخیرا تخم مرغهای گندیده ملت آذربایجان با شدت هرچه تمامتر بر چهره کریه اش نواخته شدند. ولی بازهم با حماقت تمام گفت: "من به گنگره - احیای ربع رشیدی-  آمده ام تا بگویم که ملت آذربایجان ترک نیستند"!!! با این اوصاف می بینیم که نه وی و نه اربابان پان فارسیست و شوونیست وی هیچوقت از حماقتهای خود دست نخواهند کشید. ورجاوند شخصی است که شوونیست بودن او برای همه شناخته شده است. کسانی که می خواهند با عقاید پان فارسیستی و شوونیستی وی آشنا شوند می توانند به بیانات و گفتگوهای ایشان توجه کنند و به این مهم نائل آیند.

لذا این وظیفه برای ملت آذربایجان – بخصوص جوانان غیور آذربایجان – است که با شناسایی چنین مهره های کثیف و همچنین با کنکاش در تاریخ و فرهنگ واقعی خویش، امید ورجاوندهای زمان را به یاس تبدیل کنند. و همچون قهرمانان تاریخی خویش که در مقابل جباران زمان ایستادگی می کردند در مقابل چنین چپاولگران و جایتکاران فرهنگی این زمان بایستند.

 

بابک شخصی بود که 25 سال – بلکه بیشتر – با استبداد زمان خویش جنگید. استبدادی که با نقاب اسلام سعی در اضمحلال فرهنگها داشت.

هستند کسانی که می خواهند شاهکارهای حماسی و فرهنگی یک ملت را به سخره گرفته و نگاهها را نسبت به آنها بدبین کنند. بر این اساس سعی در هویت زدائی ملتها دارند. از جمله این اشخاص – همانطور که در مقدمه ذکر شد – ورجاوند و اربابان وی می باشند.

وی در سال 1382 مصاحبه ای انجام داده بود با این عنوان: " جایگاه و نقش بابک خرمدین در تاریخ و فرهنگ ملی ایران "

 

نکات قابل توجه در این مصاحبه:

 

1- اولین نکته ای که از مصاحبه ایشان به چشم می خورد این است که وی همواره از این مسئله ناراحت است که چرا آیین ها و مراسمات باستانی ایران مورد تحریف واقع شده است و چرا در رسانه های گروهی در مورد دورانهای تاریخ درخشان ایران هیچ اثری ساخته نمی شود. و در جایی نیز می گوید: " در طول این 25 سال حتی یک فیلم یا سریال باارزش تاریخی درباره دورانهای درخشان ایران ساخته نشده، در حالی که شاهدیم چه هزینه های هنگفت و نجومی برای به تصویر کشیدن فیلمهای مذهبی که در زمینه هایی با واکنش اهل سنت مواجه شده اختصاص یافته است.... "

ایشان بنا به مصالحی!! نمی توانند آرزوهای قلبی خویش را بگویند و آن را در پوشش فرهنگ ایران بیان می کنند. اما هر خواننده ای می تواند به آرزوهای باطنی ایشان پی ببرد. وی و امثالل وی از پس مانده های نسل اول پان فارسیستها می باشند، اشخاصی که در زمان منحوس پهلوی بدون هیچ مانعی یکه تاز میدان بودند، میدانی که در آن با صرف هزینه های مختلف سعی در از بین بردن فرهنگهای غیرفارس داشتند. سرزمین ایرانی که وی و هم مسلکانش از آن دم می زنند خلاصه می شود در تاریخ 2500 ساله، زبان و فرهنگ فارسی. حتی اگر از وی تعریف واقعی از تاریخ و فرهنگ ایران باستان شود، تنها به ذکر حماسه های مذموم مثل شاهنامه فردوسی و سلسله های جنایتکار مثل سلسله هخامنشی و ساسانی اشاره می کند و همواره خواهان این است که دیگر ملتها نیز آنها را برای خود الگو قرار دهند!! در دنیایی که همه از نژادپرستی فرار می کنند ایشان و امثال وی می خواهند افکار پوسیده و آلوده خود را به سایر ملتها تحمیل کنند.

ورجاوند در بعضی موارد نیت واقعی خود را بروز می دهد و نقاب از چهره پان فارسیستی خود برمی دارد و از این که قرار است به زودی با هزینه 80 میلیون دلاری فیلمی درباره کوروش ساخته شود اظهار خوشحالی می کند و در جایی چنین می گوید: " نسل جوان باید بدانند که تاریخ جهان امپراطوری چون دوران هخامنشی را در هیچ بخشی از جهان، چه از نظر وسعت، چه آبادانی و چه نیروی سازماندهی گسترده در ابعاد گوناگون سراغ ندارد. "

 

ورجاوند همواره از اضمحلال تمدن درخشان دوران ساسانیان!! توسط اعراب مهاجم و جنایتهای ترکان – اعم از ازبک، مغول، عثمانی -  ناله سر می دهد. و به دنبال ریشه یابی این اضمحلالها می باشد.

وی در این قسمت از گفتگویش خواسته یا ناخواسته پا را فراتر می گذارد و از همفکران خود که با نقاب اسلام سعی در ترویج افکار خود دارند ورود اسلام را در زمان ساسانیان دوران ظلمت ایرانیان ( به نوعی ورود غیر قانونی و تهاجمی ) قلمداد می کند و با استفاده از احساس کینه نسبت به ملل ترک، مغولان و ترکان عثمانی را خونریز و اوزبکها را تجاوزگر می نامد. در حالی که هیچ سخنی از جنایات شاهان هخامنشی و ساسانی به میان نمی آورد و انتظار دارد که نسل جوان آنها را الگوی خویش قرار دهند!!

 

2- توضیحی که در مورد قسمتی از ناله های ایشان باید داد این است که: آقای ورجاوند و همفکران او باید بدانند که صدا و سیما و رسانه های گروهی موجود همواره به نفع ایشان کارها را به پیش برده اند چرا که قبلا نیز ذکر شد یکی از اهداف ایشان تحقیر فرهنگهای غیرفارس است. لذا رسانه های گروهی نیز با گرفتن دستور از این عالی جنابان می خواهند به عقاید آنها جامه عمل بپوشانند و همواره توهین به اقوام غیرفارس – به خصوص ترکها – را در سرلوحه کارهای خویش قرار داده اند. از جمله این فیلمها می توان به مسافر ری، ملاصدرا، یک روز بهاری و... اشاره کرد که در این میان حتی پا را فراتر گذاشته و در فیلمهای به اصطلاح مذهبی ( مثل مسافر ری )  امثال داوود میرباقری ها به تحقیر ترکها می پردازند.

 

3- ورجاوند در گفته هایش به کشورهای دیگر – به خصوص کشورهای ترک زبان – اشاره می کند و می گوید که آنها هزینه های هنگفتی را برای تاریخ سازی! صرف می کنند و از افسانه دده قورقود استفاده می کنند که برای خود تاریخ بسازند و برای مثال در جایی چنین می گوید: " سالها ترکیه برای ترک قلمداد کردن مولانا چه کارها که نکرد و چه آثاری که تهیه نکرد... "

ورجاوند و امثال وی باید بدانند که هر ملتی برای خود شاهکارها و نخبه گانی داشته و دارد و نمی تواند آنها را انکار کند ملل ترک نیز علیرغم اینکه با مرزهای سیاسی از هم جدا هستند ولی از لحاظ فرهنگی نمیتوان برای آنها مرزی تعیین کرد. دده قورقود همانطور که به عنوان سمبل فرهنگی ترکهای آذربایجان است به همان میزان نیز سایر ملل ترک در آن سهیم اند. و وقتی در کوره دهی از کشور افغانستان یا تاجیکستان یک شخصی پیدا می شود که نشانه های فارس بودن در او باشد فورا آقایان پان فارسیست دست او را گرفته و هزینه های هنگفتی را به وی صرف می کنند، باید این حق را هم به ملت ترک بدهیم که از تاریخ و سمبلهای تاریخی خویش دفاع کنند.

لازم به ذکر است که مولانا یک شاعر ترک است و اگر آقای ورجاوند کمی واقع بین باشند می توانند حق بدهند که کشور ترکیه مولانا را عزیز و گرامی بدارد.

 

4- وی  در گفته هایش بیان می کند که بابک برای رهایی ایران! با قدرت خلافت عباسی به مقابله پرداخت ولی در واقع می بینیم که پذیرش این گفته ( یعنی دفاع از ایران ) خیلی مشکل است. چرا که اطلاق کلمه ایران به سرزمینهای موجود در زمان بابک به نوعی تناقض گویی است.  با توجه به مستندات تاریخی، ایران تا قبل از حکومت قاجار به صورت ملوک الطوایفی اداره می شد. و لفظ و کلمه ایران ساخته و پرداخته ای بیش نیست که آن را هم پان ایرانیستها عنوان کرده اند. در زمان بابک سرزمینها به صورت ملوک الطوایفی و ایالتی اداره می شدند. و به نوعی سیستم فدرال حاکم بود، نه کشوری به نام ایران. - از بنیانگذاران قدیمی سیستم حکومتهای فدرال می توان آستیاک ( پادشاه بزرگ ماد ) را نام برد و از مخالفین این نوع حکومتها می توان به حکومتهای ساسانی و هخامنشی اشاره کرد که با طرز اداره سرزمینها به صورت فدرالی به شدت مخالفت می کردند. -

بابک برای حفظ آذربایجان و ملت آذربایجان دست به مقابله با دولت جبار عباسی زد نه برای دفاع از  شاهان عیاشی مثل خسرو پرویز. بابک شخصی نبود که با شهامت خود مهر تایید بر جنایتهای ساسانیان بزند.

 

5- ورجاوند می خواهد خود را حافظ وحدت ملی ایران نشان دهد و برای اینکار می خواهد از نقش قهرمانانه بابک – دلیر آذربایجان – به عنوان ابزاری برای تحمیل افکار پان ایرانیستی –پان فارسیستی – خود کمک بگیرد ولی اگر وی و امثال وی کمی به عملکردهای خویش نگاه کنند و به کلماتی مانند وحدت ملی ارزش قائل باشند می بینند که هیچوقت بیگانگان موجب خدشه به وحدت ملی نمی شوند بلکه ایشان و همفکران وی هستند که با اجرای افکار مذموم خویش شکافها و تضادهای قومی را بیشتر می کنند.

وحدت ملی در افکار چنین اشخاصی عبارت است از یکسان سازی فرهنگی دیگر اقوام غیرفارس با فرهنگ ساخته و پرداخته کذایی فارس، که عبارت است از تاریخ 2500 ساله، زبان فارسی، جعل عناوین شعرا و دیگر نخبه گان غیرفارس به فارس و...

و بنا به نظر ایشان هر کس بخواهد مسیری غیر از این مسیرها را بپیماید تجزیه طلب و اخلال گر است!!

 

6- وی با گستاخی تمام در قسمتی از گفتگویش از شدت کینه نسبت به ملت بزرگ ترک چنین می گوید: " آیا می توان پذیرفت که در چارچوب پان ترکیسم مردم برومند آذربایجان را که از ارزشمندترین فرزندان ایران زمین به شمار می روند و از کهن روزگاران تا به امروز در پاسداری از استقلال و یکپارگی ایران و توانمند ساختن فرهنگ پربار ایرانی نقش بزرگ برعهده داشته اند ترک بنامند. اینکه شماری از هموطنان عزیز آذربایجانی، از حدود قرن یازدهم هجری به تدریج به جای زبان آذری ( فارسی میانه یا پهلوی ) به ترکی آذربایجانی سخن می گویند. نمی توانند دستاویزی شود تا این ایرانیان شرافتمند را کسانی گستاخانه متصف به ریشه غیر ایرانی بگردانند و زمینه ساز گسترش جریان بیگانه پان ترکیسم برای لطمه زدن بر وحدت ملی ایران شوند. "

وی برای ادعای خود گفته هایی را از چند جهانگرد ذکر می کند و گفته های آنان را دلیل بر ادعای خود می کند. اما سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که: آیا می توان با گفته های چند جهانگرد که هیچ، بلکه با گفته های حتی 100 نفر که چیزی را بیان کرده اند تاریخ و فرهنگ چندین هزارساله یک ملت را متحول کرد؟!!

گفته های ورجاوند را باید در حد کینه ورزی  وی از ملت ترک – که ملت آذربایجان هم جزء آن است – تفسیر کرد و گفته های مسموم وی را در تئوریهای اشخاص مطرودی مثل احمد کسروی نیز می بینیم که در نهایت به زباله دان تاریخ انداخته شدند.

 

7- وی در مورد حضور عظیم مردم در قلعه بابک چنین می گوید: " از سال 79 به بعد با وجود تلاشهای فراوان و پی در پی از شمار مردم کاسته می شود تا اینکه در تیرماه سال جاری – 1382 – با شمارش دقیق فقط حدود 16 هزار نفر حضور پیدا می کنند. "(!)

با توجه به گفته های وی ما درمی یابیم که ایشان در دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی نیز سر و سری دارند و با آمار دقیقی که به زعم خود  می دهد می توان به این موضوع پی برد!!

وی  در چنین مواردی، باید از ناله های ممتد خود دست بردارد و باید خوشحال باشد که دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی راه هرگونه فعالیتهای خودجوش ملتهای غیرفارس را می بندند و جنبشهای اصیل مردمی را در نطفه خفه می کنند.

اما توصیه ای  که می توان به ورجاوند و همفکران او کرد این است که: اولا: این حرکت – مراسم با شکوه و عظیم قلعه بابک – جزء حرکت ملی آذربایجان بوده و خواهد بود و این حصر شده در طیف خاصی نیست که بتوان با سرکوب آن طیف به این جنبش خاتمه داد.  و جنبشهایی که از میان یک ملت – با حضور میلیونی – به پاخیزد به هیچ وجه  نمی تواند سرکوب شود و ملت آذربایجان با چنین حرکتهایی نشان می دهند که به پا خواسته اند تا بر هر فکر و عملی که آنها را مورد تبعیضهای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی قرار داده اند به مقابله برخیزند و دوم اینکه در حال حاضر خوشبختانه به وسیله راههای گوناگون مثل تعاملهای فرهنگی ملل ترک با کشورهای دیگر و ابزارهایی مثل رسانه های گروهی و اینترنت، دنیا و جهانیان به حضور عظیم و قورولتای بزرگ در قلعه بابک آگاه شده اند و گروههای شوونیست و پان فارسیست چه در داخل و چه در خارج نمی توانند با تبلیغات منفی خود افکار را نسبت به این موضوع منحرف کنند.

 

7- در قسمتی دیگر نیز از این گفتگو می خوانیم: " باید کوشید تا مجسمه ای سترگ از خارا در شان بابک ساخت و در برابر راه ورودی قلعه برپاداشت و اجازه نداد تا تصویری نامناسب و حقیر با نوشته ای به خط و زبان ترکی استانبولی به نشانه بابک نصب کنند. "

آقای ورجاوند از مسلمات و حقوق عینی یک ملت نیز کینه به دل دارند. ایشان به نوعی با خط و زبان ترکی دشمنی دارند و حتی می خواهند این حق خدادی یک ملت را با افکار کثیف خود ناحق جلوه دهند. ولی باید بدانند که ملت آذربایجان – به طریق اولی ملت تورک – برای پاسداری از ارزشها و قهرمانهای خود و شناساندن آن ارزشها از خط و زبان خود استفاده کرده و خواهند کرد، زبان ملت ترک در هر کجا که باشد ترکی است و خط آنان می تواند با الفبای ترکی لاتین و عربی  نگاشته شود.

لازم به ذکر است که الفبای مورد استفاده در میان فارسی نویسان الفبای فارسی نمی باشد، بلکه الفبای عربی می باشد و اگر عده ای از آقایان پان فارسیست خطهای پهلوی و.... را برای الفبای فارسی پیشنهاد می کنند می توان گفت که خطهای مذکور از لحاظ تاریخی به اثبات نرسیده اند که فارسی بوده اند یه نه و دوم اینکه در حال حاضر نمی توانند کاربرد داشته باشند.

 

سخن آخر:

مطالبی  که دوستان عزیز آن را خواندند مقاله ای بود که در ظاهر به بررسی گفتگوی آقای ورجاوند پرداخته بود ولی هدف واقعی نگارنده از نگارش آن، دادن پاسخی بود برای ورجاوندهای زمان که به وسیله روشهای گوناگون – چه در داخل و چه در خارج – سعی در تحمیل افکار پان فارسیستی خویش بر سایر ملل  دارند.

امید است که همواره سعی شود سیاستهای غیرانسانی چنین اشخاصی به جهانیان شناسانده شود تا به این طریق جلوی تهاجمات وحشیانه چنین جانیان فرهنگی و تاریخی گرفته شود و جنایتهای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و... آنها به همگان نمایان شود.  و روزی برسد که جباران اینچنینی در دادگاه بشریت محاکمه شوند.

 

  به امید آن روز

 

۱۳۸۴/۴/۲

 

 

 

1-    مجله آفتاب ( ماهنامه ) – شماره 27 تیرماه 1382

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 17:37  توسط آیتان تبریزلی  | 
بابک قالاسی قورولتایی و... 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1384ساعت 22:23  توسط آیتان تبریزلی  | 

Adalar Denizinden Altayların daha
ötesine kadar bütün Türk gençliğine....

 

Yer bulmasın gönlünde ne ihtiras, ne haset.
Sen bütün varlığına yurdumuzun malısın.
Sen bir insan değilsin; ne kemiksin, ne de et;
Tunçtan bir heykel gibi ebedi kalmalısın.

Izdırap çek, inleme... Ses çıkarmadan aşın.
Bir damlacık aksa da, bir aczdir göz yaşın;
Yarı yolda ölse de en yürekten yoldaşın
Tek başına dileğe doğru at salmalısın.

Ezilmekten çekinme... Gerilmekten sakın!
İradenle olmalı bütün uzaklar yakın,
Dolu dizgin yaparken ülküne doğru akın
Ateşe atılmalı, denize dalmalısın.

Ölümlerden sakınma, meyus olmaktan utan!
Bir kere düşün nedir seni dünyada tutan?
Mefkuresinden başka her varlığı unutan
Kahramanlar gibi sen, ebedi kalmalısın...

Sen ne elde ve dilde gezen billur bir sağrak,
Ne de sıska bir göğüse takılan bir çiçeksin;
Senin de bu dünyada nasibin var: Savaşmak!..
Kayalarla güreşip dağlarda öleceksin.

Yoldaşlık ederekten gökte güneşle, ayla
Aşarsın tepe, ırmak; yürürsün ova, yayla...
Hayata ne biçimde geldinse bir borayla
Daha sert bir kasırga içinde biteceksin.

Kızıl Elma uğrunda kılıç çekince kından
Bahtiyarlık denen şey artık geçmez yakından;
Mesut olup gülmeyi sök, çıkar hatırından.
Belki öldükten sonra bir parça güleceksin.

Yüz paralık kurşunla gider “Hayat” dediğin;
“Tanrı Yolu” uzaktır; erken kalk, sıkı giyin.
Yazık, bütün ömrünce o kadar özlediğin
Güzel Kızıl Elma’na varmadan öleceksin.

Belki bir gün çöllerde kaybedersin eşini,
Belki bir gün ağlarsın kaçtı diye karına.
Işıksız kulübende boranın esişini
Dinleyerek çıkarsın bir ümitsiz yarına.

Gün olur ki mertliğin uğrar kahpe bir hınca;
Namert bir el arkandan seni vurur kadınca;
Bir gün sabrın tükenir... Silahını kapınca
Haykırarak çıkarsın yurdunun dağlarına...

Hayatın kamçısıyla sızar derinden kanlar,
Senin büyük derdinden başkaları ne anlar?
Vicdanını Paris`e, Moskova`ya satanlar,
Küfür diye bakarlar senin dualarına.

Hey arkadaş! Bu yolda ben de coşkun bir selim,
Beraberiz seninle, işte elinde elim.
Seninle bu hayatın gel beraber gülelim
Ölümüne, gamına, tipisine, karına...

Atandan kalmış olan kılıcı iyi bile,
Onu bütün gücünle vuracaksın çağında.
Savaş...Bunun tadını ey Türk sen bulamazsın,
Ne sevgili yanında, ne baba ocağında.

Savaşmaktan kaçınır, kim varsa alnı kara;
Kan dökmeyi bilenler hükmeder topraklara...
Kazanmanın sırrını bilmiyorsan git, ara
“Çanakkale” ufkunda, “Sakarya” toprağında.

Siyasette muhabbet... Hepsi yalan palavra...
Doğru sözü “Kül Tegin” kitabesinde ara...
Lenin’den bahsederse karşında bir maskara
Bir tebessüm belirsin sadece dudağında.

Yatağında ölmeyi hatırından sök, çıkar!
Döşeğin kara toprak, yorganındır belki kar...
Sen gurbette kalırsan, ben ölürsem ne çıkar?
Ruhlarımız buluşur elbet Tanrıdağı`nda...

Mukadderat isterse seni yoldan çevirsin,
Sen hele bu yollarda yıpranarak aşın da,
Varsın bütün ömrünce bir an nasip olmasın
Yorgunluğunu gidermek serin bir su başında.

Bir gülüşten ne çıkar, ne çıkar ağlamaktan?
Kullar kancıklık eder, bela bulursun Hak’tan.
Gün olur ki bir yudum su ararsın bataktan,
Gün olur ki bir tutam tuz bulunmaz aşında.

Bir çığ gibi yürürsün bir lahza durmaksızın,
Bir ilahi kaynaktan geliyor çünkü hızın.
Duygular ölmüştür... Tapınılan bir kızın
Bir füsun bulamazsın gözlerinde, kaşında.

Iztırabı kanına kat da göz kırpmadan iç!
Varsın gülsün ardından, ne çıkar, bir iki piç...
Bu varlık dünyasında yalnız senin hiç mi hiç
Bir şeyin olmayacak... Hatta mezar taşın da...

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم خرداد 1384ساعت 16:25  توسط آیتان تبریزلی  | 

بسمه تعالی 

طرح اوليه‌اي از؛

خواسته‌هاي ملت آذربايجان

(در آستانه انتخابات دوره نهم رياست جمهوري)

ملت شريف آذربايجان

ما امضاءکنندگان ذيل به مثابه بخشي از فعالين سياسي، فرهنگي و اجتماعي آذربايجان وظيفه ملي خويش مي‌دانيم که با تکيه بر مبارزات يکصد‌ساله آزادي‌خواهانه، هويت‌جويانه و عدالت‌طلبانه ملت آذربايجان، به ارائه طرحي از خواسته‌هاي مشخص اهالي آذربايجان (شامل استانهاي آذربايجان و مناطق ترک‌نشين مجاور آن) بپردازيم و از اين طريق به سهم خود معيار و شاخصي را پيشنهاد نماييم تا مردم بتوانند آنرا در انتخاب خويش بکار گيرند.

لازم به توضيح است که طرح اين خواسته‌ها درواقع عزمي براي توسعه همه‌جانبه آذربايجان و مناطق ترک‌نشين کشور است و اميدواريم با دريافت نظرات کارشناسانه ديگر، بتوانيم نسبت به ارائه طرح تکميلي و عملياتي آن و همچنين تدوين و نشر مجموعه مدوني از اصول و ديدگاههاي ملي خود در آينده نزديک اقدام نماييم.

 

1. آموزش به زبان مادري و تدريس ادبيات و زبان ترکي در مدارس مناطق ترک‌نشين کشور

2.  اختصاص بودجه ملي براي آذربايجان متناسب با نفوس اهالي و همچنين تخصيص دادن 5% بودجه کل کشوري به عنوان بودجه ويژه جهت رفع کامل عقب‌ماندگيهاي ناشي از اعمال سياستهاي تبعيض‌آميز گذشته

3. رفع موانع رشد و گسترش توليد و تجارت، در راستاي بازگرداندن آذربايجان به موقعيت قطب تجاري – صنعتي کشور

4. ايجاد پارلمان منطقه‌اي (ايالتي) در تبريز و پارلمانهاي ولايتي (استاني) در مراکز استانهاي آذربايجان به منظور حل و فصل سريع و اصولي مسائل منطقه‌اي

5. تمرکززدايي در حوزه‌هاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي از پايتخت و اعطاي اختيارات در حد اداره داخلي آذربايجان به مسئولين محلي منتخب مردم

6. اعطاي حق انتخاب نمايندگان پارلمانهاي منطقه‌اي، استانداران و فرمانداران به مردم منطقه

7. حمايت از حقوق شهروندان در برگزاري تجمعات مسالمت‌آميز و ارائه خدمات و ايجاد تسهيلات مناسب براي برگزاري مراسم ملي در راستاي گراميداشت مناسبتهاي ملي و تجليل از قهرمانان و شخصيتهاي ملي در آذربايجان

8. مبارزه جدي با انديشه­هاي ترک‌ستيز و عوامل آن به مثابه اصلي‌ترين عامل تفرقه، جهت تأمين وفاق و امنيت عمومي

9.  تسريع در عمليات ساختماني پل ارتباطي درياچه اورميه ،اتوبان محور زنجان- تبريز- اروپا و راه آهن ميانه - اردبيل-آستارا- باکو(کريدور بين‌المللي شمال-جنوب)، راه آهن اردبيل- مغان و راه آهن مراغه- اورميه - اروپا، به نحوي که مطابق برنامه‌ زمانبندي مصوب به مرحله بهره‌برداري برسند

10.      ايجاد مناطق آزاد تجاري- صنعتي در مناطق آستارا، مغان ، صوفيان، ماکو و سولدوز(نقده)

11.      مبارزه جدي با رشد بيکاري و شيوع اعتياد در ميان جوانان از طريق ايجاد فرصتهاي تحصيلي، شغلي، ايجاد تسهيلات کافي جهت ازدواج و تامين امکانات ورزشي، فرهنگي و تفريحات سالم براي جوانان در منطقه

12.      ايجاد بستر مناسب جهت جلب سرمايه‌هاي خارجي در زمينه‌هاي توريسم، صنعت، کشاورزي، دامپروري و بازرگاني و...

13.      نوسازي روستاهاي در شرف ويراني و نيز کارخانجات در معرض تعطيلي آذربايجان و رسيدگي به اوضاع اسفناک اقتصادي کارگران، روستائيان، عشاير، اقشار کم‌درآمد و حاشيه‌نشينان شهرهاي بزرگ

14.      حمايت و تقويت صنعت فرش، صنايع تبديلي و بسته‌بندي محصولات کشاورزي و باغي و لغو تعرفه‌هاي گمرکي به منظور توسعه صادرات اين کالاها

15.      بسترسازي مناسب جهت گسترش توريسم بويژه سرمايه‌گذاري در مناطق سلطانيه، غار كتله‌خور زنجان، غار علي صدر همدان، مجموعه شيخ صفي اردبيل، آبهاي معدني سرعين، حوزه‌هاي توريستي ساوالان، مغان و تالش، جنگلهاي قره‌داغ (ارسباران) و کرانه‌هاي غربي درياچه خزر، محوطه باستاني قلعه بابک، مجموعه بازار تبريز، ارک عليشاه و مسجد کبود، حوزه درياچه اورميه، دهکده المپيک ورزشهاي زمستاني سهند، تپه حسنلو، تخت سليمان و باغچه‌جوق ماکو...

16.     جديت در امر مقابله با زلزله پيش از وقوع آن، با توجه به زلزله‌خيز بودن آذربايجان و حتمي بودن آن، از طريق اختصاص امکانات و بسيج تخصص‌هاي لازم جهت نوسازي بافتهاي فرسوده شهري و روستايي و مقاوم‌سازي ساختمانهاي تاريخي و ابنيه مهم

17.     توجه جدي به حفاظت از منابع بي‌بديل طبيعت و صيانت از ثبات محيط زيست منطقه و اعطاي سهم کلان‌شهر تبريز به عنوان دومين شهر آلوده کشور از بودجه اختصاصي سازمان ملل براي بهبود شرايط زيست محيطي آن

18.     ايجاد اشتغال در زمينه‌هاي مختلف جهت جلوگيري از مهاجرت بي‌رويه نيروي انساني، فرار مغزها و سرمايه‌هاي آذربايجان به مناطق ديگر و فراهم کردن امکانات رفاهي، شغلي به منظور بازگرداندن مهاجرين قبلي

19.                دفاع از حقوق کودکان و زنان بر اساس ميثاقهاي بين‌المللي

20.     اعمال سياستهاي تشويقي (مادي و معنوي) از ورزشکاران، و تأمين تجهيزات ورزشي و ايجاد امکانات احداث سالنها و ميادين ورزشي در کليه شهرها براي رشته‌هاي مختلف ورزشي

  1. لحاظ نمودن علايق تاريخي و فرهنگي و اقتصادي مردم آذربايجان در مسائل مربوط به سياست خارجي و روابط بين‌الملل

22.     تاسيس و راه‌اندازي حداقل يک شبکه راديو- تلويزيوني سرتاسري، يک خبرگزاري و دو روزنامه کثيرالانتشار دولتي به زبان ترکي با توجه به تداول اين زبان در گستره کشور

23.     تاسيس فرهنگستان زبان و ادبيات ترکي و ايجاد کرسي اين رشته‌ها در دانشگاههاي کشور

24.     به رسميت شناخته شدن زبان ترکي در ادارات و محاکم قضايي با توجه کثرت آماري متکلمين اين زبان در سراسر کشور.

25.     اعاده کليه اسامي تاريخي (بخصوص اعاده نام تاريخي آذربايجان مطابق آخرين تقسيمات کشوري در دوران مشروطيت به استانهاي اردبيل و زنجان و...) به اماکن جغرافيايي و رفع موانع موجود در نامگذاري اسامي ترکي (براي کودکان و واحدهاي اقتصادي و...)

26.     لغو هرگونه سياستي که مي‌تواند موجب تغيير در توازن ترکيب جمعيتي بومي در غرب آذربايجان ‌شود

27.     حمايت از هنرهاي نمايشي، تجسمي و موسيقي آذربايجاني، تاسيس دانشکده‌هاي هنرهاي نمايشي، تجسمي و موسيقي، ايجاد کنسرواتوار و فيلارمونيا، سالن تئاتر و موزه‌ هنرهاي تجسمي در شهرهاي آذربايجان و ايجاد رشته‌ موسيقي آذربايجاني در دانشگاههاي کشور

28.     رفع موانع بوروکراتيک در زمينه تشکيل و فعاليت آزاد احزاب، گروههاي سياسي، نهادهاي غيردولتي (N.G.O ها) در سطح کشوري و منطقه‌اي و حفاظت از حقوق مردم در آزادي بيان افكار و انديشه‌هاي خويش.

اعتقاد راسخ داريم که کليه اين خواسته‌ها در چارچوب نظام موجود و با حسن نيت اولياء امور، کاملا قابل تأمين است. انتشار آن در آستانه انتخابات نيز به همين قصد صورت ميگيرد.

تاکيد داريم که حذف هر يک از مصاديق فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي اين طرح ويا اعمال هرگونه تبعيض و محدوديت جغرافيايي براي اجراي آن، معني و مفهومي جز مخالفت با توسعه و پيشرفت آذربايجان نخواهد داشت.

 

30/02/1384

 

 

 

اسامي امضاکنندگان اين بياينه عبارتند از:

 

آذربايجان مدنيت اوجاغي، مجمع دانشگاهيان آذربايجاني، مرکز تحقيقات علمي- فرهنگي بيليم يولو، کانون علمي – فرهنگي ايشيق، جمعيت جوانان آذرتوپراق، مؤسسه فرهنگي ستارخان، مؤسسه فرهنگي ارمغان ساوالان، سايت فرهنگي – خبري آذرسس (www.Azerses.org)، كانون بيرليك ، كانون آذربايجان‌شناسي دانشگاه علوم پزشکي اورميه(آذکاپ).

 

هفتهنامه آراز، نشريه آراز (دانشگاه شهيد رجايي تهران)، هفتهنامه آواي اردبيل، نشريه اؤيرنجي (دانشگاه اميركبير تهران)، نشريه اؤيرنجي باخيشي (دانشگاه اميركبير تهران)، نشريه ايشيق (دانشگاه علم و صنعت تهران)، نشريه تانسو (دانشگاه علوم پزشکي اروميه)، نشريه چنليبئل (دانشگاه پيام نور سولدوز - نقده)، نشريه دان اولدوزو (دانشگاه صنعتي اصفهان)، نشريه دوزگون خبر (دانشگاه تهران)، ماهنامه ديلماج، انتشارات زينب پاشا، نشريه ساراي (دانشگاه الزهراء تهران)، هفتهنامه صداي اورميه، هفتهنامه فرداي ما، نشريه قيزيل اوزن (دانشگاه پيام نور خلخال)، نشريه گله جك (دانشگاه شهيد بهشتي تهران)، نشريه گونش (دانشگاه علم و صنعت تهران)، هفتهنامه نويدآذربايجان، هفتهنامه يارپاق.

 

عقيل آذردخت، اکبر آزاد، محمد آقا محمدي، عباس آقايارلو، جمال آيرملو، الهام ابراهيمي، حسين احمدي، عادل ارشاديفر، امين اکبرپور، فاطمه اکبري، حوريه اللهقليپور، غلامرضا اماني، مهدي امجدي، شهرام بابايي اصل، صمد بابايي اصل، چنگيز بختآور، طاهر براتچيان، ائلمان برگشادي، عليرضا بيرامي بوراشان، عبدالسلام پاشايي قولنجي، بلال پورخاني برق، يوسف پيربوداغي، ناصر تارک، هوشنگ جعفري، علي حامد ايمان، وحيد حسنزاده، رضا خادم شمس، محمدرضا خادم شمس، سلمان خاني، بهزاد خسرواني، جبرائيل خليلي، اسماعيل خويي، احمد دليري، فيضاله رادمان،حسن راشدی،حسن رحیمی بیات، ميرعلي رضايي ، تورج رضايي اوصالو، حسن رفيعي، علي سليمي، حميد شافعي، مهدی شرفی، احمد صادقي، بهروز صفري، فرزاد صمدلي، فاروق طيار قولنجي، رضا عباسي، مهدي عباسي، عليرضا عبدالهي، محرمعلي عرفاني، منوچهر عزيزي، حسين عليزاده، يوسف عليزاده، عبداله عيوضپور، توکل غنيلو، عبداله فرجي، يوسف فرزانه، رضا قاسمپور، فرهاد قرهباغي، جليل کريمي، جلال کسائي، رسول کشتيبان، جعفر کيوانچهر، عباس لساني، سعيد متينپور، محمد مخفيان، قاسم مريدي، حامد مسعودي، جليل مقدسي، حسن ممقاني، عباد مميزاده، ارکين موسوي، فاضل موسوي، سعيد موغانلي، کهريز ميران، اکرم نجاري (دبيرخانه خانه فرزندان آذربايجان)، علي نظري، کمال نعيمي، مهدي نوري، هادي نوري، زهره وفايي، بهرام يوردشاهي.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم خرداد 1384ساعت 0:49  توسط آیتان تبریزلی  | 
 
Free counter and web stats