يوسف قوجق
(مديرمسئول فصلنامة ياپراق، نخستين نشرية رسمي تركمنهاي ايران)
كربلا و امام حسين (ع) در شعرهاي مختومقلي
 | |
وقايعي كه در روز عاشورا در برخي كشورها اتفاق افتاد، تأسف و تأثر تمامي مذاهب دين اسلام را فراهم نمود. اوضاع كنوني جهان به گونهاي است كه برخي از سياستمداران سعي ميكنند عامل اين وقايع در روز عاشورا را كه باعث كشته شدن شمار زيادي از عزاداران در برخي كشورها شده است، به مسلمانان سني مذهب نسبت دهند.
براي نشان دادن احترام والاي مسلمانان سني به اهل بيت حضرت رسول (ص) نيازي به بر شمردن شواهد و ادله از كتب حديث و سخنان بزرگان اين مذهب نيست و نگارنده كه خود بر مذهب تسنن است در اين مقاله بدون هيچ توضيحي ابتدا تنها به چند نمونة كوچك از احترام تركمنها ـ كه سني مذهب هستند ـ به امامان اشاره مينمايد و در ادامه ، با استناد به برخي اشعار مختومقلي فراغي كه سنيمذهب است و به بياني بنيانگذار ادبيات مكتوب تركمني است ، سعي خواهد نمود نگرش ايشان به واقعة كربلا و شهادت امام حسين و يارانش را بيان نمايد.
جايگاه امام رضا (ع) در بين تركمنها
بارگاه حضرت رضا (ع) در شهر مشهد همواره شاهد حضور صدها و هزارها مسلمان سنيمذهب و از جمله مردم تركمن است. از گذشتههاي دور تاكنون ، جوانان تركمن در تركمنصحرا پس از عروسي ، به اميد استحكام پايههاي زندگي مشترك به آستان مقدس امام رضا (ع) متوسل شده و سفر به مشهد و زيارت بارگاه امام رضا (ع) را يكي از سنتهاي حسنة فرهنگ خود مي دانند.
مختومقلي ميگويد :
|
من در بين همسالان خود فردي بيكمال هستم
عاشق و مجنون و شكستهحالم
اي خدا! به حق زوار عالم كه در قلب خراسان است ،
تو را به حق امام رضا ما را ببخش! |
دنگ دوشلار يانينده بير بيكمالام
عاشقام، مجنونام، شكسته حالم
سينهي خراسان زواري عالم
يا امام رضايه باغيشلا بيزني |
زيارت امام رضا (ع) نه تنها در بين تركمنهاي سنيمذهب ايران ، بلكه در بين تركمنهاي تركمنستان نيز سنت پسنديدهاي است. تركمنهاي تركمنستاني بارگاه امام رضا (ع) را به جهت داشتن گنبدي طلايي و به منظور تكريم شخصيت والاي ايشان «قيزيل امام» (يعني امام طلايي) مينامند. هر چند در حال حاضر تركمنهاي ايران براي بيان نام بارگاه امام رضا (ع) واژة «امام رضا» را بكار ميبرند و يا با گفتن نام مكان (مشهد) و يا گفتن عبارت «مشهد جان» ، بارگاه امام رضا و يا خود امام رضا (ع) را مدنظر قرار ميدهند ، اما در بين نسل قديم تركمنهاي ايران و حتي تا همين اواخر نيز نام ايشان با عبارت «قيزيل امام» بكار برده ميشد.
تكريم دوازده امام و چهار خليفه :
عبارت «اونايكي امام ، دؤرت چهاريار» [دوازده امام و چهار خليفه كه با هم يار و همدم بودهاند] براي هر تركمن عبارتي آشناست. حتي در خطبههاي نمازجمعة مساجد اهل تسنن نيز امامان جماعت با تكرار اين عبارت ، از آنها به نيكي ياد كرده و در نعت آنها سخنان زيادي ميگويند. مختومقلي در شعرهاي زيادي اين دو عبارت را به كار برده است كه از جملة آنها مي توان به اين ابيات اشاره كرد:
شعر «حقي اوچين» :
|
به حقِ دوازده امام ، هفت ولي و چهلتن
حضرت خضر و الياس نبي! … |
اون ايكي امام، يدي ولي، چلتنلر
خضر-الياس نبي ا حقي اوچين! |
و يا در شعر «شفا بر» (شفا بده) :
|
اي دوازده امام كه همه سرور هستيد
و اي هفت ولي ؛ به كمك هم ، مرا مدد كنيد |
اون ايكي امام، بيري-بيريندن سرور
يدي ولي، ياران بولوپ، مدد بر |
مختومقلي در شعر «گوردوما» از هر چهار خليفه و بويژه از حضرت علي به نيكي ياد كرده و از ملاقات روحي با آنها سخن گفته است:
|
چهارياران را كه حضرت ابوبكر ، عثمان ، عمر
و شير خدا حيدر صفدر علي است ، ديدم. |
چارياردان حضرت بوبكر، عثمان عمر
حيدر صفدر، علي شير خداني گوردوما |
مختومقلي در شعر «قيلدي يارانلار» ضمن ياد از چهار خليفه ، به داستاني اشاره ميكند كه بيانگر سخاوت و جوانمردي حضرت علي (ع) است كه البته نگارنده براي جلوگيري از طولاني شدن مبحث ، به جاي ذكر جزئيات اين روايت ، تنها به يك بند از آن اكتفا مينمايد:
|
چهار خليفه با ذكر حق ، اشكها ريختند
و از بديها دوري گزيدند
علي كاري بسيار نيكو كه بين مردم نادر است ، انجام داد كه مختومقليِ غريب آنرا بازگو ميكند |
چاريارلار حق ديييپ گوزدن ياش اتدي
اولار يامانليقدان اوزون داش اتدي
علي بير ايلده يوق ، ياغشي ايش اتدي
غريب مختومقلي آيتدي، يارانلار |
مختومقلي در شعري تحت عنوان «دوستلار هي» چهار خليفه را چهار يار حضرت رسول (ص) دانسته و گفته است :
|
حضرت آدم نخستين پيامبر
و حضرت محمد افضل همة آنهاست
و ايشان چهار يار به نامهاي ابوبكر ، عمر ، عثمان و علي داشتند. |
جمله پيغامبرينگ آدم اولي
محمددير باريسيندان افضلي
ابوبكر، عمر، عثمان و علي
اونونگ چارياري بولدي، دوستلار هي |
در بارة ارادتي كه مختومقلي به دوازده امام دارد، ابيات زيادي ميتوان ذكر كرد اما براي بيان عمق ارادت ايشان به ائمه عليهمالسلام همين كافيست كه بدانيم ، مختومقلي همچون همة معتقدين سنيمذهب ، چنان ارادتي به دوازده امام دارد كه در شعري با عنوان «باغيشلا بيزني» در هر بيت به ترتيب ، نام دوازده امام را ذكر كرده و ضمن تكريم آنها ، از خداوند ميخواهد تا به خاطر هر يك از اين بزرگان ، از گناه او در گذرد. مطلع و مأخر اين قطعه شعر چنين است:
مطلع :
|
داماد رسول و شير خودت است
خدايا! به حق امام علي ما را ببخشاي!
چشم و چراغم و نور ديدگانم است امام حسن؛
خدايا به حق او ما را ببخشاي! |
رسول داماديدير، اوز آرسلانينگدير
يا امام عليه باغيشلا بيزني
چشم چراغيمدير، نور عينيمدير
يا امام حسنه باغيشلا بيزني |
مقطع :
|
مختومقلي ميگويد كه خاك پاي آنهايم
و در راه امامان جان فدا هستم
بندهاي كوچك و سگ آستان درگاه و گدايي هستم
خدايا به حق عباسِ علي ما را ببخشاي! |
مختومقلي آيدار، من خاك پايام
اماملار يولينده هم جان فدايام
كمينه بنده من، كلبي - گدايام
يا عباس عليه باغيشلا بيزني |
واقعة كربلا در اشعار مختومقلي :
مختومقلي در تمامي اشعار خود 10 بار مستقيماً از كربلا ياد نموده است. اين شاعر گاه مصيبت كشته شدن حسين و يارانش را چنان سنگين و سخت و مظلومانه ميبيند كه زبان شكوه و شكايت به درگاه خداوند متعال ميگشايد :
|
پروردگارا! فرزند علي چه گناهي كرده بود
كه آنها را در دشت كربلا خوار و زار كردي؟ |
نه گناه قيلدي علينينگ اوغلي، اي پروردگار
كربلا دشتينده قيلدينگ سن آلارني خوار و زار |
و گاهي نيز به اين دنياي فاني شخصيتي استعاري مي دهد و به آن مي تازد كه چرا باعث شهادت امام حسين و يارانش در صحراي كربلا شده است:
|
تو اي دنيا! حسن ـ حسين را كه از عرش و كرسي (از بين همه چيز) فقط او را ميخواهم ، در كربلا شهيد كردي. |
حسن-حسين، عرشي-كرسي گرهگيم
كربلادا شهيد اتدينگ سن دنيا |
و يا در شعري ديگر از ريخته شدن خون افراد زيادي از امت اسلام در كربلا شكوه ميكند:
|
خون چندين امت را
در كربلا به زمين ريختهاند |
بيرنيچه امتلار قانين
كربلادا دوكوپ گچدي |
شاعر تركمن به سرزمين كربلا ارزش زيادي ميدهد:
|
تو گويي يوسف را در چاه كردهباشند ؛
به هواي ديدن جمالت ، به ماه مي نگرم
و يوسف يوسف گويان
به كربلا در عراق چشم دوختهام |
مگر يوسف دوشدي چايا
جمالينگ دييپ باقام آيا
عراق زمين كربلايا
باقام يوسف ديه-ديه |
اين شاعر آزاده ، بر اين عقيده است كه كشته شدگان در كربلا را جز شهيد نميتوان چيز ديگري ناميد و ميگويد كه آيا به غير از آنها شهيد ديگري مگر ميتوان تصور نمود:
|
هر زاغ و زغني را نمي توان كبوتر ناميد
آيا مي توان هر آنكس را كه در صحرا آرميده ، مرده ناميد؟
آيا غير از آنها كه در كربلا شهيد شدهاند ، ميتوان شهيد ناميد؟
آيا هر آن كس را كه موهايش را بلند كرده ، ميتوان سيد ناميد؟
نمي توان هر كس را كه كلاه پوشيده ، قلندر ناميد. |
هر زاغ و زغندان كبوتر اولماز
هر صحراده ياتان ميت بولارمي؟
كربلادان غيري شهيد بولارمي؟
هر ساچين اوسدورن سيد بولارمي؟
هر تلپك گييندن قلندر اولماز |
مختومقلي در شعري ، از ديداري روحاني با حسن و حسين و دشت كربلا سخن گفته است:
|
من آنها را كه در دشت كربلا شهيد شدند
و حسن و حسين را و كربلا را ديدهام |
كربلا دشتينده جان برگن شهيدلر گيتديلر
هم حسن بيرله حسين، كربلاني گوردوما |
امام حسين (ع) در اشعار مختومقلي
سومين امام تمامي مسلمين و دومين نوة رسول خدا (ص) و يكي از دو سرور جوانان اهل بهشت كه مادرش فاطمة زهرا (س) دختر رسول الله (ص) بود ، حسين (ع) است. نام امام حسين 23 بار در ديوان مختومقلي تكرار شده است و اين نشان دهندة اهميتي است كه اين شاعر بزرگ به ايشان قائل است. مختومقلي حسن و حسين (عليهما سلام) را پرتو و ماه دين و مادرشان فاطمة زهرا (س) را شاه حوريان بهشت ميداند :
|
حسن و حسين ، ماه تابان دين هستند
فاطمة زهرا شاه حوريان بهشت است
اينها انوار الهي هستند كه به قدرت خدا بوجود آمدهاند.
آري ؛ اين معجزات از اين دنيا رفتهاند |
حسن حسين، دينينگ انوري، ماهي
قاني فاطمه زهرا، حورلرينگ شاهي
قدرت بيلن دوران نور الهي
شيله معجزاتلار موندان گچيپدير |
مختومقلي در يكي از شعرهايش جنگ امام حسين (ع) در كربلا را مبارزة وي در راه اسلام ميداند:
|
آن حسن و حسين
كه همدم ما بودند
و به خاطر اسلام شمشير زدهاند
و در كربلا شهيد شدهاند ، كجايند؟ |
بيزينگ بيله همدم بولان
اسلام اوچين قيليچ اوران
كربلادا شهيد بولان
اول حسن، حسين قاني؟ |
مختومقلي چنان جايگاهي براي شخصيت امام حسين قائل است كه در شعري شفاي دل بيمار و آشوبزدة خود را از حسن ، حسين ، علي و ديگر بزرگان و ائمه ميخواهد:
|
اي دوازده امام ، اي كه يكي از ديگري سرورتر!
اي هفت نفر اولياء ، همه به ياري هم!
اي مشهد (امام رضا) ، اي قرهبابا ، اي حضرت شيث!
اي حسن ، ايحسين و اي شاهمردان ، شفايم ده! |
اون ايكي امام، بيري-بيريندن سرور
يدي ولي، ياران بولوپ، مدد بر
مشهد، قارا بابا، يا شيث پيغامبر
حسن، حسين، شاهمردان، شفا بر! |
شاعر بزرگ تركمن در شعري ديگر ، ضمن مذمت دنيا و يادآوري ستمي كه شمر و يزيد بر امام حسين كردهاند ، از خداوند بخشايشگر خواسته است تا به حق امام حسين گناهانش را ببخشايد:
|
اين دنياي دروغين به چه كسي وفا كرده؟
خدايا! به حق امام حسين كه در آخرت ، در بهشت خواهد بود
به حق حسين كه شمر و يزيد بر او جفا كردند
ما را ببخش! |
يالان دنيا كيمه بردي وفاني
آخرتدا آنلار سورر صفاني
شمر ايله اول يزيد بردي جفاني
يا امام حسينه باغيشلا بيزني |
مختومقلي علاوه بر تكريم شخصيت والاي امام حسين (ع) در همان شعر مشهور «باغيشلا بيزني» در بارة شخصيت فاطمه زهرا (دختر پيامبر ، همسر حضرت علي و مادر امام حسين) نيز چنين بيتي سروده است :
|
مادرش فاطمة زهراست
آنكه ذرهاي گناه در ذاتش وجود ندارد |
فاطمه زهرادير آنينگ انهسي
ذاتينده بير ذره يوقدور گناهسي |
ابياتي كه در زير ذكر مي شود ، بي هيچ توضيحي نشانگر منزلتي است كه شاعر تركمن به امام حسن و امام حسين قائل است. بخش هايي از مرثيهاي با عنوان « حسن بيرله حسين» كه مختومقلي در بارة اين امامان سروده ، چنين است :
|
ترجمه |
ابيات تركمني |
|
بندگان خداي واحدند ، آن حسن و حسين
بلبل مصطفي هستند ، آن حسن و حسين
گل باغ رضوانند ، آن حسن و حسين
دو پسر علي هستند ، آن حسن و حسين
گل هاي دو جهانند ، آن حسن و حسين |
بير خداييمنينگ قوليدير اول حسن بيرله حسين
مصطفينينگ بلبلي دير اول حسن بيرله حسين
باغ رضوانينگ گليدير اول حسن بيرله حسين
اول علينينگ ايكي اوغليدير اول حسن بيرله حسين
ايكي دنيانينگ گليدير اول حسن بيرله حسين |
|
اي پروردگار! فرزند علي چه گناهي كرده بود
كه آنها را در دشت كربلا خوار و زار نمودي ؟
آن حسن و حسين شهسواراني بودند
حسين بود كه سپر پوشيد و ذوالفقار به دست گرفت
حسن و حسين گلهاي دو جهان هستند |
نه گناه قيلدي علينينگ اوغلي، اي پروردگار
كربلا دشتينده قيلدينگ سن آلارني خوار و زار
اول حسن بير حسين بيلسنگ ايديلر شاهسوار
اگنيگه قالقان ساليپ، اليگه آلدي ذوالفقار
ايكي دنيانينگ گليدير اول حسن بيرله حسين |
|
شمر ملعون و پليد ، سر حسين را بريد
در روز محشر اشك فاطمه را خواهيد ديد كه جاري است
چونكه يتيم ماند از پسران و دختران و از داشتن برادر
و محروم شد از داشتن خويشان و نزديكان و هم از همسرش.
گل هاي دو جهانند ، آن حسن و حسين |
شمر معلون پليد كسدي حسينينگ باشيني
تانگلا محشرده گورر سيز (اول) فاطمه گوز ياشيني
هم يتيم قيلدي اوغول - قيز هم ينه قارداشيني
هم قارينداش اوروغ هم ينه (هم) يولداشيني
ايكي دنيانينگ گليدير اول حسن بيرله حسين |
|
آن حسين با ياد خداي واحد ، به صحنة نبرد وارد شد
علي اصغر شنيد و ناله و فرياد كرد
شمر ملعون ظلم بسيار نمود و سر از بدنش جدا كرد
تمام عالم ، خداي را ياد كرده و گريستند
گل هاي دو جهانند ، آن حسن و حسين |
اول حسين گيردي اوروشغا بير خداني ياد اديپ
هم علي اصغر اشيتيپ، نالا و فرياد اديپ
شمر ملعون كسدي باشين ظلمني بسيار اديپ
اهلي عالم ييغلاشا دير بير خداني ياد اديپ
ايكي دنيانينگ گليدير اول حسن بيرله حسين |
|
اگر علي ميبود ، دادش را ميستاند
آن پليدها فرياد جنگ سر ميدادند و داد و فرياد ميكردند
آيا فرياد حسين را مي شنوي كه همچون شيري ميغرد
بنيان اسرار اين دنيا با نام آنها مرتبط است
گل هاي دو جهانند ، آن حسن و حسين |
گر علي بولسا ايدي، آندا برردي داديني
اول پليدلر قيلماغاي اردي اوروشنينگ داديني
شير دك تارتار، اشيتگيل بندانينگ فرياديني
آدينگيز بو دنياده بو سيرلارينگ بنياديني
ايكي دنيانينگ گليدير اول حسن بيرله حسين |
چهرة پليد يزيد در شعر مختومقلي :
تركمنها زشتترين و قبيحترين ناسزايي كه به زبان ميآورند ، عبارت «شمر» و «يزيد» است. كسي نيست كه تركمن باشد و با شنيدن اين عبارات به عنوان «ناسزا» چهره در هم نكشد و خشمگين نشود. به راستي اين در بطن فرهنگ و عقيدة تركمنها ريشه دوانده است.
مختومقلي يزيد را فردي مي داند كه دين را انكار نمود و در شعري ، در لزوم وفاي به عهد ، به شكلي شاعرانه ، آنرا كه وفاي به عهد نكند ، بدتر از يزيدي ميداند كه منكر دين شد:
|
هر كس كه وفاي به عهد نكند
يزيد كه منكر دين شد ، از او بهتر است |
هر كيم تاپيلماسا آيدان سوزوندن
دينه منكر بولان يزيد ياغشي دير |
به عبارتي ميتوان چنين گفت كه شاعر براي نشان دادن درجة قباحت و زشتيِ وفا نكردن به عهد و پيمان ، به نماد زشتترين و كريهترين انسانها كه يزيد باشد اشاره نمود و گفته است آنكه وفاي به عهد نكند از يزيد هم بدتر است.
مختومقلي در شعري ديگر با كنايهاي بسيار شاعرانه ، «يزيد» را در معناي كناييِ فردي بسيار فرصت طلب بكار ميبرد كه اساس كارش بر سودجويي و منفعت طلبي است:
|
منكرها جمع شدند و كعبه را ويران كردند
و يزيد رفت تا چوبهاي آن را بفروشد |
منكرلر جم بولوپ ييقدي كعبهني
يزيد گيتدي آغاچلارين ساتماغا |
و بالاخره در شعري ديگر ، شاعر تركمن لعنت بر يزيد ميفرستد و در مشاعره با شاعري ديگر چنين مي پرسد :
|
مختومقلي بندة حق ، رسول و امت است
شكر بر مؤمن و لعنت بر يزيد.
آيا ميداني سرور پيامبران حضرت محمد
چه زماني عروج نمود؟ |
مختومقلي حقه قول، رسول - امت
مومنه شكر اديپ، يزيده لعنت
پيغامبر سروري رسول محمد
محمد هاچان معراجه گيديپدير |
| |
شعرهایی از مختومقلی
حسن- حسین، عرشی - کرسی گره گیم
کربلادا شهید اتدینگ سن دنیا .
تو ای دنیا! حسن ـ حسین را که از عرش و کرسی (از بین همه چیز) فقط او را میخواهم ، در کربلا شهید کردی.
و یا در شعری دیگر از ریخته شدن خون افراد زیادی از امت اسلام در کربلا شکوه میکند :
بیرنیچه امتلار قانین
کربلادا دوکوپ گچدی
خون چندین امت را
در کربلا به زمین ریخته اند
شاعر ترکمن برای سرزمین کربلا ارزش فراوانی قائل است :
مگر یوسف دوشدی چایا
جمالینگ دییپ باقام آیا
عراق زمین کربلایا
باقام یوسف دیه - دیه تو گویی یوسف را در چاه کرده باشند ؛
به هوای دیدن جمالت ، به ماه می نگرم
و یوسف یوسف گویان
به کربلا در عراق چشم دوخته ام
***
این شاعر آزاده ، بر این عقیده است که کشته شدگان در کربلا را جز" شهید " ، نمی توان چیز دیگری نامید و میگوید که آیا به غیر از آنها شهید دیگری مگر میتوان تصور نمود:
هر زاغ و زغندان کبوتر اولماز
هر صحراده یاتان میت بولارمی؟
کربلادان غیری شهید بولارمی؟
هر ساچین اوسدورن سید بولارمی؟
هر تلپک گییندن قلندر اولماز
هر زاغ و زغنی را نمی توان کبوتر نامید
آیا می توان هر آن کس را که در صحرا آرمیده ، مرده نامید؟
آیا غیر از آنها که در کربلا شهید شده اند ، می توان شهید نامید؟
آیا هر آن کس را که موهایش را بلند کرده ، می توان سید نامید؟
نمی توان هر کس را که کلاه پوشیده ، قلندر نامید.
مختومقلی در شعری ، از دیداری روحانی با حسن و حسین و دشت کربلا سخن گفته است :
کربلا دشتینده جان برگن شهیدلر گیتدیلر
هم حسن بیرله حسین، کربلانی گوردوما من آنها را که در دشت کربلا شهید شدند
و حسن و حسین را و کربلا را دیدهام
امام حسین (ع) در اشعار مختومقلی
سومین امام تمامی مسلمین و دومین نوه رسول خدا (ص) و یکی از دو سرور جوانان اهل بهشت که مادرش فاطمة زهرا (س) دختر رسول الله (ص) بود ، حسین (ع) است . نام امام حسین 23بیست و سه بار در دیوان مختومقلی فراغی تکرار شده است و این نشان دهندة علاقه و اهمیتی است که این شاعر بزرگ برای ایشان قائل است. مختومقلی حسن و حسین (علیهما السلام) را ماه و پرتو دین و مادرشان فاطمة زهرا (س) را شاه حوریان بهشت می داند :
حسن حسین، دینینگ انوری، ماهی
قانی فاطمه زهرا، حورلرینگ شاهی
قدرت بیلن دوران نور الهی
شیله معجزاتلار موندان گچیپدیر حسن و حسین ، ماه تابان دین هستند
فاطمة زهرا شاه حوریان بهشت است
اینها انوار الهی هستند که به قدرت خدا به وجود آمده اند .
آری ؛ این معجزات از این دنیا رفته اند
مختومقلی در یکی از شعرهایش جنگ امام حسین (ع) در کربلا را مبارزه وی در راه اسلام می داند :
بیزینگ بیله همدم بولان
اسلام اوچین قیلیچ اوران
کربلادا شهید بولان
اول حسن، حسین قانی؟ آن حسن و حسین
که همدم ما بودند
و به خاطر اسلام شمشیر زدهاند
و در کربلا شهید شدهاند ، کجایند؟
مختومقلی چنان جایگاهی برای شخصیت امام حسین قائل است که در شعری شفای دل بیمار و آشوبزدة خود را از حسن ، حسین ، علی و دیگر بزرگان و ائمه میخواهد :
اون ایکی امام، بیری-بیریندن سرور
یدی ولی، یاران بولوپ، مدد بر
مشهد، قارا بابا، یا شیث پیغامبر
حسن، حسین، شاهمردان، شفا بر! ای دوازده امام ، ای که یکی از دیگری سرورتر!
ای هفت نفر اولیاء ، همه به یاری هم!
ای مشهد ( امام رضا) ، ای قرهبابا ، ای حضرت شیث!
ای حسن ، ای حسین و ای شاهمردان ، شفایم ده!
شاعر بزرگ ترکمن در شعری دیگر ، ضمن مذمت دنیا و یادآوری ستمی که شمر و یزید بر امام حسین کرده اند ، از خداوند بخشایشگر خواسته است تا به حق امام حسین گناهانش را ببخشاید:
یالان دنیا کیمه بردی وفانی
آخرتدا آنلار سورر صفانی
شمر ایله اول یزید بردی جفانی
یا امام حسینه باغیشلا بیزنی این دنیای دروغین به چه کسی وفا کرده؟
خدایا! به حق امام حسین که در آخرت ، در بهشت خواهد بود
به حق حسین که شمر و یزید بر او جفا کردند
ما را ببخش!
***
مختومقلی علاوه بر تکریم شخصیت والای امام حسین (ع) در همان شعر مشهور « باغیشلا بیزنی » دربارة شخصیت فاطمه زهرا ( س ) دختروالای پیامبر ، همسر حضرت علی و مادر امام حسین ع ) نیز چنین بیتی سروده است :
فاطمه زهرادیر آنینگ انه سی
ذاتینده بیر ذره یوقدور گناه سی
مادرش فاطمه زهراست
آنکه ذره ای گناه در ذاتش وجود ندارد.
ابیاتی که در زیر ذکر می شود ، بی هیچ توضیحی ، نشانگر منزلتی است که شاعر ترکمن به امام حسن و امام حسین ( ع ) قائل است. بخش هایی از مرثیهای با عنوان « حسن بیرله حسین» که مختومقلی در بارة این امامان سروده ، چنین است :
بیر خداییمنینگ قولیدیر اول حسن بیرله حسین
مصطفینینگ بلبلی دیر اول حسن بیرله حسین
باغ رضوانینگ گلیدیر اول حسن بیرله حسین
اول علینینگ ایکی اوغلیدیر اول حسن بیرله حسین
ایکی دنیانینگ گلیدیر اول حسن بیرله حسین بندگان خدای واحدند ، آن حسن و حسین
بلبل مصطفی هستند ، آن حسن و حسین
گل باغ رضوانند ، آن حسن و حسین
دو پسر علی هستند ، آن حسن و حسین
گل های دو جهانند ، آن حسن و حسین
اول حسن بیر حسین بیلسنگ ایدیلر شاهسوار
اگنیگه قالقان سالیپ، الیگه آلدی ذوالفقار
ایکی دنیانینگ گلیدیر اول حسن بیرله حسین
آن حسن و حسین شهسوارانی بودند
حسین بود که سپر پوشید و ذوالفقار به دست گرفت
حسن و حسین گلهای دو جهان هستند
شمر معلون پلید کسدی حسینینگ باشینی
تانگلا محشرده گورر سیز (اول) فاطمه گوز یاشینی
هم یتیم قیلدی اوغول - قیز هم ینه قارداشینی
هم قارینداش اوروغ هم ینه (هم) یولداشینی
ایکی دنیانینگ گلی دیر اول حسن بیرله حسین شمر ملعون و پلید ،
در روز محشر اشک فاطمه را خواهید دید که جاری است
چونکه یتیم ماند از پسران و دختران و از داشتن برادر
و محروم شد از داشتن خویشان و نزدیکان و هم از همسرش.
گل های دو جهانند ، آن حسن و حسین
اول حسین گیردی اوروشغا بیر خدانی یاد ادیپ
هم علی اصغر اشیتیپ، نالا و فریاد ادیپ
شمر ملعون کسدی باشین ظلمنی بسیار ادیپ
اهلی عالم ییغلاشا دیر بیر خدانی یاد ادیپ
ایکی دنیانینگ گلیدیر اول حسن بیرله حسین
آن حسین با یاد خدای واحد ، به صحنة نبرد وارد شد
علی اصغر شنید و ناله و فریاد کرد
شمر ملعون ظلم بسیار نمود و سر از بدنش جدا کرد
تمام عالم ، خدای را یاد کرده و گریستند
گل های دو جهانند ، آن حسن و حسین
گر علی بولسا ایدی، آندا برردی دادینی
اول پلیدلر قیلماغای اردی اوروشنینگ دادینی
شیر دک تارتار، اشیتگیل بندانینگ فریادینی
آدینگیز بو دنیاده بو سیرلارینگ بنیادینی
ایکی دنیانینگ گلیدیر اول حسن بیرله
حسین اگر علی میبود ، دادش را میستاند
آن پلیدها فریاد جنگ سر می دادند و داد و فریاد میکردند
آیا فریاد حسین را می شنوی که همچون شیری میغرد
بنیان اسرار این دنیا با نام آنها مرتبط است
گل های دو جهانند ، آن حسن و حسین

چهره پلید یزید در شعر مختومقلی :
ترکمنها زشت ترین و قبیح ترین ناسزایی که به زبان میآورند ، عبارت « شمر» و « یزید » است . این دو عبارت در بین ترکمنها با زشتی ، پلشتی ، دغلکاری و هر آنچه منفی است ، مترادف میباشد. کسی نیست که ترکمن باشد و با شنیدن این عبارات به عنوان «ناسزا» چهره در هم نکشد و خشمگین نشود. به راستی این در بطن فرهنگ و عقیدة ترکمنها ریشه دوانده است.
مختومقلی یزید را فردی می داند که دین را انکار نمود و در شعری ، در لزوم وفای به عهد ، به شکلی شاعرانه ، آنرا که وفای به عهد نکند ، بدتر از یزیدی میداند که منکر دین شد :
هر کیم تاپیلماسا آیدان سوزوندن
دینه منکر بولان یزید یاغشی دیر هر کس که وفای به عهد نکند
یزید که منکر دین شد ، از او بهتر است
به عبارتی می توان چنین گفت که شاعر برای نشان دادن درجه قباحت و زشتیِ وفا نکردن به عهد و پیمان ، به نماد زشت ترین و کریه ترین انسانها که یزید باشد اشاره نموده و گفته است آن که وفای به عهد نکند از یزید هم بدتراست.
مختومقلی در شعری دیگر، با کنایه ای بسیار شاعرانه ، « یزید » را در معنای کناییِ فردی بسیار فرصت طلب به کار می برد که اساس کارش بر سودجویی و منفعت طلبی است :
منکرلرجم بولوپ ییقدی کعبه نی
یزید گیتدی آغاچلارین ساتماغا منکرها جمع شدند و کعبه را ویران کردند
و یزید رفت تا چوبهای آن را بفروشد
و بالاخره در شعری دیگر ، شاعر ترکمن لعنت بر یزید میفرستد و در مشاعره با شاعری دیگر چنین می پرسد :
مختومقلی حقه قول، رسول - امت
مومنه شکر ادیپ، یزیده لعنت
پیغامبر سروری رسول محمد
محمد هاچان معراجه گیدیپدیر مختومقلی بندة حق ، رسول و امت است
شکر بر مؤمن و لعنت بر یزید.
آیا میدانی سرور پیامبران حضرت محمد
چه زمانی عروج نمود؟
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 18:27 توسط آیتان تبریزلی
|