افق فدراليسم در خاورميانه(1)
آيتان تبريزلي (آذراوغلو)
مقدمه
شايد بتوان از خاورميانه به عنوان پرتنش ترين منطقه در دنيا نام برد. با توجه به اوضاع سالهاي اخير منطقه، شاهد تغييرات متعددي در کشورهاي خاورميانه بوده ايم، که اغلب آنها تغييرات سياسي بوده اند. بنظر مي رسد خاورميانه به منطقه اي تبديل شده است که تئوريها و سيستمهاي مختلف سياسي سنتي و مدرن در آن بکار برده مي شوند. و هنوز نمي توان گفت که درصد موفقيت و شکست آنها در درازمدت چه خواهد بود. ولي چيزي که مسلم است اين است که اين تغييرات تابع عوامل مختلف داخلي و بين المللي مي باشند. چرا که اگر بخواهيم در سطح بين المللي موقعيت اين منطقه را نسبت به مناطق و کشورهاي ديگر بررسي کنيم مي بينيم که خاورميانه از هر لحاظ به عنوان يک منطقه استراتژيک مطرح بوده است و به همين دليل هر نوع تغيير و تحولي از ديد ديگر دول پنهان نخواهد ماند و در بعضي از موارد مدلها و تئوريهاي مختلف سياسي برای این منطقه پیشنهاد می شود. لذا با نوعي پارامتر بين المللي در تغييرات اين منطقه مواجهيم. اما در بعد ديگر ما با عوامل داخلي کشورها مواجه هستيم. اين عوامل ممکن است شامل احزاب، گروهها و ملتهاي موجود در کشورهاي اين منطقه باشند. خواستهاي جديد، تغييرات جديدي را به دنبال دارد، پس ما مي بينيم که با نوع خواسته هاي مختلف با تغييرات مختلفي نيز مواجه هستيم. انقلاب نارنجي يا مخملي در اوکراين، ثبات نسبي در افغانستان و به دنبال آن تشکيل اولين دولت نسبتا منسجم بعد از چندين سال درگيري در افغانستان، سقوط صدام و حزب بعث وي، به وجود آمدن يک دولت جديد در عراق، متفاوت بودن انتخابات رياست جمهوري در ايران و... . همه اينها به نوعي هم از عوامل داخلي و هم از عوامل بين المللي متاثر هستند. البته شدت و ضعف آنها نسبت بههمديگر متفاوت است. اما بحث در اينجاست که آيا مي توان با تحولات اخیر به تشکيل يک فدراسيون منطقه اي اميدوار بود يا نه. اين سوالي است که شايد بتوان در طول اين مقاله به آن دست يافت. ذکر اين نکته لازم است که اين مقاله بيشتر براساس قابلیت اجراي سيستم فدرالیسم در کشورهاي اين منطقه به بحث خواهد پرداخت.
برای خواندن بقیه مقاله ادامه مطلب را کلیک کنید...