تبليغاتX
آیتان تبریزلی (آذراوغلو)
وبلاگی سیاسی - اجتماعی - فرهنگی در مورد دنیای تورک و...
 

بهار-ین گلیشی اوچون ۳ شعر:

 

 

 

یازینین آردین کلیک ائدین و اونلاری اوخویون

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 12:54  توسط آیتان تبریزلی  | 
 

 نوروز در باکو

 

Spirit of Novruz
Festival of Spring (March 20-21)

In Baku

Novruz...Celebration That Would Not Die

Noruz in Azerbaijan Noruz in Azerbaijan - Maiden's Tower

Above left: Performances on zurna, a traditional wind instrument and with traditional dumbbells (background).

Above right: Tightrope performance in front of Maiden's Tower in Baku.

Noruz in Azerbaijan
Public display of traditional Azerbaijan wrestling, called "gulash," in front of Maiden's Tower.

Noruz in Azerbaijan

Noruz in Azerbaijan

Children celebrating Novruz in a refugee camp.

Spring in Azerbaijan

Above Left: Field of wild poppies

Above Right: "Kosa," bears a close resemblance to Father Christmas. Another Novruz character is "Kechal," the bald-headed one.

Noruz in Azerbaijan
 Noruz in Azerbaijan

Above: Sprouted wheat in all shapes and sizes - a sign of spring and Novruz!

 

برای مطالعه این مقاله ادامه مطلب را کلیک کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 12:52  توسط آیتان تبریزلی  | 
 

نوروز در آذربایجان

 

 

صبر اولسا کونول، قيش دا گئده ر، شخته ده، قاردا

بايرام دا گلر، آرديجا بولبولده، باهاردا

بير آزجا گولوم سن بو غم فرقته دؤزسن

هيجراندا چاتار باشا، گلر نازلي نيگاردا

 

آیتان تبریزلی (آذراوغلو)

www.aytan-tabrizli.blogfa.com

aytan_tabrizli@yahoo.com

 

1384/12/20

 

 

عید نوروز نه تنها در آذربایجان، بلکه در تمام ایران و حتی در بعضی از ممالک مشرق زمین عزیز شمرده می شود. و در این موقع ما شاهد جشنهای باشکوه و ملی می باشیم.

در نوروز طبیعت لباس خود را عوض کرده و با آمدن بهار شادابی را در طبیعت می بینیم.

به زعم مورخان تورک نوروز از زمانهای  بسیار کهن در آذربایجان مرسوم بوده است و حتی می توان آن را برابر با دین زرتشت به حساب آورد. بنا به استناد یافته های اخیر باستانشناسی و گفته های مورخان سرشناس خارجی و تورک، قدمت آذربایجان به حدود 8 هزار سال قبل از میلاد برمی گردد. با کنکاشی که از دورانهای کهن آذربایجان به عمل آمده است کشف شده است که نوروز از دیرباز در این سرزمین و دیگر ممالک تورک وجود داشته است.

"نوروز را می توان از اختراعات مربوط به کشاورزان اولیه دانست. از دوره جدید عصر سنگ (یئنی داش دؤرو) با تکامل عقلی انسان، کشاورزی به وجود آمد. به دنبال این اختراع کشاورزان در هر دوره ای از بهار دست به اختراع نوروز زدند."

چنانچه بعدها سلسله هایی مانند اشکانیان – که تورک بودند - چند روز قبل از عيد در صحن دربار 12 ستون از خشت خام برپا می کردند و بر بالای هرستون يکی از غلات مانند گندم، جو، ماش، عدس، ذرت و... می روياندند تا بدانند کدام غله در آن سال بهتر می رويد و محصولش فراوان تر است.

پس ازرواج کامل آیین زرتشتی، سه ظرف سبزی به نشانه سه اصل بنیاد ین پیام زرتشت یعنی پندار نیک ، گفتار نیک و کردار نیک، درخوان نوروزی جای میگرفتند.

عید نوروز سال ها پیش از میلاد در آذربایجان برگزار می شده و مردم برخی از احساسات بشر دوستانه و جهان بینی خود را با این جشنواره مربوط می دانند زیرا در اوستا کتاب مقدس زرتشتیان نوروز به منزله جشن ستایش رفاه مقدسات محسوب می شود و گفته می شود که نوروز عید فراوانی کشت و سرآغاز تندرستی و برکت و وفور است. در خانه ها نيز گفته اند که هفت نوع سبزی می کاشتند تا آن را که بهتر می رويد بشناسند.

 زردشت خود نیز عامل مهمی در گسترش کشاورزی در آذربایجان بوده است. به اعتقاد "بنیاداف" قید شدن این عید در سالنامه زرتشت به 4هزار سال قبل از میلاد بر می گردد. پيروان آيين زرتشت را عقيده بر آن است که در روز شش ماه فروردين زرتشت توفيق يافت که با خداوند مناجات کند، لذا اين روز را به نام "نوروز" جشن می گرفتند.

در قرن نهم قبل از میلاد دولت تورک ماننا که از ممالک متمدن مشرق زمین بود در کشاورزی به پیشرفتهای فراوانی دست یافته بود. اهالی این دولت با اهالی دول دیگر عید بهار را به صورت باشکوه اجرا می کردند.

نظام الملک (عصر 11) در سیاستنامه خود نوروز را جشنی مردمی و جشن ملت بر می شمارد.

تقویم 12 حیوانی ترکان نیز بر اساس ماههای سال به گردش در می­آمد و نهایتا در عید نوروز این گردش تجدید می شد.

"پائولو دلسول" در کتاب طالع بینی چینی می نویسد: حتی در عصر ما، چینی ها اعتقاد دارند که وقایعی که در هر سال رخ می دهد و افرادی که در آن سال به دنیا می آیند تحت تاثیر خصوصیت حیوانی است که در آن سال به دنیا می آیند تحت تاثیر خصوصیات خیوانی است که بر آن سال حاکم است. بنابراین چینی ها و کلیه ملتهای زردپوست، چه در کار و چه در دوستی و عشق و ازدواج، اهمیت فراوانی برای این سالها قائل هستند.

لازم به ذکر است که چینی ها و ژاپنی ها با تورکان همنژاد هستند. این همنژادی را می توان در آداب و رسوم مختلف، زبان و چنین مواردی مشاهده کرد.

این تقویم که جزء تقویمهای کهن می باشد از قرن هفتم هجری به قلمرو سیاست، علم و فرهنگ ایرانیان وارد شد.

در "دیوان لغات الترک" محمود کاشقیرلی نیز در مورد آداب و رسوم مربوط به نوروز در میان ترکان می توان به وفور مطالبی را مشاهده کرد.

همانطور که قبلا نیز ذکر شد این عید و جشن به عنوان جشن ملی یاد می شود. و یکی از بزرگترین جشنهای ملت تورک علی الخصوص تورکان آذربایجان همین جشن نوروز می باشد. در این جشن ملت تورک لباسهای نو می پوشیدند و به اجرای مزاسمات ملی می پرداختند از جمله می توان به اجرای حرکات پهلوانی، ایجاد آتش در اجاقها، اجرای رقص، طبخ غذاهای متنوع، ایجاد محافل ادبی و هنری، اجرای موسیقی و ترانه های اصیل به وسیله سازهای ملی آذربایجان همچون کمانچه – تار قوپوز و... (نوروز گلیر   یاز گلیر  // باهار گلیر   ساز گلیر)، نوشتن نوروز نامه ، یاد کردن قهرمانها و شخصیتهای مختلف ملت تورک، قربانی دادن برای گؤک تانری و الهه های مربوط به آبهای سطحی و آتش و...(مثل آناهیتا که در دوره امپراطوری مادران –آنا خاقانلیقی- در عصر سنگ به وجود آمده بود)، تجدید عهد و پیمان با خالق هستی بخش و الهه های مربوط به آب – آتش و.. 

به عید نوروز عید علی (ع) نیز گفته می شود چرا که در این روز امام اول شیعیان مسئولیت خلافت مسلمین را به عهده گرفته است. و نيز بر اساس روايتی ديگر در همين روز حضرت محمد امير مومنان را در غدير خم به جانشينی خود برگزيد.

از چیزهایی در سفره هفت سین می گذارند می توان از سمنو نام برد. سمنو تنها به معنای سرسبزی و طراوت نیست بلکه به معنای برکت نیز می باشد. سمنو به عنوان لذیذ ترین غذا در عید نوروز می باشد. و بعد از طبخ، آن را در میان خویشاوندان و همسایه ها تقسیم می کنند سمنو در میان ملت تورک به عنوان عامل تداوم بخش نسلها شناخته می شود. در نمونه هاي باقي مانده از ادبيات شفاهي يا فلكلور ، اشعار و داستان هاي بسياري وجود دارد كه به طور مستقيم يا غير مستقيم، نوروز و ايام آن نقش مهمي در روند ماجرا ايفا مي كنند. رسمی است که در زمان نوروز سمنو را در میان زنانی که دارای اولاد نمی شوند می گردانند و می گویند: "آی بونو گؤیردن تانری، بو گلینی ده گؤیرت، آرزوسونا کاما یئتیر. مطلبینه، مورادینا چاتدیر. عهدینی اومیدینی بیتیر" (ترجمه: ای خدایی که این سمنو را بارور کردی این عروس را هم بارور کن، آرزویش را اجابت کن، به خواسته اش برسان، به امیدی که دارد برسان)

مراسم سمنو نیز در آذربایجان اجرا می شود. و در مورد آن ترانه و ماهنی خوانده می شود و متناسب با آن رقص نیز اجرا می شود.

پس از دوره صفويه در زمان افشاريه و قاجاريه نوروز همچنان گرامی و محترم ماند و حکومت ها نه تنها سر ستيز با آن نداشتند بلکه در رونق آن سعی می کردند.

 

 

 

 

مراسم چهارشنبه سوری

مراسم چرشنبه آخشامی (چهارشنبه سوری) از مراسمات کهن آذربایجان می باشد که در اسفند ماه آن را اجرا می کنند. بنا به اعتقادات کهن تورکان نسبت به آب و آتش و.. در این ماه ما با چهارشنبه مختلفی از جمله "سو چرشنبه سی" ، "اود چرشنبه سی" و... مواجه بودیم ولی در حال حاظر ما عموما شاهد اود چرشنبه سی (چهارشنبه آتش) هستیم.

"شال ساللاماق" يا «باجالئق» از جمله سنت‌هاي قديمي آذربايجاني‌ها در چهارشنبه‌ي آخر سال محسوب مي‌شود.

جوانان و نوجوانان آذربايجاني با برداشتن شال يا توبره‌اي در چهارشنبه سوري خود را براي اجراي اين رسم قديمي آماده مي‌كنند و اغلب با تاريكي هوا به خانه‌ي دوست و آشنا و فاميل و حتا ديگران مي‌روند و شال خود را آويزان مي‌كنند؛ به طوريكه ديده نشوند.
در گذشته اكثر خانه‌ها در سقف دريچه‌اي براي تهويه داشتند و معمولا شال از آن قسمت آويزان مي‌شد؛ تا صاحبخانه هديه‌اي را در آن بپيچد. اما امروزه اين رسم حالتي ديگر يافته است. براي مثال در را مي‌كوبند و وقتي صاحبخانه در را باز كرد بدون ديده شدن بخشي از شال را به داخل خانه در حاليكه‌ي گوشه‌ي شال را در دست دارند، در را به روي صاحب‌خانه مي‌بندند و بعد از گرفتن هديه شال را برداشته فرار مي‌كنند.
هديه‌ي گذاشته شده در داخل شال مي‌تواند چيزهاي مختلفي باشد كه از آن جمله مي‌توان به انواع شيريني و آجيل چهارشنبه سوري و ميوه و ... اشاره كرد.
شهريار نيز در اثر ماندگار حيدربابايه سلام خود به اين آيين سنتي اشاره داشته است:
بايرامي دي گئجه قوشي اوخوردي
آداخلي قئز بيك جورابين توخوردي
هر كس شالئن بيرباجادان سوخوردي
آي نه گوزل قايدادي شال ساللاماق
بيك شالئنا بايراملئقئن باغلاماق
شال ايسته‌ديم منده ائوده آغلادئم
بيرشال آلئب تئز بئليمه باغلادئم
غلام گيله قاشدئم شالي ساللادئم
فاطمه خالا منه جوراب باغلادي
خان ننه‌مي يادا سالئب آغلادي

آذربايجاني‌ها چهارشنبه آخر سال را جشن مي‌گرفتند

در دهه‌هاي گذشته ساكنان شهرها و روستاها، چهار چهارشنبه اسفندماه را جشن مي‌گرفتند و براي هر يك نامي داشتند كه امروزه فقط شاهد برگزاري جشن آخرين چهارشنبه سال هستيم.
برطبق سنت‌هاي قديم چهارشنبه اول را ”چيله قووان يا يالانچي چارشنبه يا قره چارشنبه” دومين چهارشنبه را ”كول چارشنبه” سومي را ”‌موشتولوق چي” و چهارمي را ”آخرچهارشنبه” مي‌گويند.
زنان ترك چند روز قبل از چهارشنبه آخر سال به بازار مي‌روند و براي سال جديد آيينه، كوزه سفالي، لباس نو و همچنين تنقلاتي از قبيل نخود، كشمش،‌ مغز گردو و بادام و غيره را خريداري مي‌نمايند.
در شب چهارشنبه گروهي از جوانان در كوچه‌ها يا پشت‌بام منازل خود مخصوصا در روستاها اقدام به افروختن آتش مي‌كنند و سپس از روي آن پريده و مي‌گويند:
اتيل باتيل چارشنبه
بختيم آچيل چارشنبه
باش آغديم ديش آغديم
بوردا قالسين”
بعد از آن مراسم شال‌اندازي و به عبارت محلي ”شال ساللاماق” يا ”‌كجاوه ساللاماق” و يا ”بئلي بئلي” آغاز مي‌شود.
كجاوه ظرفي سه گوش و مثلثي شكل از جنس حلبي بوده و به جاي شال مورد استفاده قرار مي‌گرفت.
در اين مراسم جوانان به پشت بام منازل دوستان و آشنا و همسايگان رفته و از مقابل پنجره‌ها يا روزنه پشت بام اتاق‌ها شال و دستمال خود را به نيت و آرزويي كه در سر دارند روانه پايين مي‌كنند.
صاحبخانه طبق رسم معمول مقداري تنقلات يا پول، يكي دو دانه سيب سرخ يا تخم ‌مرغ ب پز شده كه در ميان پوست پياز آن را به رنگ سرخ در اورده‌اند را داخل شال گذاشته و با دعاي خير وتكان دادن شال يا ريسمان دستمال ان‌ها را روانه مي‌كنند.
در همين شب گروهي از دختران دم بخت و آرزومند از روزنه بام‌ها يا كنار پنجره‌ها به فال گوش ايستاده و بعضي نيز بر سر چهار راه ها مي‌آيستند تا به صحبت‌هاي عابرين گوش داده و نيت و حاجت خود را با توجه به گفته‌هاي آن‌ها تفسير و تعبير نمايند.
صبح روز چهارشنبه دم دماي طلوع آفتاب مردم شهرها و روستاها از بزرگ گرفته تا افراد كوچك، دسته دسته بر سر انهار و چشمه‌سازها رفته و ضمن شادي سه يا هفت بار از روي آب مي‌پرند و براي خود در سال جديد آرزوي سلامتي مي‌كنند.
گروهي نيز با اعتقاد بر اين كه آب‌ها هنگام تحويل سال از نو متولد مي‌شوند، كوزه‌هاي كهنه خود را شكسته و كوزه‌هاي تازه را با آب پر مي‌كنند تا بعدا در سال جديد به كنج اتاق‌ها بپاشند يا در مشك بريزند يا چايي دم كنند و به اين ترتيب ضمن دور كردن قضا و قدر الهي براي آنها در سال جديد مايه بركت باشد. امروزه با ارتباطات اجتماعي مردم با يكديگر و تغييرات فرهنگي كه در جوامع شهر و روستايي به وجود آمده، مراسم شال‌اندازي و آب پر كردن كوزه‌ها تا حدودي رنگ و روي خود را باخته و به دست فراموشي سپرده شده است

 

آداب و رسوم فعلی در نوروز:

خانه تکانی

خانه تکانی از دیگر آئین‌های نوروز است. ده پانزده روز مانده به نوروز خانه تکانی شروع می‌شود. در این آئین، همه وسایل خانه گردگیری و شستشو می‌شود و پاک و پاکیزه می‌گردد.

چنان زوایای خانه را می روبند که اگر تا یک سال دیگر هم آن زوایا از چشم خانم خانه پنهان بماند یا فرصت پاکیزه سازی آنها به دست نیاید، قابل تحمل باشد.

وسواس برای این پاکیزه سازی تا به حدی است که در و دیوار خانه اگر نه هر سال، هر چند سال یکبار نقاشی می‌شود.

پس از خانه تکانی، نوبت سبزه کاشتن می‌شود. مادران حدود یک هفته مانده به نوروز، مقداری گندم و عدس و ماش و شاهی در ظرف‌هایی زیبا می ریزند و خیس می دهند تا آهسته آهسته بروید و برای سفره نوروزی آماده گردد.

 

کارت شادباش

کاری که پس از شکل گیری روش‌های جدید ارتباطی مانند نامه‌نگاری، یا شکل جدیدتر آن نامه‌های الکترونیکی رواج یافته، ارسال کارت شادباش است؛ یک هفته پیش از آغاز سال نو، زمان ارسال کارت‌های شادباش فرا می‌رسد، فرستادن کارت شادباش برای همه دوستان و آشنایان، و اقوامی که در دیگر کشورها یا شهرها زندگی می‌کنند، البته کاری پسندیده است، امروزه و بعد از رواج تلفن بیشتر به یک تلفن برای گفتن تبریک سال نو پس از تحویل سال بسنده می‌کنند.

 

دید و بازدید

دید و بازدید رفتن تا پایان روز ۱۲ فروردین ادامه دارد. اما معمولاً در همان صبح نوروز به دیدن اقوام نزدیک، مانند پدر و مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگ، پدر و مادر زن یا شوهر، عمه، عمو، خاله، دائی و... می روند.

روزهای بعد نوبت اقوام دورتر فرا می رسد و سر فرصت به دیگر اقوام و دوستان سر می زنند و دیدارها تازه می‌کنند. حتی اگر کسانی در طول سال به علت کدورت‌هایی که پیش آمده از احوال پرسی یکدیگر سر باز زده باشند، این روزها را فرصت مغتنمی برای رفع کدورت می شمارند و راه آشتی و دوستی در پیش می گیرند.

 

مسافرت نوروزی

از آنجا که مدارس در ایام نوروز تا ۱۴ فروردین تعطیل است، فرصت خوبی برای سفر کردن به دست می‌آید. پس گروه کثیری از مردم به شهرهای دیگر و نقاط خوش آب و هوا ی کشور که در ایام نوروز از آب و هوای معتدل برخوردار است، سفر می‌کنند. اما این سفرها نیز خالی از دید و بازدید نیست. مردم به دیدار یکدیگر می روند و دیگران را به شام و ناهار دعوت می‌کنند. سفرهای زیارتی نیز که از دیرباز مرسوم بوده، همچنان رونق دارد. به این معنی که عده زیادی شب عید به قم یا مشهد می روند و پس از یکی دو روز به خانه و کاشانه خود باز می گردند.

 

طبیعت گونو(سیزده بدر)

روز سیزدهم فروردین مردم به دامن طبیعت رفته و به بازی و گردش می پردازند. در عهد  باستان عدد سیزده همچنین روز سیزدهم (سیزده فروردین) نحس و بدشگون شمرده می‌شد به همین دلیل مردم در این روز به دامن طبیعت پناه می‌برند.

نوروز دیگر ممالک تورک­زبان

نوروز در جمهوری آذربایجان

مردم جمهوری آذربایجان به واسطه اعتقادات شدید به آیین و مراسم نوروز برای با شکوه تر انجام شدن جشن نوروز برای این مراسم تدارک ویژه ای می بینند از قبیل سرودن ترانه ها پیش از نوروز تدارک بساط شادی ایام نوروز- تهیه لوازم و مواد مورد نیاز سفره نوروز تهیه چیستان های نوروزی – ستایش و نفرین های نوروزی – پند و امثال نوروزی – اعتقادات نوروزی – عادات نوروزی – تماشای نوروزی – آزردنی های نوروزی – انجام آیین و مراسم نوروزی

درمیان مردم آذربایجان رسم بر این است پیش از رسیدن نوروز پوشاک نو خریده به خانه و حیاط سر و سامان داده فرش و پلاس نو بافته و به استقبال نوروز می روند، در رابطه با عید نوروز جای مهمی به اعتقادات و فال ها داده می شود به طوری که در شب چهارشنبه سوری دختران نو رسیده در ته دل فالی گرفته و و مخفیانه پشت درنیمه باز به انتظار ایستاده و اگر در این هنگام حرف خوب وموافقی بشنوند آرزویشان برآورده شده و اگر حرف نامناسبی می شنیدند نیتشان علمی نمی گشته است.بنابر این برمبنای آیین عید مردم از بد گویی و حرف نامناسب دوری می جویند.

در میان عادات نوروزی مراسم خاطره انگیزی همچون ارسال خوان سمنو، انداختن کلاه پوستین به درها آویزان کردن کیسه و توبره از سوراخ بام در شب عید و درخواست تحفه عید در این سرزمین موسوم است.

 

نوروز در قزاقستان

مردم قزاقستان نوروز را اعتدال بهاری می دانند و بر این باورند که در این روز ستاره های آسمانی به نقطه ابتدایی می رسند و همه جا تازه می شود و روی زمین شادمانی بر قرارمی شود. همچنین قزاق ها معتقدند که نوروز آغاز سال است و در میان آنان عبارات زیبایی دربارۀ نوروز وجود دارد . نوروز روزی است که یک سال منتظرش بوده اند نوروز روزی است که خیر بر زمین فرود آمده و بالاخره نوروز روزی است که سنگ نیلگون سمرقند آب می شود:

در شب سال تحویل تا شب قزیر صاحبخانه دو عدد شمع در بالای خانه اش روشن می کند وخانه اش را خانه تکانی کرده و چون مردم قزاق عقیده بر این دارند که تمیز بودن خانه در آغاز سال نو باعث می شود افراد آن خانه دچار بیماری و بدبختی نشوند آنان بر این مساله ایمان دارند و آن را هر ساله رعایت می کنند.

در شب نوروز دختران روستایی قزاق با آخرین گوشت باقیمانده از گوشت اسب که سوقیم نام دارد غذایی به نام اویقی آشار همراه با آویز می پزند و از جوان هایی که دوستشان دارند پذیرایی می کنند . آنان نیز در قبال آن به دختران آینه و شانه و عظر هدیه می کنند که آن را سلت اتکیتر می نامند و به معنی علاقه آور می باشد.

در عید نوروز جوانان یک اسب سرکش را زین کرده و عروسکی که ساخته دست خودشان است با آویز زنگوله ای به گردنش درساعت سه صبح که ساعتی معین از شب قزیر است رها نموده تا از این طریف مردم را بیدار نمایند. عروسک در حقیقت نمادی از سال نو است که آمدن خود را سوار بر اسب به همه اعلام می کند.

نوروز برای قزاق ها بسیار مقدس بوده و اگر در این روز باران یا برف ببارد آن را به فال نیک گرفته و معتقدند سال خوبی پیش رو خواهند داشت. در عید نوروز مردم لباس نو و سفید به تن می کنند که نشانه شادمانی است. دید و بازدید اقوام دراین ایام با زدن شانه ها به یکدیگر از آیین و رسوم مردم قزاق در ایام عید نوروز می باشد، همچنین پختن غذایی به نام نوروز گوژه(کوژه = آش) که تهیه آن به معنی خداحافظ با زمستان و غذاهای زمستانی است و از هفت نوع ماده غذایی تهیه می شود در این ایام جزو آیین و رسوم این سرزمین می باشد.

مسابقات معروفی نیز در ایام نوروز در قزاقستان برگزار می شود که از مهمترین آنان می توان به «قول توزاق» اشاره  نمود که بین گروههای مرد و زن برگزار می شود. اگر برنده زن ها باشند  قزاق ها معتقدند آن سال خوب و پربرکتی است اگر مردها پیروز شوند آن سال نامساعد خواهد بود. از دیگر مسابقات می توان به کوکپار برداشتن بز از مکانی مشخص توسط سواران، آودار یسپاق، قیزقوو و آلتی باقان اشاره نمود.

در عصر نوروز نیز مسابقه آیتیس آغاز می شود که مسابقه شعر و شاعری است.

 

نوروز در ترکمنستان

در کشور ترکمنستان طبق رسم قدیم و جدید دوبار در سال جشن نو گرفته می شود. یکی از این جشن ها با استناد به تقویم میلادی که به تایید سازمان ملل رسیده به عنوان جشن بین المللی (سال نو) شناخته می شود و دیگری برگزاری عید نوروز به نشانه‌ی احیای دوبارۀ آداب و رسوم دیرینه مردم ترکمنستان است.

مردم ترکمنستان دراین ایام با پختن غذاهای معروف نوروزی مانند : نوروز کجه، نوروز بامه، سمنی (سمنو) و اجرای بازی های مختلف توسط جوانان ترکمن حال وهوای دیگری به این جشن و شادی می دهند.

در ایام نوروز مسابقات مختلفی در ترکمنستان برگزار می شود که می توان به مسابقات اسب دوانی، کشتی، پرش برای گرفتن دستمال از بلندی، خروس جنگی، شاخ زنی میش ها، شطرنج بازی، مهره بازی، تاب بازی اشاره نمود.

دید و بازدید در ایام نوروز در میان مردم ترکمن از جایگاه و منزلت خاصی برخوردار می باشد.

 

 نوروز در قرقیزستان

عید نوروز در قرقیزستان تنها یک روز آن هم در روز اول یا دوم فروردین ماه است که به 29 روز یا 30 روز بودن اسفند بستگی دارد. اگر اسفند 29 روز باشد اول فروردین و اگر 30 روز باشد در روز دوم فروردین برگزار می شود. تا قبل از فروپاشی  شوروی سابق این مراسم به دست فراموشی سپرده شده بود ولی پس از فروپاشی دوباره حیات یافت و هر ساله با شکوهتر از سال قبل برگزار می شود.

مراسم جشن این روز را در شهرا دولت تدارک می بیند و در روستاها بزرگان و ریش سفیدان در برگزاری آن دخالت دارند.  در شهرها در میادین بزرگ و در روستاها در بیابان های اطراف این جشن برگزار می شود.

در قرقیزستان در این روز پختن غذاهای معروف قرقیزی مثل «بش بارماق» مانته برسک و کاتما مرسوم است که به صورت رایگان بین حاضران در جشن توزیع می شود.

در قرقیزستان در این روز علاوه بر جشن برگزاری یکسری مسابقات از قبیل سوارکاری و غیره نیز مرسوم است و به نحو چشمگیری در این روز مسابقات دنبال می شود و جوایز ارزنده ای به نفرات برتر داده می شود.

 

خبرها:

یونسکو نوروز را نپذیرفت!

ثبت نوروز در فهرست شاهكارهای شفاهی و میراث ناملموس درحالی به تعویق افتاد كه هنوز دلیل آن برای مسؤولان كشورمان نامشخص است.

محمد میرشكرایی ـ رییس پژوهشكده‌ی مردم‌شناسی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ـ در گفت‌وگو با ایسنا، با تاكید بر این‌كه پرونده‌ی ثبت نوروز پیش از ارایه به اجلاس یونسكو با حضور یكی از نمایندگان همان سازمان بررسی و تكمیل شده بود، گفت: در آن پرونده بر ابعادی از نوروز كه در معرض خطر است و باید از آن حفاظت شود، ازسوی هر كدام از كشورهای ارایه‌كننده‌ی پرونده تاكید شده بود.

وی با اشاره به این‌كه پرونده‌ی ثبت نوروز شامل كتابی تقریبا 300 صفحه‌یی به‌همراه دو فیلم است، اضافه كرد: براساس اطلاعات رسیده، پرونده‌ی ثبت نوروز كامل‌ترین پرونده مطرح شده در شورای داوری میراث معنوی یونسكو بوده است.

او اظهار نظر بیشتر را در این‌باره به كسب اطلاعات بیشتر از یونسكو موكول كرد.

امروز، دبیر كل یونسكو ضمن قرائت سومین بیانیه‌ی شاهكارهای شفاهی، ناملموس و میراث معنوی بشری، اعلام كرد كه 43 پرونده برای ثبت در یونسكو ارایه شده است.

نمایندگان كشورهای ایران، آذربایجان، قزاقستان، تاجیكستان، هند، پاكستان، افغانستان، قرقیزستان، ازبكستان و تركیه كه در اوت 2004 در ایران با یكدیگر دیدار كردند، تصمیم گرفته بودند نوروز را به‌عنوان شاهكار میراث فرهنگی - معنوی به یونسكو معرفی كنند.

 


جمعه 29 اسفند 1382

مراسم چهارشنبه سوری در گوتنبرگ سوئد

به دعوت کمیته ی تدارکات چهارشنبه سوری بیش از پانصد نفر از آذربایجانیان مقیم گوتنبرگ سوئد در کنار دریاچه ی svarte mosse آخرین چهارشنبه سال 1382 را جشن گرفتند.

آذربایجانیان مقیم گوتنبرگ سوئد با تجمع بزرگ خود در این روز سنتی با پرش از روی آتش و رقص و آواز های ترکی گرمای خاصی به این مراسم داده بودند. از بلندگوهای قوی ساعتها موسیقی شاد آذربایجانی پخش گردید .
علیرغم اینکه مراسم مشابهی از طرف تشکلهای ایرانی (بخوان فارسی ) در منطقه ی دیگری برگزار شده بود آذربایجانیها در کنار هم بودن ، دست در دست هم پاس داشتن کولتور و فرهنگ خود را ترجیح داده بودند.
این سومین سالی است که آذربایجانیها چهارشنبه سوری را بطور مستقل در گوتنبرگ برگزار می کنند . قبلا بدنبال تشکل های ایرانی خواهان پخش موسیقی خود دراین مراسم ها شده بودند که بارها با عدم اعتنای آنها روبرو شده بود .
اذا با تصمیمی قاطع مستقلا به اجرای مراسم سنتی خود روی آوردند و نتیجه ی آن، هم به لحاظ سیاسی و هم به لحاظ فرهنگی بسیار مثبت بود .
نقش تبلیغی رادیو اویانیش (که چهار ساعت در هفته پخش می گردد ) در تبلیغ مراسم چهارشنبه سوری در گوتنبرگ بسیار موثر بود

****

عید نوروز و مراسمات مربوط به آن در طول تاریخ دگرگونیهای مختلفی را شاهد بوده است. این دگرگونیها را می توان ناشی از ادیان مختلف و نگرشهای این ادیان نسبت به مراسمات مذکور، روی کار آمدن سلسله های مختلف و به طبع آن محدود کردن یا بسط دادن این مراسمات و عواملی مختلف دیگر باعث تحولاتی در باب این مراسمات شده اند.

در ایران ما تا زمان به روی کار آمدن حکومت پهلوی شاهد تغییراتی بودیم که ناگزیر باید در طول زمان بوجود می آمد. – بطوری که اکثر فولکلور شناسان بر این باورند که فرهنگ غنی باید در حال پویایی باشد- ولی مطمئنا تحول سازگار با تغییرات نابجا تفاوتی از زمین تا آسمان دارد. ما بعد از روی کار آمدن پهلویها با سیاستهایی مواجه بوده ایم که نوک پیکان این تغییرات شوونیستی فرهنگ اقوام غیرفارس را نشانه گرفته بود لذا سردمداران حکومت پهلوی سعی در تغیر فرهنگ متکثر ایران به سوی فرهنگ فارسی داشتند و اعیاد باستانی همچون عید – نوروز- نیز جزء این سیاستها بود. آنها با جعل تاریخ و تحریف مراسمات مربوط به این عید، آن را اختراع  پارسیان! و آریاییها (آریاییهای موهوم)!! می دانستند. و حتی با جعل چیزهای به کار برده شده در سفره هفت سین آن را نشانه ای از این دلیل موهوم خود می دانستند. در حالی که ما با مطالعه تاریخ می بینیم که دلایل ایشان کاملا موهوم می باشد.

نهایتا امیدوارم ملت بزرگ آذربایجان همچون سایر ممالک تورک نگذارند دست جنایتکاران فرهنگی چنین ثروتهای معنوی ما را به تاراج ببرند. و با حفظ مراسمات ملی و باستانی خویش این یاوه گویان را ناکام گذارند.

یاشاسین آذربایجانین قایغی کش اوغلانلاری و قیزلاری

 

منابع:

 

  1. یادداشتهای شخصی نگارنده و تحقیقات مئیدانی در این مورد
  2. بنیاداف، نوروز بایرامی نین تاریخی کؤک لری، یازیچی نشریاتی، باکی، 1989
  3. هفته نامه نوید آذربایجان، شماره 217 (مقاله: نوروز بایرامی نین تاریخی کؤک لری – نوشته: مهندس عبدالاحد بهراد)
  4. دیوان لغات الترک، محمود کاشقرلی
  5. خبرگزاری ایسنا
  6. خبرگزاری شریف نیوز
  7. دایره المعارف اینترنتی ویکی پدیا
  8. www.aytan-tabrizli.blogfa.com
  9. www.tribun.com
  10. www.BBC.com

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 0:51  توسط آیتان تبریزلی  | 

 

چهارشنبه سوری(1) در آذربایجان

 

(و نگاهی به آداب و رسوم چهارشنبه های آخر سال  در آذربایجان)

 

آیتان تبریزلی (آذراوغلو)

www.aytan-tabrizli.blogfa.com

aytan_tabrizli@yahoo.com

 

مقدمه

اگر نگاهی به فرهنگ آذربایجان بیاندازیم برای اکثر ایام و فصول سال مراسمات مختلفی می بینیم، که این نیز نشان بارز از فرهنگ غنی و قدرتمند آذربایجان می باشد.

برای آشنایی با بیشتر این مراسمات و شناخت مناسبتهای مختلف آذربایجان، علاوه بر میراث مکتوب، فولکولور یا فرهنگ شفاهی آذربایجان نیز کمک شایانی به ما می کند.

یکی از این مناسبتها، مراسمات مربوط به چهارشنبه های آخر سال می باشد که مقدمه ای تلقی می شوند برای مراسمات تحویل سال جدید.

عده ای برآنند که چهار بودن چهارشنبه های آخر سال به نوعی با فرضیه فیثاغورس مربوط می باشند. چرا که وی عدد چهار را اصل و ریشه طبیعت جاودان می داند. لذا بنا به اعتقاد اینها، عدد چهار در این آیین چهار وجه دارد که اولین آن منسوب به باد و در آن نیز باد می آید. دومین خاک، سومین آتش و سرانجام آب که در این زمان از یخ بستن خاک کاسته می شود و زمین نفس می کشد. تاریخ  ما تورکها، فلسفه هر یک از ایام را به خوبی برای ما روشن می سازد و رابطه و احترام نیاکانمان را به طبیعت نشان می دهد. به همین خاطر نیز حتی ساعتهای مختلف روز نیز برای خود دارای جایگاه مخصوصی می باشند. و مراسمات این ایام – نوروز – فلسفه های خاص خود را دارند که درک آنها نیاز به تدقیق در میراث معنوی به جا مانده از نیاکانمان دارد. در این مقال مختصری در مورد مراسمات مربوط به چهارشنبه های آخر سال ذکر می شود.

 

 

1-  "سور" در زبان  تورکی به معنای شادی، سرور، گذراندن روزگار به خوبی می باشد.

 

 

 

 

چهارشنبه های آخر سال را به ترتیب با اسامی چهار عنصر طبیعی مشخص کرد ه اند که عبارتند از: "سو چرشنبه سی" (چهارشنبه آب) ، "اود چرشنبه سی" (چهارشنبه آتش) ، "یئل چرشنبه سی" (چهارشنبه باد) و "توپراق چرشنبه سی" (چهارشنبه خاک) که به اسامی دیگری نیز مانند: "سور چرشنبه سی" (چهارشنبه سوری)، " "لوطی چرشنبه سی" (چهارشنبه لوطی) معروف می باشد.

 

 

به باور و اعتقاد نیاکان ما، "یئل، اود و سو" به مهمانی توپراق می روند و در معبد توپراق جمع می شوند و روزهای سخت، زمستانی را که توام با قحطی و فلاکت و سختی بوده است بر  او عرضه می دارند و الهه توپراق را به بیداری دعوت می کنند و این چهار الهه دست در دست همدیگر با خواندن این شعر:

 

سو گلدی ها، اود گلدی ها، یئل گلدی

 

 

آب آمد، آتش آمد، باد آمد

 

تزه عؤمور – تزه تاخیل ایل گلدی

 

 

عمر تازه، روییدنی و سال تازه اومد

 

 

 

 

 

 

 

دنیای روشنایی ها را به مردم به ارمغان می آورند و مردم نیز با دیدن این وضعیت به جشن و پایکوبی در طبیعت می پردازند. البته امروزه روز مردم به سان گذشته تمامی مراسمات مربوط به هر یک از چهارشنبه های مذکور را به جا نمی آورند ولی عموما با اجرای مختلف آنها موجب پایداری آنها می شوند.

 

چرشنبه لیک

در چهارشنبه آخر سال از طرف خانواده داماد به خانه تازه عروس هدایایی با عنوان "چرشنبه لیک" (هدیه روز چهارشنبه )  فرستاده می شود. در میان این هدایا می توان سبزه عید، چند شاخه گل سرخ، تعدادی ماهی قرمز، آجیل، لباس، چادری و... مشاهده کرد. همچنین سفره هفت سین، آینه، شانه و سرمه  نیز همراه آن به خانه عروس می فرستند.

"چرشنبه بازاری" ( خرید روز چهارشنبه ) نیز آداب مخصوص به خود را دارد. همه مردم به بازار می روند و "چرشنبه لیک" می خرند. چرشنبه لیک عبارت است از آینه، شانه، جارو، آجیل و... در این روز برای بچه ها نیز اسباب بازی می خرند. در تبریز وقتی برای بچه ها اسباب بازی می خرندبه شوخی گفته می شود: "چرشنبه اوشاغی، بئشی بیر شاهی" (کودک چهارشنبه، پنج تاشون یک عباسی)

و آن شخصی که فرزندان زیادی دارد زمانی که برای خرید به بازار می رود، این ندا را برای وی سر می دهند: "چرشنبه بالالاری" (بچه های چهارشنبه).

در این روز معمولا غذاهایی مانند پلو و کوفته درست می کنند. هنگام درست کردن کوفته، یک کوفته اضافه می پزند و به آن "غئییب پایی" (سهم غایب) می گویند که سهم مهمان ناخوانده می باشد.

در این روز همچنین گندم بو داده (قورقا) درست می کنند و در بعضی از مناطق، ریش سفید فامیل هنگام روشن کردن آتش در پشت بام، یک خط دایره ای کشیده و قورقا ها را داخل آن پخش می کند و سپس شروع به دعاهایی از این قبیل می کند: بسم الله الرحمن الرحیم، الهم صلی علی محمد و آل محمد، ای خدا، انشاالله که نوروز محمد، ثروت و دولت ابراهیم، عمر نوح، سلامتی و ارزانی نعمت برای ما و همسایگانمان عنایت فرما، برای اشخاص بدون اولاد، اولاد، برای جوانها سلامتی، برای پیران طول عمر، برای بیماران شفا، برای فقرا مال و ثروت، برای ثروتمندان کرامت عنایت فرما. مردم را نسبت به یکدیگر مهربان کن، آمین یا رب العالمین" بعد از دعا، مشتی از قورقاها و نخود و عدس برداشته و بعد از نیت و درخواست روزهای خوش برای همه از خدا، آنها را به سوی آسمان پرت می کند و می گوید: "بودا قوشلارین پایی" (این هم سهم پرندگان).

 

وسایل شادی

وسایل شادی زیادی برای شادی و جشن این روز وجود دارد. از میان آنها می توان به "ترقه، یئتددی تاراقا، تومانا گیره ن، ال بمبی و..." اشاره کرد. که از طرف جوانها پرتاب شده و منفجر می شوند. در بعضی از مناطق از "توپ اودی" (توپ آتشین) نیز استفاده می کنند. این توپ از پارچه هایی که به همدیگر تنیده شده اند در چهارشنبه آخر سال آتش زده می شود و جوانها در محلها آن را به سوی همدیگر پرتاب می کنند.

"توولاما" از دیگروسایل شادی است. در درون این توولاما ها (گردونه های آتش) خرده های آلومینیوم و آتش ریخته و آنها را می چرخانند و هنگام چرخش، گلوله های سفید آتش همه جا پخش می شود.

از تفریحات دیگر این موقع "یومورتا چاقیشدیرماق" (بازی تخم مرغ ) می باشد. نحوه بازی بدین شکل است که جوانان در میدانگاهها جمع می شوند و تخم مرغهایی که آب پز شده اند را به یکدیگر می زنند تا ببینند کدامیک زودتر می شکند. کسی که تخم مرغش می شکند بازنده است و باید آن را به فرد برنده بدهد.

 

فال گوش وایستادن:

فال گوش وایستادن را نیز می توان از رسومات مربوط به این روز به حساب آورد. در روستاها از منافذ پشت بامها و دیوارها و در شهرها از پشت درها، اشخاصی که می خواهند به این طریق برای خود "فال گوش" بگبرند با گوش خواباندن، سعی می کنند سخنان افراد داخل خانه ها را بشنوند و بعد از آن، نیتها و خواسته هایی که درذهن و دل خود گرفته اند را به وسیله این حرفها تعبیر می کنند. به همین خاطر در این روز در خانه ها حرفهایی که رد و بدل می شود حرفهایی دلنشین و زیبا می باشد.

 

فال آب:

از دیگر فالهای این روز "سو فالی" (فال آب) می باشد. دخترها، عروس خانم ها و زنها، هر کدام وسایلی مانند سنجاق، دکمه، منجق و... را در داخل ظرفی که داخل آن آب است می اندازند سپس یک نفر بایاتی (دوبیتی تورکی) می خواند و یک کودک کم سن و سال یک به یک وسایل را از داخل ظرف بیرون می آورد. برای وسایل هر کس، از بایاتی هایی که خوانده شده تعابیری وجود دارد. خوانندگان بایاتی ها سعی می کنند حرفهای زیبا و دلنشین را بر زبان جاری سازند.

 

 

چهارشنبه سوری و روشن کردن آتش:

یکی از مراسمات مهم این روز، روشن کردن آتش و پریدن از روی آن می باشد. روایت های زیادی در مورد این مراسم وجود دارد. بعضی، به وجود آمدن این رسم را به زمان زرتشت پیامبر نسبت می دهند و بعضی آن را رسمی می دانند که از زمان مختار ثقفی (انتقام گیرنده خون امام حسین (ع) ) باقی مانده است. چرا که اینها معتقدند مختار با طرفدران خود قراری می گذارد مبنی بر اینکه در شب چهارشنبه در پشت بامها آتش روشن کنند، تا بدینوسیله دست به قیام بزنند و همه را آگاه سازند. و بدین طریق گرفتن انتقام خون امام حسین از دشمانش شروع می شود. و از آن روز به بعد، مردم، چنین روزی را روز شادی خود انتخاب می کنند.

عده ای بر این باورند که "سوری" واژه ای کردی و به معنای قرمزی و سرخی می باشد. ولی با نگاهی به تاریخ باشکوه تورک خلاف این موضوع برای ما ثابت می شود و ریشه این کلمه و همچنین ریشه مراسمات مختلف این روز را در این تاریخ مشاهده می کنیم. و حتی شاید بتوان گفت که سومرها –قبائیل تورک – اولین مردمانی بوده اند که مراسمات مربوط به چهرشنبه های آخر سال و نوروز را جشن می گرفتند. چنانچه آقای دکتر مهرداد بهار نیز در مدخل کتاب "تخت جمشید" خود و هم در مصاحبه خود با مجله آدینه (شماره بهار 1372) چنین تصریح می کند: "...جشن نوروز در اصل یک جشن آریایی نبوده بلکه نخست در بین سومریان مرسوم بوده است... این آیین از بین النهرین به دیگر مناطق جهان و از جمله ایران رفته است...".. البته خود کلمه "سور" (sur) در زبان تورکی به معنای سرور و شادمانی می باشد. در آداب و سنن قدیمی ما تورکها 4 چهارشنبه ماقبل نوروز جشن گرفته می شد و در چهارشنبه آخرین بر فراز تپه بلندی آتش افروخته تا قبل از طلوع آفتاب از روی آن می پریدند. رسم برافروختن آتش اشاره به یک حادثه تاریخی نیز می کند و آن اینکه تورکانی که در "ارگنه گون" – نام مکانی- در محاصره بودند بکمک افروختن آتش توانستند محاصره را شکسته، راه سرزمین پدریشان را بیابند.

این روز رستاخیز یعنی بازگشت به سرزمین مصادف بود با شروع فصل بهار، بهمین خاطر خان تورکان هر ساله بیاد بود آن روز آتش بزرگی افروخته و با کوبیدن پتک بر روی آهنی که در آتش بزرگ قرار داده شده آغاز سال و جشن را اعلام می کند.

  آتشکده های به جا مانده از گذشته ها نیز نشان می دهد که این عنصر طبیعی در میان ملت تورک برای خود اهمیت خاصی داشته لذا مراسمات فعلی زنجیره خود را از گذشته حفظ کرده و اگر قالب ها نیز عوض شده باشند ولی مفهوم ذاتی خود را از دست نداده اند. پس نمی توان به همین راحتی صحبت از کردی یا عربی یا ... بودن کلماتی مانند سوری کرد. شاید در میان قوم کرد این واژه به معنای قرمزی باشد، ولی آن نمی تواند دلیلی بر تسری آن بر واژه های مشابه آن در فرهنگ ملتهای دیگر به همان معنا باشد.

بعد از غروب آفتاب، آتشها روشن می شوند و همه سعی می کنند از روی ان بپرند. زمان روشن کردن آتش از" اوزه رلیک" ( اسپند) که از بازار خریده شده می سوزانند و اعتقادی وجود دارد که پریدن از روی آتش موجب خوشبختی و گشایش بخت می شود.

موقع پریدن از روی آتش چنین نغمه هایی خوانده می شود:

آتیل – باتیل چرشنبه

بختیم آچیل چرشنبه

 

آغیرلیغیم – اوغورلوغوم اودلارا

منیم له هوپولمایان یادلارا

آغیریلیغیم اود اولسون

اوددا یانان یاد اولسون

اود اوستن آتداناق

هر جفایا قاتداناق

آغیرلیغیم – اوغورلوغوم اودلارا

منیم له هوپولمایان یادللارا

 

آتیل – توتول چرشنبه

چیللم توکول چرشنبه

بختیم آچیل چرشنبه

 

عالم گرانقدر مرحوم پروفسور محمد تقی کیریشچی (ذهتابی) در کتاب تاریخ دیرین ترکهای ایران (ایران تورکلرینین اسکی تاریخی) با اشاره به این رسم چنین بیان می کند: "اهل منزل و حتی پیرمردهای 90 ساله به پشت بام می روند و در حالی که مقابل آتش می ایستند و دستهایشان را رو به آسمان گرفته اند  می گویند: خدایا تو را هزاران بار شکر، پارسال ده تومان سرمایه داشتیم، سراسر سال را کار کردیم، منفعت کردیم و زندگیمان را به خوبی گذراندیم و همان ده تومان باز هم باقی است. و سپس به بچه ها اشاره می کند که مراسم را شروع کنند و بچه ها نغمهای مربوط به این مراسم را سر می دهد و مشغول شادمانی و پریدن از روی آتش می شوند. به مراسمات مربوط به آتش کردن روشن نادارا می گویند.

 

در بعضی از مناطق بعد از پردن از روی آتش، باز هم با باورها و رسوم مختلفی رودر رو می شویم. برای مثال دخترها بعد از پریدن از روی آتش موقعی که به خانه برمی گردند کفشهایشان را درمی آورند و به طرف آستانه در خانه پرت می کنند. اعتقاد و باور بر این است که اگر پاشنه کفش ها به طرف منزل باشد آن سال به خانه بخت خواهند رفت.

و در بعضی مناطق بعد از پریدن از روی آتش بر روی یک بیل یا یک پارو سوار می شوند و مثل اسب به سواری کردن با آن می پردازند. از کسی که بر روی پارو سوار شده می پرسند "کجا می روی" و او هم نام جایی که آرزو دارد در سال جدید برود، بر زبان جاری می سازد. همچنین مردم از خاکسترهای آتش برمی دارند و موقع صبح، کنار آب رفته و خاکسترها را بر روی آب می ریزند. و با گرفتن ناخنهای خود می گویند:

آغیرلیغیم – اوغورلوغوم گئت

قادا – بلا بیزی ترک ائت

 

 

 

پختن سمنو

سمنو جزء غذاهایی است که در آخر سال خانم ها با همکاری یکدیگر به پخت آن مشغول می شوند.

یکی از سمبلها و نشانه های بارز باستانی ترین عید تورکها –نوروز- پختن سمنو می باشد. که جزء رسوم زیبای آذربایجان می باشد.

خانم ها، در ظرفها و سینی هایی گندم ها را ریخته و پس از آبیاری آنها یک پارچه نازک بر روی آنها می کشند. بعد از چند روز گندمها شروع به جوانه زدن می کنند در این موقع پارچه نازک را از روی گندمهای جوانه زده بر می دارند و یکی دو روز هم به آن حالت نگه می دارند. بعد از این موقع، گندمها را برداشته و بعد از له کردن آنها در یک توبره ریخته و آب آنها را می گیرند سپس این آب را در درون دیگ ریخته و می گذارند روی اجاق کم شعله. هنگامی که سمنو شروع به جوشیدن می کند در دیگ را می گذارند و یک جانماز، تسبیح، آینه و سفره قرآن باز کرده و دیگ را به حال خود گذاشته و اطراف دیگ را خلوت می کنند.

چنین اعتقادی وجود دارد که هنگام جوشیدن سمنو حضرت فاطمه (س) می آید و مزه و شیرینی به آن می دهد. بعد از پخته شدن سمنو، شروع به پخش سمنو می کنند. در دیگ سمنو "بادام پوسته دار" نیز می ریزند، چرا که باور بر این است که هر کس این بادامها را در کیسه پولش بگذارد پولش برکت پیدا کرده و زیاد می شود.

 

"ترانه سمنو" یکی از ترانه های آشنا برای آذربایجانیها می باشد که همراه با احساسات زیبا، اهمیت سمنو را در میان آذربایجانیها نشان می دهد.

 

سمنی آی سمنی

هر یازدا سن یادا سال منی

سمنی ساخلا منی

ایل ده گؤیردیم سنی

گولوش دوغار دوداغلاردا سمنی

بیزیم ائللر اوخور بو نغمه نی

سمنی آی سمنی ساخلا منی

دوزوم دؤرد یانینا نرگس، یا سمنی

بو بایرامدا هر ایل بایرام دوزه لدن

من ال چکمم سندن کیمی گوزه لدن

سفره لر بزه ییرسن ازلدن

یاراشیرسان اوتاقلارا سمنی

 

 

سمنو  آی سمنو

در هر بهار مرا به یاد بیار، سمنو

سمنو! از من محافظت کن

تا هر سال تو را سبز کرده و بپزم

سمنو! تبسم بر لبها می نشیند

ملت ما این ترانه را می خوانند

سمنو  آی سمنو مرا حفظ کن

تا در چهار گوشه ات گل نرگس بچینم

این عید نیز مثل عیدهای گذشته که تو را می پختم

من از مه رویی مثل تو دست نخواهم کشید

از ازل تا حالا سفره ها را رنگین می کنی

زینت بخش منازل هستی

 

 

 

 

 

 

"شال سالاماق" (رسم شال اندازی)

یکی از رسومات جالب توجه در چهارشنبه آخر سال انداختن شال از سوراخهای پشت بام خانه ها می باشد. معمولا در این شب جوانان و بخصوص تازه دامادها شالهایی به رنگ قرمز را از سوراخهای پشت بامها – که برای تهویه درست شده اند – به داخل خانه ها می اندازند و صاحب خانه نیز جورابی، پیراهنی و ... به آن می بندد. تازه دامادها نیز می گویند که نامزدم را به شال ببندید، اطرافیان عروس نیز می گویند که نمی شود و در عوض جوراب، آجیل و... به شال می بندند.

استاد شیرین سخن، شهریار در منظومه حیدربابا این رسم را به صورت منظوم چنین توصیف می کند:

 

بايراميدى ، گئجه قوشى اوخوردى
آداخلى قيز ، بيگ جوْرابى توْخوردى
هركس شالين بير باجادان سوْخوردى
آى نه گؤزل قايدادى شال ساللاماق !
بيگ شالينا بايرامليغين باغلاماق !

 
شال ايسته ديم منده ائوده آغلاديم
بير شال آليب ، تئز بئليمه باغلاديم
غلام گيله قاشديم ، شالى ساللاديم
فاطمه خالا منه جوراب باغلادى
خان ننه مى يادا ساليب ، آغلادى

حيدربابا ، ميرزَممدين باخچاسى
باخچالارين تورشا-شيرين آلچاسى
گلينلرين دوْزمه لرى ، طاخچاسى
هى دوْزوْلر گؤزلريمين رفينده
خيمه وورار خاطره لر صفينده

بايرام اوْلوب ، قيزيل پالچيق اَزَللر
ناققيش ووروب ، اوتاقلارى بَزَللر
طاخچالارا دوْزمه لرى دوْزللر
قيز-گلينين فندقچاسى ، حناسى
هَوَسله نر آناسى ، قايناناسى


باكى چى نين سؤزى ، سوْوى ، كاغيذى
اينكلرين بولاماسى ، آغوزى
چرشنبه نين گيردكانى ، مويزى
قيزلار دييه ر : " آتيل ماتيل چرشنبه
آينا تكين بختيم آچيل چرشنبه "
يومورتانى گؤيچك ، گوللى بوْيارديق
چاققيشديريب ، سينانلارين سوْيارديق
اوْيناماقدان بيرجه مگر دوْيارديق ؟
على منه ياشيل آشيق وئرردى
ارضا منه نوروزگوْلى درردى

نوروز بود و مُرغ شباويز در سُرود
جورابِ يار بافته در دستِ يار بود
آويخته ز روزنه ها شالها فرود
اين رسم شال و روزنه خود رسم محشرى است !
عيدى به شالِ نامزدان چيز ديگرى است !

با گريه خواستم كه همان شب روم به بام
شالى گرفته بستم و رفتم به وقتِ شام
آويخته ز روزنة خانة غُلام
جوراب بست و ديدمش آن شب ز روزنه
بگريست خاله فاطمه با ياد خانْ ننه

در باغهاى ميرزامحمد ز شاخسار
آلوچه هاى سبز وتُرش ، همچو گوشوار
وان چيدنى به تاقچه ها اندر آن ديار
صف بسته اند و بر رفِ چشمم نشسته اند
صفها به خط خاطره ام خيمه بسته اند

نوروز را سرشتنِ گِلهايِ چون طلا
با نقش آن طلا در و ديوار در جلا
هر چيدنى به تاقچه ها دور از او بلا
رنگ حنا و فَنْدُقة دست دختران
دلها ربوده از همه كس ، خاصّه مادران


با پيك بادكوبه رسد نامه و خبر
زايند گاوها و پر از شير ، بام و در
آجيلِ چارشنبه ز هر گونه خشك و تر
دخترها می گویند :‌ " آتيل ماتيل چرشنبه
آينا تكين بختيم آچيل چرشنبه "
با تخم مرغ هاى گُلى رنگِ پُرنگار
با كودكان دهكده مى باختم قِمار
ما در قِمار و مادرِ ما هم در انتظار
من داشتم بسى گل وقاپِ قمارها
از دوستان على و رضا يادگارها

 

 

رسومات زیادی برای چهارشنبه های آخر سال وجود دارد که سعی خواهد شد در مجالی دیگر بصورت بسیط مورد بررسی قرار گیرد. ولی برای حسن ختام، چند رسم دیگر از مراسمات و رسوم چهارشنبه آخر سال را برایتان ذکر می کنم:

در چهارشنبه آخر سال شروع به بیطار کردن حیوانات و زدن پشم آنها می کنند.

قنداق بچه درست می کنند.

به حمام رفته و مشغول آبتنی می شوند.

شاخهای قوچها را با پارچه های قرمز رنگ می ندند.

پول، الک، نمک، آرد، روییندنی، آتش، هیزم به کسی نمی دهند.

قبل از طلوع آفتاب از روی آب می پرند.

شمعی که کاملا نسوخته را خاموش نمی کنند.

قبل از غروب آفتاب چراغها را روشن می کنند.

کنار زنی که وضع حمل کرده نمی روند.

شب زود نمی خوابند.

از دیوار خانه دیگ  می آوزند.

تازه گذشتگان را به یاد می آورند و با دعاهای خود آنها را یاد می کنند.

و...

 

 

 

 

 

 

 

سخن آخر

نوروز عید باستانی ما تورکها و ایام مرتبط با آن برای خود رسم و رسومات مفرح و با مسمایی دارد و نیاکان ما برای حفظ فرهنگ و هویت درخت تنومند فرهنگ تورک زحمات  زیادی متحمل شده اند و این میراث معنوی را برای ما به یادگار گذاشته اند. بر ملت آذربایجان (بخصوص جوانان غیرتمند آذربایجانی) لازم و واجب است که با همت خویش نگذارند که هیچ گونه گزندی از دشمنانمان به مانند زخم تیشه ای –حتی-  بر کوچکترین شاخه این درخت تنومند و کهنسال برسد. و همانطور که این میراث معنوی به ما به ارث رسیده، ما نیز وظیفه داریم که آیندگان را از این امانت معنوی بهره مند کنیم و بر حسب وظیفه، تحویل آنها دهیم.

 

20/12/1385

 

 

 

منابع:

 

1-     یادداشتها و مشاهدات شخصی نگارنده.

2-     "دیوان لغات الترک" نوشته: محمود کاشغرلی

3-     مقاله "ایلین آخیر چرشنبه لری – توپراق چرشنبه سی" نوشته: علی ب- تورک

4-     هفته نامه سهیل شماره 65 و 67

5-     مقاله "نوروز در آذربایجان" نوشته: آیتان تبریزلی (آذراوغلو)

6-     منظومه "حیدر بابا یه سلام" اثر استاد شهریار

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 0:28  توسط آیتان تبریزلی  | 

 

28 صفر سالروز وفات پیامبر اکرم گرامی باد

 

اما...

 

 

هیات، هیات، هیات!!

 

جعل حدیث پیامبر در 5000 تومانی شوونیستی!!!

 

 

اینبار شوونیستهای جاهل مرتکب احمقانه ترین و هتاک ترین عمل شده اند.

 

جعل حدیث پیامبر اکرم (ص) مطمئنا نمی تواند با سکوت مسلمانان راستین مواجه شود.

 

با اعتراض های خود نسبت به این عمل اهانت آمیز، از ارزشهای ملی و اسلامی خویش دفاع کنیم.

 

 

 

حدیث جعلی:

 

 «دانش اگر در ثريا هم باشد مرداني از سرزمين پارس بر آن دست خواهند

 

يافت»!!!!

 

 

 

مطالب مرتبط با این اهانت، در روزهای آینده در وئبلاگ قرار خواهد گرفت.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 0:15  توسط آیتان تبریزلی  | 
 

Təbrizdə qadinlar günündə qadınlar ANA DİLİNİN yasaqlığına qarşı çıxdılar

Eluca Atali

8 Mart Beynəlxalq Qadınlar Günü dunyanın əksər ölkələrində bayram kimi qeyd edilir və ən əsası budur ki, bu gün qadınlara hər kəs xoş söz deyir,gül bağışlayır və hədiyyə verir.Lakin qeyd etməliyik ki, bu hər qadına nəsib olmayır.Elə söhbətimizin canını da bayramda hədiyyə yox, bayram günündə haqqını, hüququnu tələb edən qadınların kötək yeməsi ilə bağlıdır.

Martın 8 -də Təbriz şəhərinin mərkəzi küçə və xiyabanlarında Güney Azərbaycan qadınları müxtəlif şüarlarla meydana atılmış və aksiya keçirmişdirlər. Hər kəs ayrı - ayrı səmtdən, ünvandan gəlsə də, lakin istək bir olmuşdur : Ana dilimizin yasaqlığına son qoyulsun. Həmçinin onlar öz çıxışlarında bunu da bildirmişdirlər ki, İran İslam dövlətinin təbliğat apratında Həzrəti Məhəmmədin bu kəlamını daim təbliq edərək deyirlər ki, "Cənnət anaların ayağı altındadır."Əgər onlar öz dediklərinə özləri inanırlarsa, bəs niyə biz anaların dilini öz övladlarımıza və özumuzə qadağan eləyiblər ?

Təbriz qadınları,ana və bacılar suallarına cavab axtarmaq məqsədi ilə kücələrə çıxsalar da, amma cavab verən olmayıb.Belə getsə cavab verəcək kimsəni hakimiyyət içindən gözləməkdə olmaz.Xüsusi məlumat üçün qeyd edək ki, Təbrizin 85 km - də yerləşən "Şərəf" ibtidai sinifdə və"Pərvinetisami" orta təhsil məktəbində türk dilində danışan uşaqları cərimələməkdən ötəti xüsusi sandıqlar qoyulub.

Təbrizdə keçirilən bu aksiya polis tətəfindən dağıdılıb və onlarla qadın tutulub.Ötən məlumatlarımızdan xəbəriniz var ki, hələ tədbirdən bir neçə gün əvvəl aksiya ilə bağlı bildiriş yayan millətçi aktiv və qadın haqlarının müdafiəçisi Nəsrin Rəcəbi tutulmuş və nəməlum yerə aparılaraq işgəncəyə məruz qalmışdır.Yeri gəlmişkən qeyd edək ki, bütün bunları yalnız telefon vasitəsi ilə catdıra bilirlər,çünki Güney Azərbaycanda internet kafelər xüsusi nəzarət altındadır və şəkillər göndərməkdə problemdir.İndi İran fars rejimi Güney Azərbaycanın böyük şəhərlərində öz polis qüvvələrini və ittilaat nümayəndələrini on dəfə artırıb.Lakin bütün bunlara baxmayaraq, xalq öz haqq mübarizəsindən çəkinmir və öz sözünü deyir.

Güney Azərbaycan qadınları o dünyada onları gözləyən cənnəti bu dünyada, reallıqda görüb və balalarına o gerçək cənnətdə ANA DİLİNDƏ danışmaq xoşbəxtliyini bəxş etmək istəyirlər.

İstəyirlər ki, doğub böyütdükləri balaları ana dilinin şirinliyini dadıb cəhənnəmdən çıxsinlar.

8 Mart Təbrizdə keçirilən aksiyadan iki şəkil və ana dilinin yasaqlığını əks etdirən iki karikatura bizə çatıb, onu sizə təqdim edirik.Buyurun baxın.

 

.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 0:33  توسط آیتان تبریزلی  | 
 

گوتنبرگ شهرینده

تورک سویداشلاریمیزین و آذربایجانلی لارین اود مراسیمی

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 14:15  توسط آیتان تبریزلی  | 
 

(اخبار مربوط به روز جهانی زن – 8مارس)

 

به رغم اعمال محدوديتهاي شديد دولتي؛

روز جهاني زن در تبريز با برپايي کنگره پرشوري گرامي داشته شد

 

عصر روز 5 شنبه بيستم اسفند ماه، صدها تن از زنان و مردان آذربايجاني با حضور در تالار دکتر مبين تبريز،هشت مارس، روز جهاني زن را به رغم اعمال محدوديتها و تضييقات شديد دولتي، با تاسي از شعار جهاني «حقوق زن جزئي از حقوق بشر است»، بصورت پر شوري گرامي داشتند.

طبق اخبار مسموع، بدنبال دخالت و تاکيد مستمر و شديد اداره اماکن نيروي انتظامي،برگزار کنندگان زن کنگره مذکور در تبريزمجبور شدند به منظور جلوگيري از لغو مراسم با اهميت گراميداشت روز جهاني زن، شروط تحميلي حيرت انگيزي راتحمل کنند.

ممنوعيت اجراي مراسم به زبان تورکي آذربايجاني،ممنوعيت فروش کتابهاي تورکي،ممنوعيت ارايه برخي از مقالات رسيده به دبير خانه و ممنوعيت حضور برخي از شخصيتهاي زن و مرد آذربايجاني در اين کنگره، از جمله شروط اداره اماکن براي برگزاري کنگره زن بود!

ممنوعيت صحبت کردن به زبان تورکي آذربايجاني در کنگره به حدي جدي بود که مجري زن کنگره چندين بار مورد تهديدهاي پشت صحنه قرار گرفت!

اما به رغم همه اين تهديدات هنگامي که يکي از سخنرانان زن کنگره با حضور در پشت تريبون چند کلمه اي به زبان مادري حضار صحبت کرد، سالن  اجلاس  بدنبال کف زدنهاي ممتمد و هيجانزده مردم  دقايقي طولاني بر خود لرزيد!

در اين کنگره بيش از هفتاد درصد شرکت کنندگان و اکثريت ارايه دهندگان مقالات از ميان بانوان بودند.

گفته مي شود مقالات قرائت شده از سطح علمي بالايي برخوردار بود. در پايان کنگره ،قطعنامه اي در دفاع از حقوق زنان و نيز اقوام قرائت شده است.

لازم به ذکر است که برگزاري اين کنگره، به رغم همه محدوديتهايش، نقطه عطفي در مبارزات زنان آذربايجان به شمار مي رود.

 گفته مي شود نقش شاعره بزرگ تبريز،سرکارخانم «ايپک»(فرانک فريد) در برگزاري اين کنگره بسيار بارز بود.

خاطر نشان مي کنيم که دو هفته قبل، کنگره گراميداشت21 فوريه ، روز جهاني زبان مادري که قرار بود به دنبال تلاشهاي پيگير مهندس عليرضا صرافي،دبير کنگره، درهمين تالار دکتر مبين تبريز برگزار شود به دليل تغيير ناگهاني سياست مسئولين و عدم اعطاي مجوز مقامات رسمي در دقيقه نود لغو شده بود!

در حال حاضرنمايشگاه زيبايي که حاوي اثار 13 تن از زنان رسام آذربايجاني است در نگارخانه علي اکبر ياسمي تبريز به مناسبت روز جهاني زن از تاريخ 18لغايت 24 اسفند  برپا شده و منتظر خيل عظيم مشتاقان خود مي باشد.

  تبريز- تورک خاتين- 21/12/1383

 

 

برگزاری روز جهانی زن8 مارس توسط دانشجویان ترک دانشگاه زنجان

مراسم بزرگداشت روز جهانی زن ،روز سه شنبه11/12/83 ساعت 6الی 8 بعد از ظهربه همت جمعی از دانشجویان ترک دانشگاه زنجان وبا همکاری کانون قرهنگی اجتماعی نسل سوم با سخنرانی مریم خراسانی پژوهشگر مسائل زنان وپخش فیلم مستند زیر چادری برگزار گردید

 

دستگیری زنان مبارز در تظاهرات پارک لاله تهران / گزارش تکمیلی

بنا به گزارشهای دریافتی , بعد ازظهر روز سه شنبه صدها تن از زنان مبارز بمناسبت روز جهانی زن ( 8 مارس ) در پارک لاله تهران گرد آمده و به تظاهرات پرداختند. نیروهای سرکوبگر حکومتی که از صبح امروز کلیه ورودی های پارک لاله را تحت کنترل خود داشتند مانع از تجمع تظاهرکنندگان شدند

گزارش دریافتی : روز سه شنبه در شرایطی که پارک لاله تهران از هر سو توسط نیروهای سرکوبگر انتظامی و ماموران اطلاعات رژیم اسلامی محاصره شده بود , صدها تن از زنان آزاده و شجاع تهران که در گروههای پراکنده وارد پارک لاله شده بودند , 8 مارس , روز جهانی زن را گرامی داشتند

شماری از زنان دلیر در داخل پارک و همچنین در ورودیهای پارک لاله پلاکاردهايی در حمایت از جنبش دموکراسی خواهی در دست داشتند

از صبح روز سه شبه نیروهای انتظامی و ارازل و اوباش موسوم به لباس شخصی , خیابانهای منتهی به پارک لاله را به محاصره درآورده بودند. نیروی انتظامی حاضر در صحنه مانع ورود جمعیت به پارک می شد و با باتوم به آنان حمله می کرد

در درگیرهای مقابل پارک با ماموران انتظامی , تعدادی از زنان دستگیر شدند. جمعیتی که در خیابانهای اطراف پارک لاله به صورت پراکنده حضور بهم رسانده بودند , علیرغم بگیر و ببندهايی که وجود داشت سعی بر این داشتند که وارد پارک شده و برنامه بزرگداشت روز جهانی زن را به رغم ممانعت های رژیم زن ستیز اسلامی برگزار کنند

بر اساس گزارشهای رسیده , بیش از 50 نفر از دستگیرشدگان به کلانتری 148 در چهارراه انقلاب – ولیعصر منتقل شدند.

دستگیرشدگان توسط ماموران سرکوبگر حکومتی دستبند زده شده بودند. به رغم این دستگیریها , جمعیت معترض به مقاومت در برابر یورش ماموران ادامه داده و سرود ای ایران را بطور جمعی می خواندند

 

 

دستگیری فعالان جنبش زنان را محکوم می کنیم

متاسفانه تجمع مسالمت آمیز فعالان جنبش زنان در اعتراض به اعمال فشار و دستگیریهای غیر قانونی و .. با حمله نیروهای انتظامی و بازداشت ۳۷ نفر از زنان شرکت کننده به صحنه ای دیگر از نقض حقوق بشر تبدیل شد.

اعتراضهای بحق عموم احزاب و گروهها و پوشش مناسب خبری رسانه ها ضمن نمایش اتحاد و اتفاق همگانی در تاکید بر رعایت حقوق بشر و آزادیهای شهروندی ، سیاست سکوت و مماشات بخشی از همین گروهها و رسانه ها در مورد سرکوب ، دستگیری و نقض حقوق انسانی فعالان سیاسی و فرهنگی آذربایجان را نمایان تر ساخت و پرده از سیاست یک بام و دو هوای حقوق بشری اینان برداشت.

کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان با نفی همه اشکال تبعیض و نابرابری ، دستگیری فعالان جنبش زنان را محکوم نموده و خواستار آزادی بی قید و شرط آنان میباشد.

از نظر اخلاقی سانسور و بایکوت موارد نقض حقوق بشر و سکوت در مقابل آن هم تراز با نقض حقوق بشر ارزیابی میگردد لذا ما با تشکر صمیمانه از معدود رسانه هایی که بدون توجه به عقاید و مشی سیاسی افراد از حقوق زندانیان و فعالان سیاسی آذربایجان دفاع می نمایند سایر گروهها و رسانه ها را به برخورد دمکراتیک و انسانی تر در قبال نقض حقوق شهروندی همه افراد و گروهها دعوت می نماییم. بی شک استانداردهای دوگانه در برخورد با مسائل واحد در نهایت به بی اعتباری و افشای مدعیان دروغین دمکراسی و حقوق بشر خواهد انجامید.

به امید آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی

کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان(آسمک)

ترجمه از: گیل آوایئ 5 مارس 2007

 

 

 

 

صبح ديروز دختران قهرمان آذربايجان مرضيه و زهرا جدي آز زندان شووينيزم آريايي آزاد شدند .

مرضيه و زهرا جدي که در روز بزرگداشت زبان مادري در تظاهرات مردم تبريز و هنگام پخش اعلاميه در ميدان راستا کوچه با ضرب و شتم وحشيانه مأمورين رژيم علارغم مقاومت ستودني و دليرانه ای که از خود نشان دادند دستگير و روانه اداره مفاسد اجتماعي شدند.

خبرهاي دريافتي حاکي آز آن است که نامبردگان در طول مودت بازداشت مورد شديدترين ضرب و شتم ها و شکنجه ها از طرف مأمورین حتّی مأمورين مرد قرار گرفته اند که تماما غيره قانوني بوده و حتّی خلاف اصول شرعي قانون اسلام مورد نظر جمهوري اسلامي ميباشد.

علاوه بر آن علي اميني همسر زهرا جدي به جهت نوشتن نامه اعتراضي به دستگيرئ غير قانوني همسرش از طرف اطلاعات بازداشت و به زندان تبريز منتقل ميشود و در زندان نيز به خاطر اغتراض به حبس زندانيان سياسي و کم سن و سال در بند مغتادان و مواد مخدر به همراه قربان زارعي ديگر فعال مللي در بند به انفرادي منتقل ميشوند.

سرانجام مرضيه و زهرا جدي و علي اميني با سپردن وثيقه چند مئليوني در روز 8 مارس آز زندان آزاد ميشوند.

از تمامي فعالين حوقوق بشر حرکت مللي آذربايجان ( جنوبي ) خواهش ميشود از حوقوق اين عزيزان دفاع کامل به عمل آورند.

لازم به ذکر است که هر 2 خواهر دانشجو و اهل قوشا چای می باشند.

بابک تبريزلي

08/03/2007

آذربايجانين قهرمان قيزلاري ″ مرضيه جيدي″ و ″ زهرا جيدي″ پارس شووينيزمي نين دوستاقيندان آزاد اولدولار.

21 فئورييه دونيا آنا ديلي گونو ايله علاقه دار تبريزده کي اعتيراض آکسييالاريندا آذربايجانيميزین 2 قهرمان قيزي ″ زهرا و مرزييه جيدي ″ باجيلاري چوخ جسارتله فاشيست و شووينيست فارس موزدورلاري نين قاباگيندا دايانيب و ميللي و کولتورل هاقلريميزدان مودافيعه ائده رک توتوقلاميشديرلار.

آلديقيميز معلوماتلارا عصاسن بو 2 باجي آنا 21 فئورييئ گونو تبريزده آنا ديلينه آيد اعلامييه لر يايديقي حالدا راستا کوچه ده توتوقلانيبار کي معمولارين بو غئيري قانوني ايشي قاباگيندا موقاويمت گؤسترديکدن سونرا اونلارين طرفيندن شيددتلي و آگير ضربه لر و زراکارليقلارا معروض قاليرلار و سونرا تبريزين مفاسيد ايجتيماي ايداره سينه آپاريليرلار .!

قئيد ائدک کي بو زوراکارليقلار، شيکنجه لر و غئيرئ اينساني عمللرله تبريزين مفاسيد ايداره سينده داها شيددتلي حال تاپيب و حتّی اونلارين کيشي ( ارکک ) (تام قانونا ضيد اولاراق) مأمورلارين طرفيندن کوته و شيکنجه اولونماسي دوام ائدير .

بو آرادا ″ علي اميني ″، ″ زهرا جيدي″ نين حيات يولداشي نين اعتيراض و شيکايت مکتوبو کي يولداشي نين غئيري قانوني شکيلده توتقلانماسينا آيد مفاسيد و زيندانين مسئوللارينا وئريلميشدير ، اونون اؤزونون توتقلانماسيلا اوزلشير .

آرتيرمالي یيق کي توتوقلانالار ايطلاعات و مأمورلار طرفيندن ، تهديد اولدوقلارينا گؤره 15 گونلوک زيندان مودتينده هر طور اينفورماسييا وئرمکدن چکينيبلر تا نهايت دونن مارس 8ينده وثيقه تامين اولدوقدان سونرا زينداندان آزاد اولوبلار .

تبريزين زيندانيندا ″ علي اميني و قوربان زارعي ″ سياسي و گنج محبوسلارين نارکامان ( مواد مخدر ) لرله بير يئرده يئرلشمه لرينه اعتيراض ائتمه لري اونلارين اينفيرادييه سالينمالاري ايله اوزلشيب .

زهرا و مرضیه ″ هر 2 سي اؤيرنجي و آذربايجانين قوشاچاي شهريندنديرلر.

تامام اينسان حوقولاري اوزره چاليشان آذربايجان ميللي حرکتي نين فعاللاريندان خواهيش اولونور بو عزيزلريميزين حاقلاريني مودافيعه ائتمک اوچون گرکن ايشلري ائتسينلر .

بابک تبريزلي

08/03/2007

 

 

 

نسرین رضوی بازداشت شد

نسرین رضوی از جوانان هویت طلب شهر تبریز بعد از ظهر امروز، یکشنبه مورخه 20/12/1385 به هنگام پخش اعلامیه در ورودی شهرک پرواز تبریز توسط مامورین انتظامی دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل شده است.

با توجه به جو خفقان و فضای امنیتی شدید موجود در سطح آذربایجان انتظار میرود وی در ایام بازداشت مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار گیرد. هنوز هیچ اطلاعی از وضیعت وی در دست نیست.

 

 

 

 

نگاهی اجمالی به وضعيت زنان ايران در سال هشتاد و سه

گزارش فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای شمالی


چهارشنبه ١۹ اسفند ١٣٨٣ – ۹ مارس ٢٠٠۵
به مناسبت روز جهانی زن
زنان ايرانی بگونه ای مضاعف آنچنان در چنبره قوانين « زن ستيز» رژيم جمهوری اسلامی و آداب و رسوم دست و پاگير گرفتارند که بعضاً راهی بجز خودکشی پيش روی خود نمی بينند . آمار خودکشی در مناطق محروم کشور بيانگر اين امر است . در سالی که گذشت تنها در استان مرکزی و استان ايلام به ترتيب 250 و 220 زن اقدام به خودکشی کردند . خانم ياکين ارتورک گزارشگر ويژه سازمان ملل متحد در زمينه خشونت عليه زنان در سفر اخير خود به ايران طی گزارش مقدماتی خود از انواع نقض حقوق زنان ياد کرد . در اين گزارش ازجمله به خشونت های روانی ، جنسی و فيزيکی عليه زنان اشاره شده است . قاچاق زنان به کشورهای حوزه خليج فارس ، نقص در قوانين طلاق ، تبعيض جنسی ، طولانی بودن مدت حبس در سلولهای انفرادی ، ممنوع الملاقات بودن ، عدم تناسب جرم و مجازات ، نداشتن وکيل ، نقض معاهدات بين المللی و... از موارد ديگر اين گزارش است .
در سال گذشته علاوه بر نقض حقوق زنان در اشکال فوق، رژيم محدوديتهای جديدی را برای زنان ايجاد کرد . مثلاً سهميه دختران در برخی از رشته های تحصيلی نظير پزشکی و دارو سازی کاهش يافت . در عرصه مدنی نيز دستگيريهای خيابانی ، شلاق زدن و جريمه نقدی در تابستان به بهانه بد حجابی افزايش يافت .
در گزارش زير بخش بسيار کوچکی از نقض حقوق زنان در ايران ارائه شده است :
اسامی زنانی که به حکم دادگاههای رژيم جمهوری اسلامی اعدام شده اند.
1 ـ منيره قاسمپور 27 ساله قزوين
2 ـ عاطفه سهاله رضوی 16 ساله نکاء
اسامی زنانی که در دادگاههای رژيم جمهوری اسلامی محکوم به اعدام شده اند.
1 ـ فاطمه حقيقت پژوه 33 ساله
2 ـ فاطمه « الف » 28 ساله
3 ـ اکرم قويدل 31 ساله
4 ـ ليلا مافی 19 ساله
5 ـ حاجيه اسماعيل وند 22 ساله
6 ـ معصومه « ش »
7 ـ شهلا جاهد
8 ـ کبرا رحمانپور
9 ـ فاطمه
10 ـ زهرا
11 ـ يک زن که نام او اعلام نشده است
زنان محکوم به سنگسار :
1 ـ « سيما» صد ضربه شلاق و سنگسار
محکومين به زندان و شلاق
1 ـ ژيلا ايزدی 13 ساله
مرگ های مشکوک :
1ـ سيمين ب دانشجو دانشگاه آزاد اسلامی جيرفت
2 ـ عصمت حبيب اللهی 26 ساله دانشجوی دانشکده روابط بين الملل وزارت امور خارجه
3 ـ يک دانشجوی دختر دانشگاه اصفهان
4 ـ الناز درخشان خبرنگار روزنامه « افتخار »
5 ـ شهلا شکاری خبرنگار روزنامه های « شرق » و « افتخار »
6 ـ شيوا شکاری خبرنگار روزنامه های « شرق » و « افتخار »
زنان روزنامه نگاری که در طی سال گذشته در دادگاهها بازجويی و محاکمه شده اند
1 ـ بتول زمانی مدير مسئول ماهنامه « لوتوس »
2 ـ مهناز هويدا مدير مسئول هفته نامه « رايزن جوان »
3 ـ صديقه طالعی مدير مسئول نشريه « هنر زندگی »
4 ـ پريوش برنجی مديرمسئول دوهفته نامه « موسيقی قرن »
5 ـ سکينه کريم خانی مدير مسئول ماهنامه « آهنگ زندگی »
6 ـ تونيا کبود وند دبير بخش زنان نشريه توقيف شده « پيام مردم کردستان »
7 ـ فائزه شريف مدير مسئول هفته نامه « صدا » 650هزار تومان جريمه نقدي
8 ـ فرشته قاضی خبرنگار روزنامه « اعتماد » بازداشت و صدور قرار وثيقه50 ميليون تومانی
9 ـ محبوبه عباسقلی نژاد سردبير نشريه « فرزانه » بازداشت و صدور قرار وثيقه30 ميليون توماني
10 ـ فريبا داودی مهاجر دبير انجمن روزنامه نگاران جوان تهديد به مرگ از سوی نهاد های امنيتي
11 ـ شمزين جهانی عضو« انجمن زنان کرد مدافع صلح و حقوق بشر» و روزنامه نگار سه سال و نود ويک روز زندان
12 ـ نفسيه کوهنورد خبرنگار روزنامه « همشهری » اخراج از کار
13 ـ مسيح علی نژاد خبرنگار « ايلنا » ممنوع ورود به مجلس
دستگيری دست جمعی زنان در جشن ها به جرم رقص وشادی به اتهام « فساد »
ـ 22 زن د رتهران
ـ 16 زن در مشهد
ـ 24 زن در اهواز
ـ 20 زن در ساوجبلاغ
ـ 132 زن در سمنان
ـ 32 زن در لاهيجان
ـ 55 زن در قزوين
ـ 61 زن در زنجان
ـ 49 زن در رشت
ـ 769 زن در زنجان دريافت تذکر از سوی نيروهای امر به معروف و نهی از منکر
ـ 1250 زن در سمنان دريافت تذکر از سوی نيروهای امر به معروف و نهی از منکر
محاکمه فعالين سياسی ، فرهنگی و اجتماعي
1 ـ فاطمه حقيقت جو نماينده دوره ششم مجلس شورای اسلامي
2 ـ شيرين عبادی وکيل دادگستري
3 ـ فاطمه گوارايی فعال ملی ـ مذهبی
4 ـ مرضيه مرتاضی لنگرودی فعال ملی ـ مذهبی سه سال حبس تعليقي
5 ـ توکا ملکی نويسنده کتاب « زنان موسيقی ايران » يک ميليون تومان جريمه نقدي
6 ـ مليحه مغازه ای مترجم کتاب « زنان پرده نشين مردان جوشن پوش » يک و نيم ميليون تومان جريمه نقدي
7 ـ سوسن طلوعی دبير زبان انگليسی و عضو شورای شهر جلفا
دستگيری و بازجويی فعالين سياسی ، فرهنگی و اجتماعي
1 ـ خانم علوی شوشتری عضو گروه « اتحاد ملی »
2ـ اکرم اقبالی از بازداشت شدگان تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران ( 21 روز بازداشت 40 ميليون تومان قرار وثيقه )
3 ـ فريبا هدايتی از بازداشت شدگان تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران
4 ـ الهه نازجو از بازداشت شدگان تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران
5 ـ شهرزاد کريمان از بازداشت شدگان تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران
6 ـ خانم شقاقی از بازداشت شدگان تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران
7 ـ خانم رخساره از بازداشت شدگان تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران
8 ـ دختر و همسر محمد احمدی از بازداشت شدگان تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران
9 ـ شهين خادمی از خانواده های اعدام شدگان سازمان مجاهدين خلق ايران
10 ـ طاهره بابا خانی از خانواده های اعدام شدگان سازمان مجاهدين خلق ايران
11 ـ زری جوادی از خانواده های اعدام شدگان سازمان مجاهدين خلق ايران
12 ـ مادر لواسانی از خانواده های اعدام شدگان سازمان مجاهدين خلق ايران
13 ـ مادر خادمی از خانواده های اعدام شدگان سازمان مجاهدين خلق ايران
14 ـ شهناز هادی قشقايی بجرم نظرسنجی در مورد حوادث فيروز آباد
15 ـ نرگس اديب از فعالان«جنبش پيشاهنگان ايران »
16 ـ معصومه اکبر بيگی دستگيری به علت شرکت در حرکت « اعتراض عليه خشونت »
17 ـ زهرا جمالی کارمند ستاد مشترک سپاه پاسداران
18 ـ دستگيری دو زن در تهران به جرم پخش اعلاميه
19 ـ سارا عباسی از فعالين حرکت ملی آذربايجان
احضار ، بازجويی و بازداشت دانشجويان
1ـ سحر صديقی دانشجوی دانشگاه اصفهان
2 ـ مرضيه آريانفر دانشجوی دانشگاه اصفهان
3 ـ منيره بهارلو دانشجوی دانشگاه اصفهان
4 ـ سوناز شريفی دانشجوی دانشگاه تهران
5 ـ هانيه نعمتی دانشجوی دانشگاه تهران
6 ـ شيوا نظر آهاری دانشجوی دانشگاه صدرا « 20 روز بازداشت 40 ميليون تومان وثيقه »
7 ـ مريم خرمی دانشجوی دانشگاه پيام نور ورامين
8 ـ پگاه ساکی دانشجوی دانشگاه آزاد اراک « 3 ميليون تومان کفالت »
9 ـ فاطمه هدايت دختر روزنامه نگار زندانی انصافعلی هدايت ممنوعيت ازتحصيل .
محدوديت های گوناگون عليه فعالين سياسی ، فرهنگی و اجتماعي
1ـ اعظم طالقانی دبير کل جامعه زنان انقلاب اسلامی ممنوع الخروج
2 ـ نرگس محمدی فعال ملی ـ مذهبی عدم اجازه ايراد سخنرانی در دانشگاه رازی کرمانشاه
3 ـ ژيلا حسن پور شاعر و نويسنده کُرد ، بازجويي
4 ـ شش زن عضو جامعه زنان انقلاب اسلامی مورد بازجويی قرار گرفتند
5 ـ دوازده زن عضو انجمن های غير دولتی مورد بازجويی قرار گرفتند
6 ـ جلوگيری از برگزاری کنسرت موسيقی « گروه مهرگان »
7 ـ مهناز انصاريان نويسنده و بازيگر سينما و تلويزيون تهديد به مرگ توسط نيروهای امنيتي
8 ـ الهه کولايی نماينده دوره ششم مجلس احضار به دادگاه
9 ـ جميله کديور نماينده دوره ششم مجلس احضار به دادگاه
ctdhumanright@yahoo.com :کانون انديشه، گفتگو و حقوق بشر در ايران - تورنتو –كاناد ا
info@vzvmiran.de - www.bashariyat.de :کانون دفاع از حقوق بشر در ايران – برمن- آلمان
shafaei@azadegy.de - www.azadegy.deشبکه فعالان حقوق بشر ايرانی در آلمان :
kdaddih@hotmail.com
: کانون دفاع ازدمکراسی در ايران– هلند
irancalppo@free.fr - irancalppo.free.fr : کميته اقدام برای آزادی زندانيان عقيدتی و سياسی در ايران - پاريس
info@komitedefa.org - www.komitedefa.org : کميته دفاع از حقوق بشر در ايران – سوئد
defendhriran_ca@yahoo.com :کميته دفاع از حقوق بشر در ايران – کاليفرنيا – آمريکا
noranali2003@yahoo.noکميته نوران ( کميته دفاع از حقوق بشر در ايران – نروژ) :
yebarak@yahoo.ca
: سازمان ايرانيان غرب کانادا – ونکور – کانادا
info@irantestimony.com - www.irantestimony.com : Irantestimony - فعالان دفاع از حقوق بشر
demokrasi9@yahoo.com : کميته دفاع از آزادی و دمکراسی در ايران – اطريش
hoghoghebashar@rahaeii.com – www.rahaeii.com : انجمن مدافعين حقوق بشرو دمکراسی در ايران – فرانسه
FaalanHRC@yahoo.ca انجمن فعالان حقوق بشر در ايران ـ کانادا :
adhri1@yahoo.com : اتحاد برای دفاع ازحقوق بشر در ايران – واشنگتن – آمريکا
mnrecht@hotmail.com فعالين ايرانی حقوق بشر- سوئيس:
kanon253@hotmail.com انجمن مدافعين حقوق بشر در ايران ـ بلژيک :

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 9:5  توسط آیتان تبریزلی  | 

 

حمله خونین کمونیستها به حضار سمینار"نسل کشی خوجالی"در دانشکده

 

سیاسی دانشگاه آنکارا

 

عصر روز گذشته به هنگام نمایش فیلمهای مستند فاجعه نسل کشی خوجالی در دانشکده سیاسی دانشگاه آنکارا، جمعی از دانشجویان مدافع حزب کمونیست تورکیه، همراه با گروهی از طرفداران پ.ک.ک، با تخیلی دانستن نسل کشی خوجالی  به حضار سالن حمله ور شدند.

این گروه  با شعار "همه ما کرد هستیم، همه ما ارمنی هستیم" قریب به ده نفر از دانشجویان تورک اعم از آذربایجانی، تورکیه ای و کرکوکی را با استفاده از میل گرد و چماق مورد ضرب و شتم وحشیانه قرار دادند.

در این میان اکثریت قریب به اتفاق دانشجویان دانشکده سیاسی آنکارا، مهاجمین را محکوم کرده و با آنها درگیر شده اند. در این حادثه چندین تن از ناحیه سر، صورت و کمر زخمی شده به بیمارستان منتقل شدند. سه تن از مجروحین آذربایجانی هستند. اسامی دو تن از مجروحین عبارت است از: مجید اورمولو، حسن قوشاچایلی. گفته می شود حال عمومی زخمی شدگان رضایت بخش است.

بر اساس آخرین اخبار اوضاع در دانشکده سیاسی دانشگاه آنکارا وهمچنین دانشگاه صنعتی خاورمیانه (اورتا دوغو تکنینک اونیوئرسیته سی) متشنج می باشد.

لازم به تذکر است که طرفداران حزب کمونیست تورکیه در آخرین انتخابات پارلمانی این کشور، تنها موفق به کسب یک دهم درصد از کل آراء ماخوذه شدند. این گروه خشونت طلب به صراحت مفاهیم مقدسی چون وطن و ملت را انکار می کند و از روابط خوبی با داشناکها و پ ک ک برخوردار است.

 

آیتان: ( البته بر اساس آخرین اخبارها، دانشجویان و جوانان غیرتمند ترکیه با دیدن این صحنه به کمک برادران آذربایجانی خود آمدند و حق این شارلاتان ها را کف دستشان گذاشتند)

 

 

20 هزار نفر درآنکارا با امضاء طوماری، خواستار شناسائی قتل عام

 

خوجالی،بعنوان"نسل کشی" شدند

 

تقریبا طی روزهای 26 و 27 فوریه، بیش از 20 هزار تن از اهالی آنکارا با امضاء طوماری خواستار شناسائی قتل عام اهالی خوجالی در تاریخ 26 فوریه سال 1992 توسط دولت ارمنستان، بعنوان "نسل کشی"، از طرف مجلس تورکیه شدند.

در میدان ساکاریا، در محل جمع آوری امضاءها، نمایشگاه عکس کوچکی نیز از جنایتهای ارامنه در قره باغ ترتیب داده شده بود. در حاشیه نمایشگاه، هزاران تن از اهالی آنکارا از طریق گفتگو با دهها تن از دانشجویان آذربایجانی، با حوادث آذربایجان شمالی و مبارزات سرسختانه ملت آذربایجان جنوبی علیه آپارتاید آشنا شدند.

این طومار  به همت "کانون فرهنگی آذربایجان" در آنکارا تهیه شده است.

 

فرزاد صمدلی، آنکارا، اول مارس سال 2007

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 8:58  توسط آیتان تبریزلی  | 
 

نوروز میراث ملی ما تورکها

 

 

 

برای مطالعه این مقاله ادامه مطلب را کلیک کنید...

عید نوروز میراث ملی ما تورکها

برای مطالعه این مقاله ادامه مطلب را کلیک کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 12:53  توسط آیتان تبریزلی  | 

ایتحاف اولونور اونودولماز سهندیمیزه:

 

او آجی اولایدان دوز بیر ایل کئچدی

 

 

آخشام چاغی دیر؛ گونش باتماق حالیندادیر. گونشین باتما زامانی دویغولو بیر زامان دیر. آما نه بیلیردیق کی بئلنچی بیر چاغدا عزیز دؤستوموزون یاشاییش شمعی نین سؤنمه خبری بیزه گلیب چاتاجاق و او آخشامی بیر حوزونلو آخشاما چئویره جک.

دوز بیر ایل بوندان اؤنجه بئلنچی بیر چاغدا سهندین دونیادان کؤچمه خبری منه گلیب چاتدی. "سهند بیر اتومبیل اولاییندا دونیاسینی دئییشدی".  خبری ائشیتدیگیم زامان ائله بیر دونیا باشیما فیرلاندی. هئچ نه اینانا بیلمه دیم. اؤز اؤزومه دئدیم: بلکه خبر دوغرو دئییل، بلکه سهند هله ساغ دیر، بلکه، بلکه ...

آما یوخ، آجی خبر تئز یاییلار. بو آجی خبرده ائله بیل کی اؤز قارانلیغی ایله گونشین باتماسین نئچه ساعات تئزه سالدی.

اؤزومه گلن زامان آنلادیم کی خبر دوغرودور. کئچمیش ده کی خاطیره لر یادیما دوشدو. هر بیری اؤزونه گؤره نیشتره بنزه ییردیلر کی هم کؤنلومده او شیرین گونلری خاطیرلادیردی و همده بئلنچی بیر خاطیرالارلا و او خاطیره لرین بیر سببکارینین الدن گئتمه سین یادیما سالیب و کؤنلومه اود یاخیردی.

دوغرودان کی بو ایتگی نی یئنه اینانماق اولمور. ائله "ووقار نعمت" دئمیشکن:

سهند اؤلدومو!؟

یوخ اینانمایاجاغام بونا

بو اؤلومه اینانماق اؤلوم کیمی چتین دیر

من اینانمایاجاغام، ای دوست!

هئچ بیر دوست اؤلومونه

اؤزوم اؤله نه کیمی

 

سهندین چالیش مالاری سس سیز آما اؤز آدینین صاحیبی کیمی گوجلو ایدی. بو نا گؤره ده بو بیر ایلده یقین هر یئرده سهندین یئری بوش گؤرونوردی. او کیشی اؤز چالیشیقلاری ایله بیزه بونو ثابیت ائتمیشدیرکی گره ک هئچ زامان اؤز چالیشیقلاریمیزدان ال چکمه یه ک. آما بو بؤیوک دوستوموزون روحی یئنه بیزیمله دیر و بیز ایله یاشایاجاق و بیزده گره ک هر زامان سهندین آدینی و یادینی کؤنلوموزده ساخلایاق و دئیه ک: سهند، دوستلار سنی هئچ زامان اونوتمایاجاق لار.

سهند سن کؤنلوموزدن ده یوخاری، آذربایجان سماسیندا سؤنمز بیر اولدوز اولدون.

 

آیتان تبریزلی (آذراوغلو)

 

۱۷/۱۲/۱۳۸۵

 

www.aytan-tabrizli.blogfa.com

aytan_tabrizli@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 21:27  توسط آیتان تبریزلی  | 
 

سهندیمیزین ایل دؤنومو

 

 

 

سهندیمیز حاقدا یازیلارینیز اولسا اونلاتری بو ایمیل آدرسه

 

(Aytan_tabrizli@yahoo.com)

 

 گوندرین تا اونلاری اؤز آدلارینیزان سهندیمیز وئبلاگیندا یایاق

 

www.sehendimiz.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 21:22  توسط آیتان تبریزلی  | 
 

 

8 مارس دونیا قادین گونو قوتلو اولسون

 

"آرواد" حاقدا آتا بابالاریمیزدان سؤزلر!

 

حاضیرلایان: آیتان تبریزلی (آذراوغلو)

www.aytan-tabrizli.blogfa.com

aytan_tarizli@yahoo.com

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 12:23  توسط آیتان تبریزلی  | 

 

ساچلاريمي باشقادان اؤرته اؤرته

اونلار نه واخت ﺁغاردي هئچ بيلمه ديم

سسيم ﺁستا چاتسين ياد قولاقلارا

حاق سوزو ده ديله گتيريب ديمه ديم

بوي بوخوخونوم گوزه گلمه سين دﺋيه

كولگه كيمي دووارلادا سوروندوم

ﺁلاقارقا آدلانماق قورخوسوندان

اﺋلين قارا پالازينا بوروندوم

سؤز اناندان"قيزلار گولمز"دﺋديلر

گولمه ديم من ده٬دوداغيمي يومدوم

سئوينجي بيلمه ديم٬جوشوب قاچماديم

بير انسان تك هئچ زامان باغيرماديم

دؤزومسوز ﺁد قويولماسين اوستومه

ايمداد اوچون هئچ بير كس چاغيرماديم

اوجا اوجا دؤرد دووار ﺁراسيندا

اوخوماديم ماهني لار٬سسيم باتدي

اله دوشمز عؤمرومون گنج گونلرين

ياسالار دييرماني٬ دن كيمي دارتدي

ﺁرتيق بئيني بوش دئمه سينلر منه

گيزلينده آغلاديم٬ گيزلينده گولدوم

دونيادان خبرسيز قاريشقا كيمي

ذره جه دامجيني بير عوممان بيلديم

من دينمه ديم٬

من هئچ دانيشماديم

انجاق" ياسا"لاري يازانلار يازدي

"ساختاكارليقلار سبب اولدو"اينام

طبيعتين دوزگون يولوندا آزدي

قاديندا روح واردير؟ اينانماديلار!

بير لش كيمي اونو چنگلدن ﺁساق

دئديلر٬يازديلار٬ هم قول قويدولار

قادينا سئوگي ده ياساقدير ٬ ياساق...
 
شعری گونده رن: دنیز
 
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 12:22  توسط آیتان تبریزلی  | 
 

پدیده ای به نام فرار از خانه

 

 

 گردآورنده:   آيتان تبريزلي

www.aytan-tabrizli.blogfa.com

aytan_tabrizli@yahoo.com

 

3/10/1383

 

برای دیدن این تحقیق ادامه مطلب را کلیک کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 12:18  توسط آیتان تبریزلی  | 
 

تضیع حق یک زن ستم دیده یا تحقیر یک ملت در "کافه ترانزیت"!!

 

 

آیتان تبریزلی (آذراوغلو)

www.aytan-tabrizli.blogfa.com

Aytan_tabrizli.blogfa.com

 

سه شنبه (30/5/1385) روز بعثت حضرت محمد (ص) بود. در این روز یاد و خاطره بعثت پیامبر اکرم گرامی  داشته می شود. پیامبری که یکی از اهداف وی ایجاد وحدت و دوستی میان ملتها بود. ولی در طول تاریخ مغرضانی بوده اند که همواره سعی در از بین بردن این وحدت و تحقیر ملتهای مختلف داشته و دارند.

در چنین روزی صدا و سیمای ترک ستیز ایران بازهم مثل روال گذشته به یمن این روز!  فیلمی پخش کرد که کاملا اهداف مغرضانه آن را نشان می داد. فیلمی که از اول تا آخر آن  می شد افکار کپک زده شوونیستی را مشاهده کرد.

فیلم "کافه ترانزیت" ماجرای زنی به نام "ریحان" را نشان می داد که بعد از مرگ شوهرش اداره کافه ترانزیتی را در یکی از شهرهای مرزی ترک نشین (احتمالا ماکو) بر عهده گرفته بود. این کافه محل تردد رانندگان دیگر کشورها از جمله ترکیه، یونان، مجارستان و... بود. در این میان راننده ای یونانی به ریحان علاقمند می شود ولی در این بین برادر شوهر و فامیلهای شوهر این زن – که ترک هستند – مخالف کار کردن وی در کافه هستند و بعد از پی بردن علاقه مرد یونانی به ریحان، یکی از آنها با ورود به کافه بصورت وحشیانه! بسوی مرد یونانی حمله ور شده و او را مورد ضرب و شتم قرار می دهد.

دست اندرکاران فیلم به خیال خود خواسته بودند با نشان دادن مثلا یک معضل اجتماعی به نام تضییع حقوق زنان در این مناطق به اهداف شوونیستی خود سرپوش بگذارند غافل از اینکه ملت بزرگ آذربایجان متوجه اهداف پلید آنها در تحقیر خود بودند. اگر قرار بود فیلم بصورت منطقه ای تهیه شود چرا نقش مثبت آن – که ریحان بود – ترک نبود؟ و به عنوان یک زن مظلوم فارس قلمداد شده بود که در میان انسانهایی بی منطق که همگی ترک بودند مورد ظلم واقع شده بود! و این را می شد در زمانی که مرد یونانی در قسمتی از گفته هایش به دوستش می گوید: "من سعی کردم برای اظهار علاقه ام به ریحان، فارسی! یاد بگیرم" فهمید.

بله، تمامی اشخاص دیگر که ترکی حرف می زدند از لحاظ رفتاری غیر منطقی، وحشی، بی سواد نشان داده شده بودند!

نکته قابل توجه اینجاست که دست اندرکاران صدا و سیما و سینمای  آنتی ترک ایران همواره با اموزشهایی که از اربابان پان فارس و شوونیست خود می گیرند خواستار تحقیر ملت بزرگ ترک می باشند. در این فیلم نیز خواسته اند با ابزار قرار دادن یک موضوع به تحقیر هر چه بیشتر ترکها بپردازند ولی از وجود ردپاهای کذایی خود در ارائه این فیلم غافل مانده اند. آنها حتی نتوانسته اند اهداف خود را با اصول فیلمنامه نویسی هماهنگ کنند. معمولا در فیلمنامه نویسی اصلی است که می گوید: داستانی که ساخته می شود باید از قوانین ایجاد شده در ان موضوع تبعیت کند.

ولی در جای جای این فیلم این هماهنگی دیده نمی شد بلکه تا بود تناقض بود. حمله وحشیانه یکی از فامیلهای شوهر ریحان به مرد یونانی، غیر منطقی بودن حرفهای جاری ریحان که زنی ترک بود، نشان دادن نقش مظلوم فیلم (ریحان) بعنوان زنی فارس، تلاش مرد یونانی برای یاد گرفتن زبان فارسی!  - برای اظهار علاقمندی به ریحان-  و... نشانه هایی از این ناهماهنگی و تناقض بود.

در نتیجه چارچوب فیلم نشان دهده تحقیر یک ملت بود  تا دفاع از حقوق یک زن مظلوم و ستم دیده!

 با چند سطری که توضیح داده شد می توان به اهداف واقعی سازندگان اصلی فیلم و نوکران جیره بگیر آنها در ساخت این فیلم پی برد.

امثال داود میر باقری ها، کامبوزیا پرتوی ها، نوذری ها، حسن فتحی ها و... عروسکهای خیمه شب بازی ای هستند که با فرمان گرفتن از اربابان خود همواره می خواهند قداست و عصمت هنر هفتم را با افکار فاشیستی  خود آلوده کنند. ترک ستیزی از اهداف اصلی این نژاد پرستان می باشد.

 

اما برای تنویر افکار عمومی لازم است مطالبی چند در مورد این فیلم متذکر شد.

نگارنده منکر این نیست که معضلاتی همچون تضییع حقوق زنان در هیچ جای آذربایجان دیده نمی شود. بلکه معتقد است در صورت مشاهده با این پدیده باید در ریشه کردن آن تلاشهای جدی صورت گیرد. ولی مطمئنا با مقایسه آمارها و اخبارها می بینیم که این معضل در مناطق فارس زبان به مراتب بیشتر از جاهای دیگر می باشد. اگر به صفحه حوادث روزنامه ها نگاه کنیم به گوشه ای از این موضوع پی می بریم. مثلا هفته پبش در کرمان مردی به صرف مشاهده همسر خود با یک مرد دیگر در خیابان بدون دلیل و بر اساس سوء ظن به همسرش مرد مذکور را به رگبار بسته و به قتل رسانده بود. در حالی که در مناطق ترک نشین اتفاقات اینچنینی بسیار بندرت اتفاق می افتد ولی این حوادث در مناطق فارس زبان به یک اتفاق معمولی تبدیل شده است.

هر روز در آمارها و اخبار در مورد خیانت مردان و زنان فارس زبان نسبت به همدیگر مطالب فراوانی می خوانیم. از دیدگاه جرم شناسی و روانشناسی یکی از دلایل  این پدیده ها ناشی از بی احترامی زوجین نسبت به حقوق و ارزشهای یکدیگر می باشد.  اگر بی بند و باری را آزادی تلقی کنیم و تعامل و احترام را خشونت، آنوقت می توان با توجه به این اصول و آمار ها و اخبارها بگوییم که آیا در مناطق ترک زبان بیشترین ظلمها به زنان می شود و یا در جاهای دیگر ایران. و آیا در این مناطق احترام و تعامل میان مردان و زنان بیشتر است یا در جاهای دیگر ایران؟

و اگر بحث این باشد که در آذربایجان تمدن و فرهنگ به آن حدی نرسیده است که با مسائل مختلف بصورت منطقی برخورد شود لازم به توضیح است که اولین مدارس، روزنامه ها و آثار پیشرفت اجتماعی و مدرنیته - در ایران-  برای اولین بار در آذربایجان حضور پیدا کرده اند. و افکار روشنفکری از این خطه به دیگر مناطق ایران صادر شده است.

آیا می شود ملتی را که چندین هزار سال به متمدن بودن مشهور بوده است با 70 سال تبلیغ مغرضانه به زیر سوال برد؟

در موضوع حقوق زنان نیز، ترکها همواره به حقوق زنان به دیده احترام و انسانی نگریسته و می نگرند. با نگاهی گذرا به تاریخ می توان آن را مشاهده کرد.

وجود دوره ای به نام "آنا خاقانلیغی" (مادرسالاری) در تاریخ در مناطق ترک نشین بوده است. در این دوره ترکها به زنان به دیده الهه ای مقدس می نگریستند و احترام به حقوق آنها را جزء وظایف خود بر می شمردند.

یا در نوشته های قدیمی از جمله در نوشته های مربوط به "دده قورقود" دیده احترام آمیز و تعامل مثبت میان زنان و مردان ترک را مشاهده می کنیم.

در دوره های مختلف مثل سلسله های منحوس ساسانی و هخامنشی که زنان قوم پارس به عنوان کالایی – توسط مردان خود - فروخته می شدند زنان ترک آذربایجانی پا به پای مردان خود  در صحنه های مختلف زندگی و حتی در صحنه های نبرد حضور داشتند و این نشان دهنده احترام و تعامل متقابل آنها به یکدیگر بود.

بطور مثال شخصی که سر کوروش جنایتکار و فاسد (پادشاه پارس)  را از تن جدا کرد زنی بود به نام "تومروس آنا" (ملکه ترکهای قفقاز).

کوروش که با دسیسه های خود خواستار تصرف اراضی ترکها بود توسط حیله های خود پسر تومروس آنا را اسیر و سپس بصورت ناجوانمردانه ای سر وی را از تنش جدا کرد. به خاطر همین، تومروس آنا به مقابله با کوروش برخواست و لشکر وی را شکست داد و سر وی را از تن جدا کرد و آن را در تشت پر از خون انداخت و خطاب به سر کوروش گفت: "از این خون هر چقدر می خواهی بنوش تا از خونخواری سیراب شوی" و بدین ترتیب ممالک مختلف را  از دست یاغی گریهای این جنایتکار نجات داد. در تاریخ هزاران مورد از این شیرزنان ترک را می بینیم.

در زمان مشروطیت هنگامی که زنان مناطق فارس زبان در کنج خانه ها و حرمسراها محبوس شده بودند و هیچ اطلاعی از حقوق خود نداشتند در آذربایجان زنان آذربایجانی با اطلاع از حقوق خود دوش به دوش مردان مشغول نبرد با استبداد بودند. امثال زینب پاشاها در تبریز و جاهای دیگر آذربایجان به انبارهای دولتی و محتکرین حمله می بردند تا آذوقه حبس شده مردم را آزاد کنند یا در جبهه های نبرد زنانی به درجه شهادت نائل می آمدند که یک مورد از آنها را در آثار مختلف مورخین تاریخ مشروطیت مشاهده می کنیم. می گویند در یکی از نبردها که مجاهدین به مداوای مجروحین مشغول بودند یکی از امدادگرها می خواهد که لباس خون الود یکی از مجروحین را –همانند دیگر مجروحین – از تن در بیاورد در این حال مجروح مانع اینکار می شود. ستارخان که در ان حوالی بود متوجه این موضوع می شود و علت را می پرسد مجاهد مجروح به سردار می گوید: "سردار مگذارید که لباس خون آلود مرا از تن جدا کنند، چون من یک زن هستم و برای نبرد با دشمن لباس مردان را پوشیده ام و با این کار می خواستم به دشمن نشان دهم که زنان آذربایجانی همچون مردان خود در مقابل ظلم و استبداد مبارزه خواهند کرد. در این حال چشم سردار پر از اشک شوق می شود و مرحبا می گوید به شیرزنان آذربایجان.

در زمینه ادبیات نیز زنان ترک شاهکارها بوجود آورده اند و حتی خاتون شعر فارسی (پروین اعتصامی) نیز از میان همین زنان ترک بوده است. پروین اعتصامی خودش ترک و در خانواده ای ترک زبان پرورش یافته بود.

در حال حاضر نیز با نگاه به آمار تحصیلکردگان زن در مناطق مختلف ایران می بینیم که مناطق ترک نشین بیشترین آمارها را به خود اختصاص داده اند.

همه اینها گوشه ای از احترام متقابل زنان و مردان آذربایجانی به حقوق و ارزشهای یکدیگر  را می رساند. که عرصه فعالیتهای سازنده را نسبت به همدیگر تنگ نکرده اند. حالا می توان به منطقی یا غیر منطقی بودن رفتارهای زنان و مردان آذربایجانی نسبت به یکدیگر  پی برد!!

با این اوصاف به این نتیجه می رسیم که اگر احترام متقابل زنان و مردان ترک نسبت به همدیگر وجود نداشت و همچنین اگر قائل به پایمال شدن حقوق زنان ترک توسط مردان ترک بودیم باید خط بطلان بکشیم بر تاریخ احترامات و تعاملات آنها در گذشته و حال.

تضییع حقوق بحثی است وسیع که شامل حقوق زنان هم می شود. این نوع تضییع حقوق در هر جامعه ای بنا به شدت و ضعفهای مختلف قابل مشاهده هست و ریشه کردن آن بر عهده هر انسانی الزامی می باشد. ولی نکته ای که حائز اهمیت است این است که آیا می توان برای اجرای مقاصد شوم از این موضوع بعنوان ابزار استفاده کرد؟

کسانی که هنوز الفبای دموکراسی را نمی خواهند یاد بگیرند و افکار پان فارسیستی و فاشیستی در آنها غلبه دارد و تضییع حقوق و تحقیر ملتهای غیر فارس را همواره در کارهای خود در پیش گرفته اند چطور خواهند توانست از تضییع حقوق زنان که جزیی از تضییعات حقوقی انسانها می باشد سخنی به میان آورند؟

اینها هر زمان برای پیاده کردن افکار فاشیستی خود دست به ابزارهای مختلف زده اند مثلا در بحث تضییع حقوق ملت آذربایجان، جنبش های مختلف ملت آذربایجان را – در اعاده حقوق خود – به وسیله استفاده از ابزارهای مختلف همچون وحدت ملی و... سرکوب کرده اند. و با انگهای مختلف مانع اعاده این حقوق شده اند.

در کافه ترانزیت نیز برای سرپوش گذاشتن به هدف خود  که همان تحقیر ملت آذربایجان بود  از ابزار تضییع حقوق یک زن – که حتی ترک هم نبود و یک زن فارس بود -  استفاده کرده اند. ولی غافل از این شده اند که شیرزنان آذربایجانی، در صفوف اولیه کسانی هستند که انزجار خود را از این برنامه ها نشان می دهند و این فاشیستها باید بدانند که زنان آذربایجانی در کنار مردان خود برای اعاده حقوق ملی خویش تلاش خواهند کرد و نخواهند گذاشت که از حقوق همنوعان خود (حقوق زنان) به عنوان ابزاری برای تحقیر ملتشان استفاده شود.

بحث تضییع حقوق زنان بحثی است فراگیر که در دیگر مناطق ایران بیشترین آمارها را به خود اختصاص داده است ولی بحث تضییع حقوق ملت آذربایجان بحثی است که بصورت یک سویه و تهاجمی از طرف فاشیستهای پان فارس علیه آذربایجان اعمال می شود. پس اگر فیلمی با این چارچوب و بصورت نشان دادن یک مشکل منطقه ای ساخته می شد بهتر بود فیلمی در باب تضییع حقوق ملی آذربایجان ساخته شود، تا استفاده ابزاری از تضییع حق یک زن!

عمده ترین تضییعات حقوقی زنان ناشی از به روز نبودن قوانین ایران می باشد  که بهتر است به جای استفاده ابزاری از حقوق زنان برای تحقیر یک ملت، به چاره اندیشی در اصلاح قوانین همت گمارده شود تا درصد بالایی از این تضییعات کاهش یابند.

اگر دست اندرکاران صدا و سیما و سینمای ایران دایه مهربانتر از مادر شده اند چرا تا به حال در اعتراض به افکار فاشیستی اربابان خود در تضییع حقوق ملی ملت آذربایجان و تحقیر همه جانبه این ملت توسط آنها، فیلمی نساخته اند. چرا باید برای نشان دادن وحشیگریها، اشخاص منفور ، معضلات جامعه و بطور کلی نقشهای منفی، از ترکها استفاده شود؟ براستی که باید گفت: "کافر همه را به کیش خود می پندارد"!

این در حالی است که برای فیلم سازی، موضوعات مثبت زیادی وجود دارند که در طول تاریخ و در حال حاضر در آذربایجان مشاهده می شوند و می توان با استفاده از این موضوعات فرهنگ و تمدن عالی آذربایجان را به عنوان  الگو به دیگر ملل نشان داد. درصد  احترام به حقوق زنان در آذربایجان به حدی است که میتواند نمونه ای باشد برای از میان بردن نگاههای تحقیرآمیز در نقاط دیگر. حتی اگر این نگاهها در کوره ده های آذربایجان نیز باشد دلیلی نمی شود که آن را ابزاری قرار دهیم بر تحقیر یک ملت.

چرا تا بحال نسبت به تضییعات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و... که هر روز بر شدت آن در این مناطق افزوده می شود حتی یک خبر کوتاه در رسانه های مختلف ایران منتشر نشده است. الان در مناطق مختلف آذربایجان علی الخصوص در مناطق مرزی ترک نشین بیکاری طغیان می کند. جوانان شهرهای مختلف آذربایجان زنها ، بچه ها و خانوده های خود را به خاطر بدست آوردن یک لقمه نان حلال ترک می کنند تا در کارخانه ها و مراکزی که توسط پولهای آنها در مناطق فارس زبان ایجاد شده اند مشغول شده و نان آور خانواده هایشان باشند.

شهرهای آذربایجان غربی جولانگاهی شده است برای تروریستهای کرد (مثل پژاک و پ.ک.ک). چرا بی توجهی مسئولین دولتی به این مسئله و جنایتهای تروریستهای کرد بصورت فیلم ساخته نمی شود تا نشانی کوچک باشد از بی توجهی و تضییع بخشی از حقوق ملت آذربایجان؟

مطمئنا تمامی آزاد اندیشان علی الخصوص شیرزنان آذربایجان قصد اصلی نویسنده را از نوشتن این مقاله درک کرده اند. و به قول معروف "برای عارف اشارتی کافی است".

لذا باز هم تاکید می کنم که اینجانب همواره در دفاع از حقوق ملتم (ملت آذربایجان) منکر حقوق دیگر -مانند حقوق زنان - نبوده ام. و همانطور که به سعادت ملتم می اندیشم به سعادت تمامی آزاد اندیشان مثل فعالین حقوق زنان نیز اندیشیده و حمایت خود را (بصورت فکری و عملی) از آنها اعلام کرده و می کنم. و در نهایت باید این نکته را خاطر نشان سازم که نباید اجازه دهیم عده ای با پوشش قرار دادن موضوعاتی مانند حقوق زنان از آن به عنوان ابزاری برای تحقیر دیگران استفاده کنند.

 فاشیستها هیچوقت نخواسته اند به اصول دموکراسی پایبند باشند لذا برای رسیدن به اهداف شوم خود از لعابهای مختلف دموکراتیک به عنوان ابزار استفاده می کنند. پس فریب و حیله انها را نخوریم.

 

1/6/1385

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 12:14  توسط آیتان تبریزلی  | 

تورک قادينين ان بؤيوک سوسو (گوناهی)تورک­لوغودور!

 

يازان: اؤندر تورانجيول

آذربايجان تورکجه­سينه اويغونلاشديران: آيتان تبريزلي

www.aytan-tabrizli.blogfa.com

aytan_tabrizli@yahoo.com

گنج ميلتچي­لري، تورک اولکوسونه و تورکچولوق­ کيمي بير اولایا (حادثه یه) حيران قويان اصيل سبب­لردن بيري­ده، تورکون اؤز کيمليگي­ني تشکيل ائدن، عونصورلارين سوسيال و کولتوره­ل حياتدا هم خاک ائتديغي يئري تاپماسي­دير. بونون ان باريز اؤرنک­لريندن بيري­ده تورک ميلتي­نين قادينا وئرديغي ده­يري­دير.

اسکی تورک توپلوم­لاريندا عائله ان اؤنملي سوسيال بيرليک اولدوغوندان، عائله­نين تملي­ني تشکيل ائدن قادين تورک داستانلاريندا، تورک افسانه­لرينده ائله اوجا بير مرتبه­يه قويولموشدور ­کي، قاديني بئلنچي اوجا بيروارليق حالينا گتيره­ن دؤره­يه، کولتوره حيران اولمامانين ايمکاني يوخدور.

 

تورکلرده قادين، کيشي­نين ايکي آدديم آرخاسيندا دئييل يانيندا قاباغا گئدير. بعضي زامانلاردا قاباغادا کئچميشدير، تومريس (تومروس)، آي­ياروک، سويوم بيگم، ننه خاتون، کزانلي قارا فاطما، کرکوکلو زهرا و داها نئچه­لري... قادين، کيشي­نين يولداشي و ائوداشي، اوشاقلارينين يعني تورک ميلتي ايله بيربيرينه بنزر نئچه بؤيوک قهرمانلارين آناسي اولماق کيمي اؤنملي بير وظيفه­ني قاباغا آپاريب.  قهرمان آناسي اولماق نه قوتلو (موبارک) بير اؤنوردور (شرف­دير). قهرمان آناسي اولماق اوچون قادينين اؤزوده قهرمان اولماسي اؤنملي بير شرط­دير. تورک تاريخينين بيلينن ايلک قادين قهرماني اولان، آدي کيمي "دمير بيلکلي" تومريس (تموريس) حاققيندا " نجدت سنجر" اوستاديميز بو سؤزلري يازيبدير:

"دامارلاريندا اونون قانيني داشييان تورک قيزلارينين تاريخين قارانليقلاري آراسيندا بير اولدوز کيمي پارلايان بو دمير اؤره­کلي قهرماندان آلاجاقلاري چوخ شيء واردير."

يوخاري­دا­کي جومله بيزه تورک ميلتي­نين قادينا وئرديغي ده­يري آنلاتان بلکه­ده ان گؤزه­ل اؤرنکلردن بيري­دير. تورک ايرقی قادينا بئلنچي اؤنم وئرميش­کن، داها بير نئچه يوز ايل اؤنجه­سينه قده­ر آوروپا اؤلکه­لرينده قادينين دورومو هاميميزا معلوم­دور. قاديني، بازارلاردا ساتين آليب هرجوره آغير ايشلرده ايشلدن آوروپالي، اونو داييم جينسل بير شيء اولاراق گؤرموشدور. يئنه ايسلامدان اؤنجه عربلرين قيز اوشاقلاريني ديري - ديري توپراغا قويلامالاري خاطيرلاداجاغيميز اؤرنکلردن بيري­دير.

تورک ميللتي تاريخ بويونجا قادينا حق ائتديغي ده­يري حدديندن آرتيق وئرديغي کيمي، تورک قادينيدا بو ده­­يره لاييق اولدوغونو گؤسترميش هر زامان اؤز کيشي­سينه یاردیم ائتمیشدیر، ياخشي و پيس گونده اونون يانيندا اولموشدور.

قادینین گؤردوگو گوجونو تثبیت ائتمیش بعضی سیاسال جریانلاری اونلارین عزمیندن دستک (نشات) آلاراق سیاست باشاری ساغلادیغینا هامیمیز گؤروب و شاهید اولموشوق.

بو گون اؤلکه­میزه قارشی گیریشیلن هرجور چیرکین اویونلارا بوزقورد دوروشو سرگی­له­ین تورکچو گنجلر آراسیندا قیزلاریمیزین بارماقلا ساییلاجاق قد­ر اؤز ا.لماسی هدفه دوغرو گئدیلن یولدا اؤنملی بیر انگل (مانع) تشکیل ائتمکده­دیر.

قورولان توپلانتی و کنفرانس­لاردا قیزلاریمیزین تک باشینا آلیش وئریش پاراسی (پول) کیمی گلیب گئتمه­لری قاباغیندا (اؤنونده) بیرجورلی آلمادیغیمیز تنبللیغین باشلیجا (موهوم) سونوجلاریندان بیری­­دیر.

آیری آخیملارا (جریانلارا) باخیلدیغیندا قادین، کیشی­دن اؤنجه وظیفه­یه آتیلیب الیندن گلنی فاضلاسیلا گؤرمکده آردیندا گلن باشاری­یا یئنه برابرجه قوشماقدادیر.

بورادا اؤنمسنمه­سی (موهوم سانماغی) و چؤزوملنمه­سی (آچیقلاماسی) لازیم 2 اؤنملی پرابلمی وار. بیرینجی­سی یا قیزلاریمیزا لازیم ده­یر و اؤنم وئریلمیر، اونلارین غیرتلی چالیشمالارینین قاباغی آلینیر کی مومکون دئییل. ایکینجی سبب ایسه قیزلاریمیزین سوست و حیس­سیز توتومودور کی بودا تورکلوغه موناسیب دئییل. بویورون موحاسیبه­سینی سیز ائدین.

1974 قیبریس باریش حرکاتی سیراسیندا آلمانیادا ایشچی اولاراق چالیشان بیر تورک قیزی بئله هایکیرمیشدی:

"دوولتیمیزین پاراسی یوخسا، گمیلریمیزه ساچلاریمیزدان هالات (بیر قالین  ایپ­دیر کی اونون واسیطه سی ایله گمی­نی ایسکیله­یه باغلاللار) اؤره­ریز (هؤره­جه­ییک)."

تورک میلتی­نین جسارتلی قیزلارینین، اؤزلرینه یاراشان جسارتله تورک ایرکینین مسئله­لرینه چؤزوم تاپاجاق، فیکیرلر گلیشتیره­­جک (توسعه تاپاجاق) حساسیتی گؤسترمه­لرینی گؤزله­یه­جک.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 12:14  توسط آیتان تبریزلی  | 

 

8 مارس دونیا قادین گونو قوتلو اولسون

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 11:40  توسط آیتان تبریزلی  | 

گزارش تصویری از آواره گان جنگ قره باغ قسمت اول

<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

 

گزارش تصویری از آواره گان جنگ قره باغ قسمت دوم

 

خون ما سرخ رنگ است خون شما چه رنگی است

گزارش تصویری از قتل عام افراد غیر نظامی توسط جنایتکاران ارمنی

فاشیست های فارس با یاری رساندان به ارمنستان شریک جرم این جنایت ها هستند

<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

 <<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

 

سرود انتقام خون شهیدان ، عکس زیر را کلیک کنید

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 9:10  توسط آیتان تبریزلی  | 

 

فریاد" یا قاراباغ یا اولوم" در جلو سفارت ارمنستان

 

ادامه مطلب را کلیک کنید...

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 9:7  توسط آیتان تبریزلی  | 
 

شعري از استاد شهريار در مورد زبان تركي با معني فارسي آن

 

(( توركون ديلي ))

 

تورکون دیلی تک سئوگیلی ایسته کلی دیل اولماز

اؤزگه دیله قاتسان بو اصیل دیل اصیل اولماز

 

اؤز شعرینی فارسا – عربه قاتماسا شاعیر

شعری اوخویانلار ، ائشیدنلر کسیل اولماز

 

فارس شاعری چوخ سؤزلرینی بیزدن آپارمیش

« صابیر » کیمی بیر سفره لی شاعیر پخیل اولماز

 

تورکون مثلی ، فولکلوری دونیادا تک دیر

خان یورقانی ، کند ایچره مثل دیر ، میتیل اولماز

 

آذر قوشونو ، قیصر رومی اسیر ائتمیش

کسری سؤزودور بیر بئله تاریخ ناغیل اولماز

 

پیشمیش کیمی شعرین ده گرک داد دوزو اولسون

کند اهلی بیلرلر کی دوشابسیز خشیل اولماز

 

سؤزلرده جواهیر کیمی دیر ، اصلی بدلدن

تشخیص وئره ن اولسا بو قدیر زیر – زیبیل اولماز

 

شاعیر اولابیلمزسن ، آنان دوغماسا شاعیر

مس سن ، آبالام ، هر ساری کؤینک قیزیل اولماز

 

چوخ قیسسا بوی اولسان اولیسان جن کیمی شئیطان

چوق دا اوزون اولما ، کی اوزوندا عاغیل اولماز

 

مندن ده نه ظالیم چیخار ، اوغلوم ، نه قیصاص چی

بیر دفعه بونی قان کی ایپکدن قزیل اولماز

 

آزاد قوی اوغول عشقی طبیعتده بولونسون

داغ – داشدا دوغولموش ده لی جیران حمیل اولماز

 

انسان اودی دوتسون بو ذلیل خلقین الیندن

الله هی سئوه رسن ، بئله انسان ذلیل اولماز

 

چوق دا کی سرابین سویی وار یاغ – بالی واردیر

باش عرشه ده چاتدیرسا ، سراب اردبیل اولماز

 

ملت غمی اولسا ، بو جوجوقلار چؤپه دؤنمه ز

اربابلاریمیزدان دا قارینلار طبیل اولماز

 

دوز واختا دولار تاختا – طاباق ادویه ایله

اونداکی ننه م سانجیلانار زنجفیل اولماز

 

بو « شهریار » ین طبعی کیمی چیممه لی چشمه

کوثر اولا بیلسه دئمیرم ، سلسبیل اولماز

 

 

 

زبان ترك

هيچ زباني به مانند زبان عاشقانه و دوست داشتني تركي نيست

اگر اين زبان اصيل را با زبان ديگري مخلوط كني ديگر اصيل نخواهد بود

 

اگر شاعر شعر خود را با فارسي و عربي مخلوط نكند

آنهايي كه شعر را مي خوانند و يا مي شنوند كسل نخواهند شد

 

شاعر فارسي زبان اكثر حرفهاي خود را از ما برداشته

شاعري مانند صابر كه حرفي براي گفتن دارد بخيل نمي شود

 

ضرب المثلها و فلكلوريهاي تركي در دنيا نظير ندارد

در روستا مَثَل است كه لحاف خان از پارچه كهنه درست نمي شود

 

لشكر ترك قيصر روم را به اسارت گرفت

گفته انوشيروان است كه چنين تاريخي نمي تواند داستان باشد

 

شعر بايد مانند غذا طعم و نمك داشته باشد

تمام اهل روستا مي دانند كه بدون دوشاب نمي توان خشيل ( نام يك غذاست ) درست كرد

 

حرفها مانند جواهر هستند كه اگر اصل و بدلي بودنش را

كسي باشد كه تشخيص بدهد اينقدر پست ( آشغال ) نخواهد شد

 

نمي تواني شاعر شوي اگر از مادر شاعر زاده نشده اي

عزيزم تو مس ( كنايه از بدلي بودن طلا ) هستي . هر پيراهن زردي كه طلا نمي شود

 

اگر قدت زيادي كوتاه باشد حيله گر و مكار مي شوي

زياد هم بلند قد نباش كه آدم بلند قد عقل زيادي ندارد ( كنايه از متعادل بودن )

 

پسرم من نه مي توانم ظالم باشم و نه اهل قصاص

اين را در سرت فرو كن كه ابريشم پشم بز نمي شود

 

عشق را آزاد بگذار و اجازه بده آثار خود را در طبيعت (طبيعت انساني ) نشان بدهد

غزال وحشي كه در كوه و صخره ها به دنيا آمده نمي تواند حيوان آرامي شود

 

انسان كسي است كه دست مستضعفان را بگيرد ( ياري كند )

كسي كه خدا از او راضي باشد ذليل نمي شود

 

هر چند كه سراب آب معدني ، كره و عسل دارد

اگر سر به فلك هم بزند باز هم سراب نمي تواند اردبيل شود

 

اگر براي ملت غمخواري باشد اين بچه ها به تركه چوب ( كنايه از لاغر شدن ) تبديل نمي شوند

از اربابهايمان هم كسي پيدا نمي شود كه شكم گنده باشد

 

هميشه در و ديوار پر است از ادويه جات

اما وقتي كه مادرم شكم درد مي گيرد زنجبيل پيدا نمي شود

 

مانند طبع اين شهريار كه مي توان در چشمه آن شنا كرد

نمي گويم كوثر مي تواند باشد اما از سلسبيل افضل تر است ( دو آب بهشتي )

 

 

قایناق:

http://kadco.blogfa.com/

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 12:4  توسط آیتان تبریزلی  | 

 

Azərbaycanlı və türkiyəli hakerlərin qrupu saytı 375 dağıdıb

Bir müddət əvvəl xxeber.com-a internet vasitəsi ilə müsahibə verən və Xocalı Soyqırımının 15-ci ilinin tamam olduğu günlərdə erməni saytlarına hücum edəcəklərini bəyan edən azərbaycanlı haker dediyini icra edib. Həmin hakerin daxil olduğu "AYT" (Ayyıldız Team), "OHT" (Özel Harekat Team) və TAHT (Turkiye Azerbaijan Hacker Team) adlı qrup 375 sayta hücum edib.

Dağıdılan saytlar arasında erməni dilli Argetina saytları da var. Bunun səbəbi isə bir müddət əvvəl həmin ölkənin qondarma soyqırım məsələsində Ermənistana verdiyi dəstəkdir.

Dağıdılan saytların siyahısını görmək üçün daxil olun!

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 9:16  توسط آیتان تبریزلی  | 

به آذربایجان خوش آمدید عکس زیر را کلیک کنید

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 9:9  توسط آیتان تبریزلی  | 

 

روز جهانی زبان مادری در شهرهای آذربایجان

چند خبر از تظاهرات امروز به مناسبت روز جهانی زبان مادری در شهرهای مختلف آذربایجان

دانشجویان دانشگا زنجان طی تجمعی پر شکوه در دانشگاه زنجان خواستار رسمیت زبان ترکی و اجرای سیستم آموزشی بر اساس زبان مادری همه ملل ایران شدند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 20:45  توسط آیتان تبریزلی  | 

 

دونیالیق آنا دیلی گونون بوتون اینسانلارا اؤزللیکله دیلی یاساقلانمیش میلتیمیزه قوتلو اولسون دئییرم

بو گون اوچون

عزیز دؤستوم رحمتلیک « سهند افشاری » نین حسرت و بیز اوچ یولداشیدیق آدلی شعرلرین سیزین اوچون حاضیرلامیشام

 

روحو شاد و یولو داواملی اولسون

 

 

حسرت

منی آنادان اولما میشدان اونجه

یول اوسته قویدولار

اونداندی کی یوللار یولچوسویام

یوللار یورقونویام

یوللار وورغونویام

هله . آنا سوتون دادین آنمامیش

سوتو کسدیلر منه

اونداندی کی حسرتله دولغونام

آنا یوزونه حسرت

آنا دیلینه حسرت

آنا وطنیمه حسرت

صبریم بیتمه دن

ایللردی کی بو حسرتی اوزومله داشیییرام


بیز اوچ یولداش ایدیق

بیز اوچ یولداش ایدیق،

من، تانری، بیرده سیگارام

اول من یاناردیم،

سونرا سیگارام یاناردی،

تانریم باخاردی

یولون سونوندا،

اول من اؤلدوم،

سونرا سیگارام سؤندو

اوچوموزدن بیریمیز قالدی،

تانری کیمسه­سیز قالدی

او زامان،

او زامان تانری آنلادی،

آنلادی،
آغلادی

مزاریم اوسته یاش تؤکوب قورتاردی.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 23:34  توسط آیتان تبریزلی  | 
 

بیلدریش (عزیزلمه تؤرنی)
تورونتودا 21 فوریه دونیا آنا دیلی موناسبتیله توپلانتی

آنا، دیلین آناسی دیر؛ آنا دیلی دیللرین آناسی دیر (براهنی)

دانیشیق آپاران، سایقیلی:

دوکتور ضیاء صدرالاشرافی
خانیم لاله جوانشیر

( دانیشیق آذربایجان تورکجه سینده اولاجاقدیر )

بو گون اوچون:
جانلی موسیقی و کیتاب سرگیسی نظرده توتولموشدور

زامانی: 25 فوریه، یکشنبه گونو، گون اورتادان سونرا ساعات 30/8 – 30/6 آراسی
Bay View Hill Community Centreیئری:
114 Spadina (16th Avenue, Between Leslie & Bay View )

ایران آذربایجانی دیل و کولتور اوجاغی – کانادا
8056-875 (416)
5789- 895 (416)

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 22:46  توسط آیتان تبریزلی  | 

21 فوريه (2اسفند) دونیالیق آنادیلی گونو قوتلو اوسون

2 اسفند (21 فوریه) روز جهانی زبان مادری مبارک باد.

 

 

 

 

آنا دیلی حاقدا اسماعیل جمیلی دن ایکی شعر:

 

 

 

 

یازینین آردین کلیک ائدین....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 22:45  توسط آیتان تبریزلی  | 
 

بیر نئچه یازی بیر داها بو گون حاقدا....

 

 

یازینین آردین کلیک ائدین...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 22:44  توسط آیتان تبریزلی  | 
 

 

بو گونلر حاقدا خبرلر....

 

یازینین آردین کلیک ائدین...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 22:32  توسط آیتان تبریزلی  | 
 

 بسمه تعالی

قطعنامه پایانی تجمع دانشجویان دانشگاه زنجان بمناسبت بزرگداشت روز جهانی زبان مادری

 

   ایران کشوری کثیرالمله بوده وهمه ی ملیت های ساکن آن حق دارند از بدیهی ترین حقوق انسانی خویش برخوردار باشند وحکومت ایران موظف است در راستای اجرای عدالت و بر اساس موازین عالیه اسلامی در جهت حفظ و تعالی فرهنگ و هویت ملل ایران تلاش نماید.

با توجه به شرایط کنونی کشور و خواست عموم ملت در جهت برآورده ساختن حقوق برحق خویش که بارها طی حرکات مدنی متعددی از جمله   پرشکوهترین آنها تظاهرات خرداد سال جاری در شهرهای مختلف آذربایجان به وضوح بیان گردید. دانشجویان دانشگاه زنجان نیز ضمن گرامیداشت مقام شامخ شهدای راه حق و استقلال و آزادی در خرداد و با یاد زندانیان تسلیم ناپذیر به مانند تحصن بزرگ سی اردیبهشت برآورده کردن مطالبات ملت را یگانه راه اجرای عدالت و توسعه فرهنگی که اساس توسعه اجتماعی و سیاسی است، دانسته و اجرای بندهای زیر را حق مسلم امروز ملت ترک و مهمترین رسالت کنونی دولتمردان ایران می داند:

1- آموزش بر اساس زبان مادری و رسمیت زبان ترکی

2- ایجاد فرهنگستان زبان و ادبیات ترکی و ایجاد کرسی این رشته در دانشگاههای کشور

3- راه اندازی رسانه های جمعی من جمله رادیو، تلویزیون، نشریات و غیره بزبان ترکی

4- اعاده اسامی تاریخی به مناطق آذربایجان و رفع موانع موجود در نامگذاریهای اسامی ترکی(برای کودکان و واحدهای اقتصادی)

5- توجه جدی به اماکن تاریخی و نمادهای فرهنگی و هویتی ترک در ایران

گله جک بیزیمدیر

 

 

 

یازینین آردین کلیک ائدین...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 22:29  توسط آیتان تبریزلی  | 
 

دیلیمیزده بیر سیرا لوغتلر

 

منبع: وئبلاگ آتوسا -- نوشته شده توسط آیلار همدانلی

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 0:1  توسط آیتان تبریزلی  | 
 
Free counter and web stats